تبليغاتX
وبلاگ محمد فلاح نژاد
وبلاگ محمد فلاح نژاد
شامل بخشهاي ورزشي-عمومي وغيره
هوای عشق

هوای دلم بارانی است و آسمان ذهنم کبود ، یاسهای زرد از

 

بی پناهی من آگاهند و قطره های باران از دل دردمندم خبر

 

دارند .

 

 

بغض در گلویم به زنجیر کشیده شده و من به روشنی

 

 

می دانم که زندگی ، رنگ آبی و آرامش خود را از دست داده

 

 است . آینده پر است از اشک و آه و حسرت و درد هجران و

 

 انتظار ، صفحه های دلم در آرزوی یک نگاه خواهند ماند و

 

طوفان هیچ نگاهی زندگی را تازه نخواهد کرد .

 

 

دستهایم را می گشایم . پنجره ی ذهن رو به کوچه ای باز

 

 است که حتی خاطره ها هم از آنجا رفته اند .

 

 

نفرین بر این زندگی ...

 

 

نفرین بر این سرنوشت که هرگز شیرین نیست .

 

|+| نوشته شده توسط محمد فلاح نژاد در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386 ساعت 22:59 |

زندگی بدون عشق .

 

ای عشق چقدر دل بستن به تو راحت و دل کندن از تو سخت است .

 

چقدر سخت است وقتی مرگ عشقی را ببینی که خودت سایبان صفا و پاکی آن را

 

 ساختی و آجر به آجر خانه عشقی را روی هم گذاشتی که یک روز بر سر

 

 آرزوهایت خراب شد .

 

چقدر سخت است ، زندگی بدون عشق .

 

عشقی که تازه چند روز پیش نوید زندگی و آزادگی را می داد و اکنون خبری جز

 

 مرگ و نیستی نداشت .

 

چقدر سخت است ، امید بستن به جاده ای که آخر آن سرابی بیش نیست و تو نیز

 

 در این جاده تنها به امید زندگی و بودن منتظر می مانی .

 

 

 

|+| نوشته شده توسط محمد فلاح نژاد در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386 ساعت 22:58 |

حرف های شیرین و فرهاد

قسمتی از حرف های شیرین و فرهاد  :

 

 

مرا در بیستون بر خاک بسپارید که تا شبها

 

    غم بی همزبانی را برای کوهکن گویم

 

        بگویم عاشقم ، بی همدمم ، دیوانه ام ، مستم

 

            نمی دانم کدامین حال و درد خویشتن گویم

 

از آن گمگشته ی من هم نشانی آور ای قاصد

 

    که چون یعقوب نابینا سخن با پیرهن گویم

 

        تو می آیی بر بالینم ، ولی آندم که در خاکم

 

            خوشامد گویمت اما ، در آغوش کفن گویم .

 

 

 

|+| نوشته شده توسط محمد فلاح نژاد در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386 ساعت 22:57 |

دلم گرفته

 

 

 

 

دلم گرفته آسمون نمی تونم گریه کنم

 

                                  شکنجه می شم از خودم نمی تونم شکوه کنم

 

   انگاری کوه غصه ها رو سینه ی من اومده

 

                                   آخ داره باورم می شه خنده به ما نیومده

 

   دلم گرفته آسمون از خودتم خسته ترم

 

                                    تو روزگاره بی کسی یه عمره که دربه درم

 

   حتی صدای نفسم می گه که توی قفسم

 

                                    من واسه آتیش زدن یه کوله بار شب بسم

 

   دلم گرفته آسمون یه کم منو حوصله کن

 

                                 نگو که از این روزگار یه خورده کمتر گله کن 

 

   منو به بازی می گیرن عقربه های ساعتم

 

                                       برگه تقویم می کنه لحظه به لحظه لعنتم

 

   آهای زمین یه لحظه تو نفس نزن

 

                                        نچرخ تا آروم بگیره یه آدم شکسته تن .

 

 

|+| نوشته شده توسط محمد فلاح نژاد در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386 ساعت 22:56 |

فراق عشق

روی گلبرگ نگاهم برایت می نویسم ، برایت از فراق عشق می نویسم ، از غم

 

 جدایی و تنها شدن ، برایت از صدای قطره های باران چشمانم

 

                       می نویسم ،برایت از نسیم زلال عشق می نویسم ، برایت می

 

 نویسم که کاش روزی می شد در کنارت بودم و تمام این خاطرات و نوشته ها

 

 را دانه دانه برایت می خواندم .

 

ولی افسوس که هر روزی که می گذرد نگاهت از نگاهم دور تر می شود

 

و باز من می مانم و هزاران غم دل که نا گفته مانده و در اعماق وجودم

 

به آتشی تبدیل شده که گاهی دلم را می سوزاند و من نیز هیچ نمی گویم

 

و با دستان نا امید و لرزانم چند سطری می نویسم و تمام این کابوس ها را

 

 برای مدتی نه چندان کوتاه از دلم بیرون می کنم .

 

آری ، درد عشق ، درد بی کسی و تنهایی است . روزی در کنارم بودی و حالا

 

تنها خاطراتت می ماند .

 

ولی هر شب کنار سجاده ی عشق با چشمان خیس از خدایم می خواهم

 

که این عشق پایان نداشته باشد و همیشه و هر لحظه در قلبم باشد .

 

 

 

|+| نوشته شده توسط محمد فلاح نژاد در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386 ساعت 22:55 |

* اگر در خواب می دیدم غم روز جدایی را

                                  

                                     بدان هرگز نمی بستم خیال آشنایی را *            

 

 

* اگه خواستم توی دنیا یه چیز دیگه باشم،می خوام اشک تو باشم که توی

 

 چشات متولد بشم،روی گونه هات زندگی کنم و روی لبات بمیرم  * 

 

 

* به کسی عشق بورز که لایق عشق باشه نه تشنه ی عشق ،چون تشنه ی

 

عشق یه روزی سیراب میشه  *

 

 

* دل آدما مثل یه جزیره ی دور افتادست ، اینکه کی واسه اولین بار پا به

 

جزیره میزاره مهم نیست ، مهم اون کسیه که هیچ وقت جزیره رو ترک

 

نکنه  *

 

* دیدی ای دل که غم عشق دگر بار چه کرد

 

                                    چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد *

 

 

 

* سفر یه جور شکایته به خنده های دیگرون

         

                            چه قد دلم می خواست بگم یه کم دیگه پیشم بمون *

 

 

 

* تو بی آنکه به فکر غربت چشمان باشی

 

                                نمی دانم کجا ، تا کی ، برای چه ، ولی رفتی *

 

 

* دو چشمت سرزمین آرزو هاست نگاهت داستان آشناییست

 

                  امان از اینکه قلب عاشق من گرفتار خزان یک جداییست *

 

 

* شمع می سوزد و پروانه به دورش همه شب

 

                                      من که می سوزم و پروانه ندارم چه کنم *

 

 

* زندگی مسابقه نیست زندگی یک سفر است و تو آن مسافری باش که در

 

هر گامش ترنم خوش لحظه ها جاریست *

 

 

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط محمد فلاح نژاد در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386 ساعت 22:52 |

به خاطر...

 

    پرسید : به خاطر کی زنده هستی ؟

 

با اینکه دلم می خواست با تمام وجود

 

داد بزنم به خاطر تو

 

بهش گفتم : به خاطر هیچ کس

 

پرسید : پس به خاطر چی زنده هستی ؟

 

با اینکه دلم فریاد می زد به خاطر تو

 

با یه بغض غمگین

 

گفتم : به خاطر هیچ چیز

 

ازش پرسیدم : تو به خاطر چی زنده هستی ؟

 

در حالی که اشک در چشمانش جمع شده بود

 

گفت : به خاطر کسی که به خاطر هیچ زنده است ...

 

 

 

|+| نوشته شده توسط محمد فلاح نژاد در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386 ساعت 22:50 |

جدائی

 

|+| نوشته شده توسط محمد فلاح نژاد در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386 ساعت 22:49 |

اس ام اس های رسیده
فرشتگان روزي از خدا پرسيدند : بار خدايا تو كه بشر را اينقدر دوست داري غم را ديگر چرا آفريدي؟ خداوند گفت : غم را بخاطر خودم آفريدم چون اين مخلوق من كه خوب مي شناسمش تا غمگين نباشد به ياد خالق نمي افتد
 
09120001581
ميدوني فرق نارگيل کوچيک با نارگيل بزرگ چي؟ نميدوني؟؟؟؟ خب عيبي نداره ميرم از يه ميمون ديگه ميپرسم 
 
09350006481

ابر بارنده به دريا ميگفت من نبارم تو كجا دريايي در دلش خنده كنان دريا گفت ابر بارنده تو خود از مائي

 
09120001895

يرازب راك رس ور يكي ه د يم ل اح ردقچ(زياد به مغزت فشار نیاربرعكس بخونش)

 
09150002637

گر اين اس ام اس رو بخونی، "ويروس" وارده مغزت ميشود                                         !

! مغز پيدا نشد!!

 
09120002659

ليلي از عشقت خوردم به تريلي مجنون از عشقت خوردم به كماجون من عاشق تو هستم قاشق به دستم منتظر تو هستم تو قابلمه نشستم از بس كه از لبانت بوسه هفت رنگ گرفتم از شهد لبانت مرض قند گرفتم

 
09120008549

تو كه درخت زندگي من هستي كه الاغم را به آن مي بندم

 
09180009481

خدایا عاشقان را غم مده گر دهی 20 درصد هم تخفیف بده

 
09160007845
 گفتم ای یار گفت زهرمار گفتم ای نور گفت گم بشو مردشور سوزن عشقت به تویپ قلبم خورد گفت فیــــــــس دریای غم ساحل ندارد ای بی عرضه پارو بزن در دریای غم غوطه ور بودم ناگهان قورباغه ای گازم گرفت اینم به افتخار اینهمه شعر باحال
 
09120004961
 کی گفته تو نباشی بدون تو ميميرم؟ گفته بودم عاشقم حرفمو پس میگیرم!
 
 
09150003518

هر وقت تونستي برفو سياه کني-پر کلاغ رو سفيد کني-آتيشو بوس کني-آبو يه نفس عميق بکشي-اون موقع بدون که ميتونم فراموشت کنم

 
09160002915

سوختن بر شمع مرده كار هر پروانه نيست

 
09160007169

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم فکر نکن یاد تو بودم کار نداشتم ول میگشتم

 
09170009513
گفتم دوستت دارم نگاهي به من کرد و گفت:چند تا؟
 دستامو بالاآوردم و تمام انگشتهاي دستمو نشونش دادم
 اما اون به کف دستام نگاه مي کرد که خالي بود.
 
 
09120005213

ليوان ز لبت بوسه گرفت و من بوسه ز ليوان ديدي ز لبت بوسه گرفتم به چه عنوان

 
09110007452
به من میگفت: انقدر دوستت دارم که اگر بگویی بمیرمیمیرم... باورم نمی شد... فقط یک امتحان ساده به او گفتم بمیر...! سالهاست در تنهایی پژمرده ام... - کاش امتحانش نمی کردم
 
09150002587
يك روز تو جهنم همديگه‌رو مي‌بينيم، آخه هردومون جهنمي هستيم، تو به جرم
 اينكه قلبم رو دزديدي و من به خاطر اينكه جاي خدا تو رو مي‌پرستم!
 
 
09320006258

امشب به خاطر غزل آخرم بخند….امشب که از همیشه شاعرترم بخند….تا پر شود نگاه من از رنگ زندگی….تا حس بودنت بشود باورم بخند

 
فرشتگان روزي از خدا پرسيدند : بار خدايا تو كه بشر را اينقدر دوست داري غم را ديگر چرا آفريدي؟ خداوند گفت : غم را بخاطر خودم آفريدم چون اين مخلوق من كه خوب مي شناسمش تا غمگين نباشد به ياد خالق نمي افتد
 
09120001581
ميدوني فرق نارگيل کوچيک با نارگيل بزرگ چي؟ نميدوني؟؟؟؟ خب عيبي نداره ميرم از يه ميمون ديگه ميپرسم 
 
09350006481

ابر بارنده به دريا ميگفت من نبارم تو كجا دريايي در دلش خنده كنان دريا گفت ابر بارنده تو خود از مائي

 
09120001895

يرازب راك رس ور يكي ه د يم ل اح ردقچ(زياد به مغزت فشار نیاربرعكس بخونش)

 
09150002637

گر اين اس ام اس رو بخونی، "ويروس" وارده مغزت ميشود                                         !

! مغز پيدا نشد!!

 
09120002659

ليلي از عشقت خوردم به تريلي مجنون از عشقت خوردم به كماجون من عاشق تو هستم قاشق به دستم منتظر تو هستم تو قابلمه نشستم از بس كه از لبانت بوسه هفت رنگ گرفتم از شهد لبانت مرض قند گرفتم

 
09120008549

تو كه درخت زندگي من هستي كه الاغم را به آن مي بندم

 
09180009481

خدایا عاشقان را غم مده گر دهی 20 درصد هم تخفیف بده

 
09160007845
 گفتم ای یار گفت زهرمار گفتم ای نور گفت گم بشو مردشور سوزن عشقت به تویپ قلبم خورد گفت فیــــــــس دریای غم ساحل ندارد ای بی عرضه پارو بزن در دریای غم غوطه ور بودم ناگهان قورباغه ای گازم گرفت اینم به افتخار اینهمه شعر باحال
 
09120004961
 کی گفته تو نباشی بدون تو ميميرم؟ گفته بودم عاشقم حرفمو پس میگیرم!
 
 
09150003518

هر وقت تونستي برفو سياه کني-پر کلاغ رو سفيد کني-آتيشو بوس کني-آبو يه نفس عميق بکشي-اون موقع بدون که ميتونم فراموشت کنم

 
09160002915

سوختن بر شمع مرده كار هر پروانه نيست

 
09160007169

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم فکر نکن یاد تو بودم کار نداشتم ول میگشتم

 
09170009513
گفتم دوستت دارم نگاهي به من کرد و گفت:چند تا؟
 دستامو بالاآوردم و تمام انگشتهاي دستمو نشونش دادم
 اما اون به کف دستام نگاه مي کرد که خالي بود.
 
 
09120005213

ليوان ز لبت بوسه گرفت و من بوسه ز ليوان ديدي ز لبت بوسه گرفتم به چه عنوان

 
09110007452
به من میگفت: انقدر دوستت دارم که اگر بگویی بمیرمیمیرم... باورم نمی شد... فقط یک امتحان ساده به او گفتم بمیر...! سالهاست در تنهایی پژمرده ام... - کاش امتحانش نمی کردم
 
09150002587
يك روز تو جهنم همديگه‌رو مي‌بينيم، آخه هردومون جهنمي هستيم، تو به جرم
 اينكه قلبم رو دزديدي و من به خاطر اينكه جاي خدا تو رو مي‌پرستم!
 
 
09320006258

امشب به خاطر غزل آخرم بخند….امشب که از همیشه شاعرترم بخند….تا پر شود نگاه من از رنگ زندگی….تا حس بودنت بشود باورم بخند

 
|+| نوشته شده توسط محمد فلاح نژاد در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386 ساعت 22:38 |

اس ام اس
يك روز مي بوسمت ! فوقش خدا منو مي بره جهنم ! فوقش مي شم ابليس ! آنوقت تو هم به خاطر اين كه يك « ابليس » تو را بوسيده ، جهنمي مي شي ! جهنم كه اومدي ، من اونجا پيدات مي كنم و دور از چشم خدا هر روز مي بوسمت ! واي خدا چه صفايي پيدا مي كند جهنم عرض يک دقيقه مي شه يک نفر رو خرد کرد... در يک ساعت مي شه يک نفر رو دوست داشت و در يک روز فقط يک روز مي شه عاشق شد ولي يک عمر طول مي کشه تا کسي رو فراموش کرد گريه کردم تورو تو اشکم ديدم، اشکمو پاک کردم تا کسی تورو تو اشکم نبينه دنبال کسي نباش که بتوني بااون زندگي کني بلکه به دنبال کسي باش که بدون اون نتوني زندگي کني هنگاميکه از جاده هاي شب عبور ميکني هرگز در اين انديشه مباش که خورشيد براي تو بيگانه طلوع خواهد کرد و قلبي که به هوس گفت : دوستت دارم بدان که هرگز معني لغت عشق را نخواهد داشت غم با همه نامرديش هر شب به ما سر ميزند اي دوستان بي وفا از غم بياموزيد وفا.
|+| نوشته شده توسط محمد فلاح نژاد در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386 ساعت 22:36 |

بهرام رادان
|+| نوشته شده توسط محمد فلاح نژاد در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 ساعت 11:26 |

گالری عکس فیلم آفساید
   
   
|+| نوشته شده توسط محمد فلاح نژاد در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 ساعت 11:25 |

گالری عکس فیلم نقاب
123 - IMGPRDHSLY4EA.jpg
 
|+| نوشته شده توسط محمد فلاح نژاد در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 ساعت 11:24 |

بیوگرافی شارون استون
شارون استون

تاریخ تولد:10  مارس 1958

محل تولد: ميدويل پنسيلوانيا

او در 10 مارس 1958 در ميدويل پنسيلوانيا متولد شد دومين فرزند خانواده بود (يك برادر بزرگتر نومايكل) و دو خواهر كوچكتر (كلي و پاتريك) دارد پدرو مادرش جوزف و دروتي استون هستند.
سمبل سكس دهه 90

بعنوان دانشجوئي خلاق در زمينه نويسندگي از دانشگاه ادينبوروEdinboro پنسيلوانيا بورسيه گرفت و با نمره بسيار خوبي فارغ التحصيل شد علاوه بر علاقه او به ادبيات فيلمهاي كلاسيك هم دوست داشت. بعد از اينكه افرادي كه مسئول انتخاب زيباترينها بودند او را كشف كردند زندگي اش وارد مسير ديگري شد. بعنوان ملكه زيبائي موفقيتي بدست نياورد به همين دليل به سراغ مانكن شدن رفت. مانكن تبليغاتي كمپاني فورد شد كه باعث شد براي اولين بار جلوي دوربين قرار بگيرد در بين مردم شناخته شود ديگر انگيزه اي نداشت كه جزوه اعضاي آنيره MENSA باشد. اولين نقشي كه بازي كرد در فيلم خاطرات خوش خيالي ساخته وودي آلن (1980 بود كه نقش او دختري زيبا در يك قطار بود و بعد از آن فيلمهائي بازي كرد كه خيلي ارزش گفتن ندارند. مثل (نعمت كشنده) Deadly Blessing 1981 معادن شاه سليمان (King Solomon’s Mines) 1985 – آكدمي پليس 4 Police Aceadamy 1987 شهروندان در حال گشت Citizons on Patnal اما در سال 1984 با بازي در (تفاوتهاي سازش ناپذير) Irre concilable Differenees كارش وارد مرحله اي ديگر شد. بعد از نقشهاي متعدد در نمايشهاي تلويزيوني در فيلم يادآوري كلي به عنوان همسر آرنولد شوتيزر بازي كرد (1990) كه باعث شهرت اين بازيگر مو بلوند شد.

غرايز بزرگ

بازي او در مقابل مايكل داگلاس در غريزه اصلي 1992 او را به سمبل سكس در هاليوود بدل ساخت در بخش جوايز فيلم هاي MTV او را دوست ترين زن ناميدند و جايزه بهترين بازيگر سال 1993 را به او اهدا كردند. علي رغم فيلمهاي زيادي كه بازي كرد اما حفظ شهرت براي او در هاليوود كار مشكلي بود.

با بازي در فيلمهائي مثل نقره در سال 1993 و تقاطع در 1994 (مثل برق و مرده) 1995 (كه توسط شركت توليد كننده هياهو Choos ساخته شد باعث شد كساني كه به استعداد و توانائي او در بازيگري شك داشتند، دستاويزهاي بهتري پيدا كردند. اما با بازي در نقشهاي بيادماندني كينگر Ginger ، فاحشه اي دركازينو با بازي در كنار رابرت دنيرو جهش بزرگي در كارش ايجاد شد. جوايز آكادمي او را نامزد دريافت جايزه بهترين بازيگر كرد و همان سال جايزه كره طلائي Golden globe و زنان در فيلم جايزه فيلم كريستال (Film Crystal Award) را از آن خود كرد بخاطر فيلمهاي ضعيفي مثل شيطاني و رقص آخر (1996) آسمان و مقتدر (1998) للهام ،گلوريا و سيمتپيكو (1999) توانائي شارون در انتخاب فيلمها مورد ترديد قرار گرفته است.

علي رغم تمامي تبليغاتهاي ضد و نقيض او به عنوان طرفدار حمايت از افراد مبتلا به سرطان سينه فرد وفعال در زمينه حقوق همجنس بازان معروف است و به خاطر بازي در فيلم اگر اين ديوارها مي توانستند صحبت كنند If the walls could tall كه در آن نقش عاشق آلن دي جنر Ellen De Gener’s را بازي كرد، جايزه حقوق بشر لغمن مبارزه براي حقوق بشر را دريافت نمود.

پرونده سياه شارون

در زندگي واقعي با شوهرش فيل بروفستين كه ناشر روزنامه است و روز در والنتاين سال 1998 با هم ازدواج كردند زندگي مي كند آنها پسري به نام رون جوزف برونشتاين Roon Joseph Bronstein را در سال 2000 به فرزندي پذيرفتند. اين ازدواج دوم شارون است كه قبل از اين با مايكل گرين برگ كه تهيه كننده بود ازدواج كرده بود كه از سال 1984 تا 1987 با هم زندگي كردند اما اخيراً با دوليت يوكام خواننده و گري شندليگ بازيگري كمدين رابطه عاشقانه داشته است. با تحسين بازي او در غريزه اصلي بايد بگوئيم كه دنباله آن آماده فيلم برداري است براي انتخاب بازيگر مرد مدت زيادي صرف شده است. منتظر ديدن بازي شارون در آن هستيم!

|+| نوشته شده توسط محمد فلاح نژاد در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 ساعت 11:22 |

مصاحبه با لیدا

==> : لیدای عزیز سلام ، در ابتدا اگه میشه خودتونو معرفی کنید ؟

LIda : با سلام به خدا ، من لیدا هستم متولد خرداد 1370

==> : چند تا خواهر و برادر داری و ایا اونها هم میخونن ؟

LIda : من 1 خواهر کوچیکتر دارم که اونم اهل خوندن نیست .

==> : از چند سالگی خوندنو شروع کردی و مشوق اصلیت چه کسی بود؟

LIda : من از 8-9 سالگی خوندنو شروع کردم ومشوق اصلیم 1 نفر بوده که اون هم پدرم هستن .

==> : شغل پدر و مادرت ربطی به موسیقی داره ؟

LIda: اصلا ، البته این رو هم بگم که پدرم از دوران کودکی به موسیقی علاقه داشتند و کارهایی هم در این زمینه انجام دادند .

==> : اولین باری که حس کردی میتونی بخونی و صدای خوبی داری کجا بود ؟

LIda : مراسم ختنه سوری پسر داییم بود که به اصرار دختر خالم که منو وادار کرد و گفت خواهش میکنم برو بخون تو این مجلس و منم که از خوندن خوشم میومد اولین بار که خوندم توی همون مجلس بود .

==> : اون موقع چند سالت بود ؟

LIda : همون 8-9 سالگی بود .

==> : خواننده مورد علاقت ؟

LIda : من خواننده مورد علاقم از بچگی گوگوش بوده و کمی که بزرگتر شدم شادمهر عقیلی و الانم که همه خواننده ها رو دوست دارم ولی خوب از همه بیشتر شادمهر عقیلی و خانوم گوگوش

==> :دوست داری یه روز با یکیشون بخونی ؟

LIda : با شادمهر اره !

==> : به غیر از البوم عسلک هم البومی دادی بیرون یا در دست تهیه داری؟

LIda : این اولین کارم بود ولی خوب البوم بعدیم اسمش "12 قدم به سوی خدا" هستش که همون تور که از اسمش معلومه 12 تا اهنگ داره و شعرهاش هم خیلی پر محتوا تر از البوم عسلک هستن و همشون معنوی هستن و واقعا در وصف خدا سروده شدن .

==> : کل 12 تا اهنگ ؟

LIda : اره ! ولی خوب مهم نیست که توی همه اهنگها اسم خدا برده شده باشه ولی خوب از نظر معنوی همه اهنگها به سوی خداست !

==> : چه کسانی توی تهیه این البوم باهات همکاری کردن ؟

LIda : خیلی ها همکاری کردند از جمله پدرم ، مادرم ، اقای کعبه ای ، اقای فخاری ، اقای رضا زاده ، اقای خمالی ، اقای رضایی ، مهدی ، یحیی و خانواده عموم که تو تهیه این البوم کمکم کردن و من هم از همینجا از اونا کمال تشکر رو دارم .

==> : با چه سازهایی و در چه حد اشنایی داری؟

LIda : من با گیتار کمی اشنایی دارم و کمی میزنم .

==> : من ویولن هم دیدم میزنی !

LIda : نه ! اون ویولون که توی کلیپ ها دستم هستش مدله !

==> : اوقات فراغتت رو چطوری میگذرونی؟

LIda : من زیاد اهل تفریح هستم و مواقعی که بیکار میشم با کسایی که دوستشون دارم میرم بیرون .

==> : خوندن چی ؟

LIda : خب مواقعی که بیکار میشم یا با پدر و مادرم تنها باشم میخونم ولی اگه اونها هم حوصله نداشته باشن میرم توس اتاق و میخونم .

==> : به رنگ قرمز علاقه داری ؟

LIda: همه فکر میکنن قرمز چون توی ویدپو هام قرمز پوشیدم ولی من از سفید و ابی خوشم میاد .

==> : تیم مورد علاقه ؟

LIda : من از فوتبال بدم میاد !!!

==> : ورزش مورد علاقه ؟

LIda : اسکیت

==> : اگه دوباره متولد بشی ، بازهم خوانندگی رو انتخاب میکنی؟

LIda : صد در صد

==> : موسیقی رو به عنوان شغل انتخاب کردی یا هنر ؟

LIda : خب اول هنر بعد از اون هم شغل

==> : کلاس چندمی و ایا خوانندگی به درست هم لطمه ای وارد کرده یا نه؟

LIda : کلاس سوم راهنمایی و متاسفانه خوانندگی تا حدودی به درسم لطمه زده !

==> : دوست داری موسیقی رو تا کجا ادامه بدی ؟ یعنی بزرگترین ارزوت چیه؟

LIda : قبل از اینکه این البومم بیاد بیرون دوست داشتم یه روزی خواننده بشم وای الان که البومم اومده بیرون و به ارزوم رسیدم میخوام توی کارم موفق باشم و موفقیت کسب کنم

==> : به نظر شما یک خانوم میتونه تو موسیقی پیشرفت داشته باشه و به موفقیت برسه ؟

LIda : تو نوازندگی و سرونن شعر و اینها اره ولی خوندن به صورت تک خونی نمیشه !

==> : برای گرفتن مجوز هم اقدامی کردید ؟

LIda : بله ، از همون اول که صدای من کشف شد ما خواستیم برای گرفتن مجوز اقدام کنیم و متاسفانه خیلی هم تلاش کردیم و اتفاقا توی اداره ارشاد تهران هم پرونده داریم و اکثر شعر ها و اهنگ های البوم عسلک مجوز دارن !

==> : شما که مجوز دارین پس چی شد که البوم توی امریکا پخش شد؟

LIda : کار ما شعرهاش و اهنگهاش مجوز داشت ، صدای من به این خاطر که گفتند صدای بچه نیست و بزرگتر از سنم هست مجوز نگرفت و گفتند صدای من باید حتما با همکاری یک مرد باشد و یا اینکه با یک گروه کار کنم و من هم که دوست نداشتم با یک گروه یا با کس دیگه ای بخونم

*** پدر لیدا : البته اونها صدای لیدا رو وقتی تست گرفتن قبول کردن اما وقتی ما البوم رو اماده کردیم و کلی هزینه کردیم و البوم رو بردیم برای مجوز ، گفتند که صدای لیدا به صدای بچه نمیخورو و باید برای برنامه کودک بخونه . ما هم گفتیم این اهنگها و شعرها تایید شده خود شماست اما اونها گفتند که ما به صدای دختر و زن به صورت تک خونی مجوز نمیدیم و اگه قراره که مجوز بگیره حتما باید به صورت هم خونی با یک مرد باشد و ما هم که دیدیم اینطوریه زیاد پا فشاری نکردیم

برای پخش ویدئو هم البوم توسط یکی از اقوام که در دبی بودن پخش شد یعنی قراردادی با شرکت پارس ویدئو امضا شد که ما زیاد در جریان کار نبودیم

==> :برای ساخت کلیپ ها هم با مشکلی از سوی وزارت ارشاد مواجه شدید؟

LIda : توی کلیپ ها حجاب رعایت شده و مشکلی ندارن و کلیپهایی که تا حدودی حجاب رعایت نشده توسط اشنایان پخش شده و کلیپهای اصلی مشکلی ندارن ، البته ما یه پرونده ای از سال قبل توی دادگاه داریم که به علت پخش کلیپ های لیدا از ماهواره و مصاحبه ای که ما با شبکه امید ایران انجام دادیم بود که خوشبختانه توی اون پرونده تبرئه شدیم البته از نشر من که پدر لیدا هستم این مسائل مشکلی ندارند و لازمه که از همینجا از اقای کعبه ای و خانواده محترم که در تمامی مراحل ما رو یاری کردند کمال تشکر رو داشته باشم .

==> :وقتی کلیپ هاتون توی ماهواره پخش میشه چه حسی داری؟

LIda : اون لحظه خیلی خوشحالم و خدا رو شکر میکنم .

==> : تا حالا شده توی خیابون که رد میشه مردم بشناسنت و عکس العمل مردم چطوره؟

LIda : خیلی پیش اومده مخصوصا از وقتی که البومم پخش شده ، مخصوصا خاهایی که شلوغه امکان نداره مردم نشتاسن و اونهایی هم که زیاد نمیشناسن میگن این چقدر شبیه عسلکه !

==> : پس در کل به اسم عسلک میشناسنت ؟

LIda : صد در صد !

==> : کلیپهاتونو کجا ضبط کردید ؟

LIda : همین گرگان توی مناطق جنگلی !

==> : هزینه البومها با چه کسی بوده ؟

LIda : با خودمون بوده ، یعنی اکثر خرجهایی که ما برای البوم کردیم و کلیپها کردیم با خودمون بوده ولی خرج تبلیغات و پوسترها با اسپانسر بوده .

==> : کلا این البوم چقدر هزینه داشت برات ؟

LIda : ساخت همچین البوما بین 12 تا 15 ملیون تومن هزینه داره ولی برای ما کمی بیشتر در اومد .

==> : برخورد همکلاسیات باهت چطور بود ؟

LIda : همکلاسیام دو دسته تقسیم میشن ، یک دسته باهام خوب بودن و میومدن پیشم و امضا میگرفتن و دفتر خاطراتشونو میدادن براشون خاطره بنویسم و یک دسته هم بودن که فکر میکردن من خودمو میگیرم ولی اصلا اینطور نبود و از من دوری میکردن ولی از دور کارهامو دنبال میکردن و میگفتن این همکلاسیمونه .

==> : بین اینها هم کسانی بودن که حسودی کنن؟

LIda : اره بودن

==> : به چه نوع موسیقی علاقی داری؟ پاپ ، رپ ، تکنو ، ...

LIda : من به پاپ بیشتر از بقیه سبک ها علاقه دارم .

==> : کلا تهیه این البوم چقدر طول کشید؟

LIda : کلا تهیه البوم خیلی سخته ، من برای تهیه این البوم 2-3 سال کار کردم و خیلی هم سختی کشیدم .

==> : شعرهای این البوم کار چه کسایی بود ؟

LIda : شعرهای البوم از اقایان علی فخاری ، محمد علی شیرازی و مسعود فردمنش و خانم شهره قائم

==> : اهنگسازهات چه کسایی بودن ؟

LIda : بیشتر اهنگها از اقای محمد رضا کرم نژاد (پدرم) و چند تا هم کار اقای مهدی لطیفی .

==> : توی این البوم با کسی هم همخونی داشتی؟

LIda : بله ؛ در بعضی قسمت ها  اقای رضا زاده با من همخونی داشتند

==> : توی البومهای بعدی چطور؟ قصد داری با پدرت بخونی یا نه؟

LIda :اتفاقا قصد داریم توی البوم یا کارهای بعدی با پدرم همخونی داشته باشیم

==> : گفتی به خانوم گوگوش علاقه داری ، دوست داری توی کارهای بعدیت از کارهای گوگوش استفاده کنی؟

LIda :   من خیلی به خانوم گوگوش علاقه دارو و صد در صد هم این کارو میکنم ، همون طور کا قبلا هم استفاده کردیم . ما اهنگ " ما به هم نمیرسیم " خاانوم گوگوش رو باز خونی کردیم البته با یک سبک دیگه ! ریتم این اهنگ رو ما به ریتم عربی تغییر دادیم و تصمیم داریم توی کارهای بعدی هم ازش استفاده کنیم مثلا ریتمشو تکنو کنیم !

==> : چه پیشنهادی برای هم سن و سالهای خودت داری؟ کسایی که میخوان بخونن و خوانندگی جزو ارزوهاشونه؟

LIda : خب توی جامعه ای که ما داریم زندگی میکنیم ، معمولا اگه کسی بخواد بخونه برای خانوادش کمی مشکل ساز میشه ، اولین کاری که میشه کرد اینه که توی کلاسهای اموزش موسیقی شرکت کنن و سعی کنن موسیقی رو به صورت حرفه ای دنبال کنن و اگه واقعا دوست دارن موسیقی  جزو هنر ، حرفه و شغلشون بشه ، برن پیش خدا و از خدا بخوان دری رو به روشون باز کنه !

==> : پس تو هم به سمت خدا رفتی ؟

LIda : صد در صد . چون کار خوانندگی و جمع کردن 1 البوم به این سادگی نیست و خیلی سخته !

==> : نظرت در مورد صدای خودت چیه ؟

LIda : خدا صدای من را دوست دارد !!!!

==> : اخرین حرف ؟

LIda: من عقیده دارم هر کسی ، هر کاری رو میخواد شروع کنه ، حالا خوانندگی نه ، هر کاری ، اول بره پیش خدا و ازش بخواد کمکش کنه . من خودم نتیجه گرفتم و پیشنهاد میکنم به همه هم سن و سالهای خودم و کوچیکترها و بزرگترها ، هر کاری رو که میخوان شروع کنن ، از خدا بخوان کمکشون کنه .

|+| نوشته شده توسط محمد فلاح نژاد در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 ساعت 11:19 |

مصاحبه با یکتاناصر

 <<اولين شب آرامش >> بهانه خوبي بود تا ما به سراغ <<يکتا ناصر>> برويم . يکتا ناصر همان کسي است که با نقش نوشين در اولين شب آرامش ، نه تنها خود آرامشي ندارد ، بلکه آسودگي ديگران را نيز بر هم زده است . بازي مرموز به همراه شيطنت ناصر از او بازيگري محبوب ساخته ، وي با سريال <<گل هاي کاغذي >> در سال 75 پا به عرصه هنر گذاشت و اوج کار او را در سريال <<با من بمان >> و نيز فيلم سينمايي <<ساقي >> ديده ايم . او امروز با سال ها تجربه کاري ، بازي در کنار هنرمندان پيشکسوت و حرفه اي، در اوج جواني به عنوان بازيگري پبشکسوت خود را به عالم سينما معرفي کرده است . يکتا ناصر در دوازدهم آبان ماه سال 1357 در تهران متولد شد . در رشته منابع طبيعي تحصيل کرده ، در ضمن وي هيچ گونه تحصيلات آکادميکي در زمينه بازيگري ندارد .
    
    
    از نظر کاري اولين شب آرامش براي شما چقدر متفاوت بود؟


    ناصر : درميان کارهاي تلويزيوني ، نقشي منفي ايفا نکرده بودم و چون اين کار بلافاصله پس از سريال لبه تاريکي به من پيشنهاد و هم پخش شد.... دوست داشتم اين تفاوت نه تنها در نقش ، بلکه در نحوه بازي من نيز به وضوح ديده شود ، از اين رو سعي کردم خودم را تکرار نکرده باشم ، از طرفي ويژگي هاي نقش اهميت زيادي دارد ، خوب خدا را شکر نوشين جا داشت که من به يک شکل و روش ديگري رفتار کنم .
    
    يکتا ناصر امروز با يکتا ناصر گذشته در بازيگري چه فرقي کرده است ؟
    ناصر : به طور مسلم تجربه انسان را به پختگي رسانده و باعث مي شود اشکالات گذشته رفع شود و در اين ميان بازيگر هر اندازه که کار کند ، سيقل داده شده و کارهاي مختلف بازيگري را از لحاظ حسي و تکنيکي قوي تر مي کند ، من هم احساس مي کنم نسبت به يکي ، دو سال گذشته ديدم به بازيگري تغيير کرده و به تجرباتم در اين دو سال اضافه کردم .
    
    بازيگري را تا کجا ادامه خواهيد داد؟
    ناصر: تا جايي که از خود احساس رضايت داشته و احساس کنم حالم بابت کاري که انجام مي دهم ، خوب است در کل نه خودم را به جامعه بازيگري تحميل مي کنم و نه اين حرفه را به خودم .
    
    از موقعيت امروزتان راضي هستيد ؟
    ناصر : اگر آدمي از موقعيت کنوني به طور کامل رضايت داشته باشد که پيشرفت نمي کند، من زماني راضي خواهم بود که ببينم هر چقدر تلاش کردم ، جواب گرفتم و در نهايت هم شخصيت يکتا حفظ شده باشد ، يعني به خاطر يکي ، ديگري را از دست ندهم ، اين موضوع برايم بسيار لذت بخش و جذاب است .
    
    کمي از خانواده تان بگوييد ، آيا آنها نيز علاقه مند به هنر هستند ؟
    ناصر : يک خواهر بزرگ تر به نام <<نيکتا>> دارم که در رشته عکاسي تحصيل کرده و چند کار سينمايي و تلويزيوني هم انجام داده - که البته به واسطه من نبوده - و يک برادر کوچک تر به نام <<رضا>> که رياضي خوانده ، ولي به دليل علاقه شديد به موسيقي ساز مي زند ، پدرم نيز افسر نيروي زميني بودند که بازنشسته شده و مادرم نيز خانه دار ، ولي در کل خانواده ام بسيار علاقه مند به هنر هستند و تمام کارهاي هنري را مشتاقانه دنبال مي کنند.
    
    پدرو مادر وقتي شما را در فيلمي مي بينند انتقاد مي کنند؟
    ناصر : پدرم هيچ گاه پيش نيامده که انتقاد کنند، گاهي اوقات مادر اين کار را مي کند اما در بيشتر مواقع فقط تعريف و تمجيد مي شنوم .
    
    برادرتان چطور؟
    ناصر: راستش برادرم خيلي اهل صحبت کردن نيست ، از اين رو هر وقت در خصوص مسئله اي - نه تنها کار - تعريف کند، متوجه مي شويم چقدر آن چيز خوب و درست بوده ، چون به طور معمول در مقابل موضوعات مختلف سکوت مي کند .
    
    يکتا ناصر آدم مغروري است ؟
    ناصر: اولين کسي نيستيد که اين موضوع را به من مي گوييد ، متاسفانه به خاطر چهره ام براي همه اين تصور پيش مي آيد که يکتا ناصر دچار غرور شده و خودش را مي گيرد اما در واقع اين طور نيست .
    
    اهل درس و مدرسه بوديد؟
    ناصر : بله ، راستش از اول کتاب خواندن و مطالعه را خيلي دوست داشتم .
    
    به ياد داريد که دبستان ، دبيرستان کجا تحصيل کرديد؟
     ناصر : ابتدايي در مدرسه سيمه در خيابان بهار شمالي ، راهنمايي در مدرسه هفتم تير واقع در ميدان هفت تير و دبيرستان نيز در مدرسه ايران در خيابان قلهک .
    
    اما سوال آخر يکتا ناصر براي رسيدن به خواسته هايش همانند نوشين عمل مي کند؟
    ناصر : شايد نحوه ديگري باشد ، به طور مثال من اگر در وضعيت نوشين قرار بگيرم ، نمي گذارم کار به سفر عقد کشيده شود ، تا قبل از آن کاري که بايد را انجام مي دهم ، در ضمن نوشين حقايق را به اذر گفت : تمام حرف هاي نوشين درست بود.

|+| نوشته شده توسط محمد فلاح نژاد در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 ساعت 11:15 |

گالری عکس
|+| نوشته شده توسط محمد فلاح نژاد در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 ساعت 11:10 |

گالری عکس بازیگران ایرانی (واپیپر)
|+| نوشته شده توسط محمد فلاح نژاد در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 ساعت 11:9 |

بیوگرافی آیشوریا رای

12343 - IMG6F9KTS4BKC.jpgتاریخ تولد: 1 نوامبر 1973
 
 محل تولد:کارناتای ،هند

او با معیار زیبا شناسی ستارگان سینما می تواند یک سر و گردن بالاتر از همه قرار بگیرد و این جای تعجب نیست که نه تنها در هند بلکه در کشورهای اروپایی و آمریکایی نیز بارها تصویرش روی جلد مجلات رفته است.
 
 دانش آموخته سانتا کروز مومبای که هنگام تحصیل شاگرد اول محسوب می شد.
 
 رای اگر چه بیش از بازیگری به خاطر ربودن عنوان ملکه شایسته هند و بعد از آن بانوی شایسته جهان در چشم همگان آشنا شد اما هیچ گاه قدرت بازیگری اش زیر چهره اش سر تسلیم فرود نیاورده است.
 
 نامزدی نا فرجام و پر دردسرش با دو ستاره بالیوود یعنی سلمان خان و و ویوک اوبروی و جنجالی که سر همین مسئله آفرید می توانست موید این نکته باشد که او هنوز هم چون دوران کوردکی ،پسر ها را زیر یوغ خود قرار می دهد و افسارشان را به دست می گیرد.
 
 یک دختری با چشمان سبز که کارنامه ای درخشان از چهره اش دارد . دختری که می خواست در رشته ای از شاخه های پزشکی فعالیت کند با دست تقدیر به یک سوپر استار بدل می شود و قله های موفقیت را یکی پس از دیگری طی می کند . رای با بازی در اثری از مانی رانتام با نام Iruvar در سینما ها پا می گذارد اما تا مدتها بعد شانس این نمی یابد که هنر بازیگرایش را به نمایش بگذارد . ساله چون عروسک پشت ویترین گیشه ها را فتح می کرد اما ناگهان با بازی در تال کنار اکشی خانا و هم دل دچو که صنم کنار آجی دوگان و سلمان خان طعم پیروزی را می چشد . از آن روز او به یک بازیگر قدرتمند تبدیل شد که هر اثرش یک موفقیت و هر موفقیتش یک تجربه تکرار نشدنی در صنعت بالیوود است.

|+| نوشته شده توسط محمد فلاح نژاد در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 ساعت 11:7 |

بیوگرافی هديه تهراني
هديه تهراني ساخت PDF چاپ ارسال به دوست
irani actress - IMGN4Z8PN79ON.jpgبيوگرافي هديه تهراني

 

هدیه‌ تهرانی‌ یكی‌ از معدود ستارگان‌ واقعی‌ تاریخ‌ سینمای‌ ایران‌ است‌. از آن‌ معدود نام‌هایی‌ كه‌ طی‌ ۱۰ سال‌ گذشته‌ ، اسمش‌ به‌ روی‌ پوسترهای‌ سینما، فروش‌ فیلم‌ را تا حد زیادی‌ تضمین‌ می‌كند.
 طی‌ ۱۰ سال‌ گذشته‌ فیلم‌های‌ بسیاری‌ از او در فهرست‌ پرفروش‌های‌ سال‌ قرار گرفته‌اند. زندگی‌ سینمایی‌ او علی‌رغم‌ تمام‌ شایعات‌ و جنجال‌ها، همچنان‌ با قدرت‌ تمام‌ ادامه‌ دارد. در فهرست‌ فیلم‌های‌ او، می‌توان‌ علاقه‌ یك‌ بازیگر محبوب‌ را به‌ قبولاندن‌ تصویر متفاوتی‌ از خود به‌ عنوان‌ بازیگری‌ قدرتمند پیدا كرد.
 او در حداقل‌ دو فیلم‌ شوكران‌ و چهارشنبه‌سوری‌ نشان‌ داده‌ كه‌ از توانایی‌های‌ ویژه‌یی‌ به‌ عنوان‌ یك‌ بازیگر سینما برخوردار است‌ و كار خود را كاملا جدی‌ می‌گیرد. خودش‌ اذعان‌ دارد در بدو ورودش‌ به‌ سینما اینگونه‌ نبود و سینما برایش‌ یك‌ وجه‌ تفنن‌ بیشتر نبود.
 او را محمدرضا شریفی‌نیا كشف‌ كرد و به‌ هدایت‌ فیلم‌ معرفی‌ كرد. برای‌ ایفای‌ نقش‌ در فیلم‌ روز واقعه‌. در تست‌های‌ بازیگری‌ قبول‌ نشد و نقش‌ به‌ لادن‌ مستوفی‌ رسید. دو سال‌ بعد، كیانوش‌ عیاری‌ از روی‌ عكسش‌، او را برای‌ بازی‌ در فیلم‌ بودن‌ یا نبودن‌ انتخاب‌ كرد، اما طولانی‌ شدن‌ روند تولید فیلم‌، موجب‌ شد تا تهرانی‌ جذب‌ پروژه‌ سلطان‌ شود. (نقش‌ بودن‌ یا نبودن‌ عاقبت‌ به‌ عسل‌ بدیعی‌ رسید).
 كیمیایی‌ شخصا برای‌ مذاكره‌ با این‌ چهره‌ عازم‌ مذاكره‌ با او شد و بلافاصله‌ او را تایید كرد. اینگونه‌ بود كه‌ هدیه‌ تهرانی‌ در ۲۴ سالگی‌ بالاخره‌ وارد عرصه‌ سینما شد.
 حالا ۱۰ سال‌ گذشته‌ است‌ و تهرانی‌ علاوه‌ بر تثبیت‌ خود به‌ عنوان‌ یك‌ كاراكتر ثابت‌ با ویژگی‌هایی‌ مثل‌ خونسردی‌، نفوذناپذیری‌ و نگاه‌ از بالا به‌ مردان‌، توانسته‌ تجربیات‌ متفاوتی‌ را نیز در نقش‌ زنان‌ زخم‌ خورده‌ و شكست‌ خورده‌ از سر بگذراند.
 حالا او می‌تواند با غرور به‌ كارنامه‌ سینمایی‌اش‌ نگاه‌ كند.تهرانی‌ در ادامه‌ تجربیات‌ ویژه‌اش‌، حالا حضور در آخرین‌ فیلم‌ بهمن‌ قبادی‌ را نیز از سر گذرانده‌ و او پروژه‌ ایرج‌ كریمی‌ و منیژه‌ حكمت‌ را هم‌ در دستور كار دارد.
 آن‌ دختر ۲۴ ساله‌ فیلم‌ سلطان‌، اكنون‌ زنی‌ است‌ در اوج‌ محبوبیت‌ كه‌ در میان‌ منتقدان‌ و اهالی‌ سینما نیز از محبوبیت‌ شگرفی‌ برخوردار است‌. دو سیمرغ‌ بلورین‌ (برای‌ قرمز و چهارشنبه‌سوری) و یك‌ تندیس‌ خانه‌ سینما كه‌ هفته‌ پیش‌ به‌ او تعلق‌ گرفت‌، نشانه‌هایی‌ از كمال‌ یك‌ بازیگر هستند.
 ‌‌●● بهترین‌ فیلم‌ها
 ● سلطان‌
 حضور ناگهانی‌ هدیه‌ تهرانی‌ در اقتباس‌ مسعود كمیایی‌ از جیب‌بر خیابان‌ جنوبی‌، در نقش‌ دختر یك‌ سرایدار كه‌ از كاراكتر قدرتمندی‌ برخوردار است‌. هدیه‌ تهرانی‌ در اولین‌ فیلم‌، بازیگر خوبی‌ نیست‌. نه‌ میمیك‌ خوبی‌ دارد، نه‌ بیان‌ قدرتمندی‌ اما از همان‌ اولین‌ فیلم‌ یك‌ ویژگی‌ خاص‌ را نمایش‌ می‌دهد. در هیچ‌ صحنه‌یی‌ حاضر به‌ قبول‌ برتری‌ بازیگر روبرویش‌ نیست‌.
 او در تمام‌ صحنه‌هایی‌ كه‌ با فریبرز عرب‌نیا همبازی‌ است‌، تمام‌ انگاره‌های‌ موجود درباره‌ نقش‌ زن‌ در چنین‌ فیلم‌هایی‌ را تحت‌الشعاع‌ قرار می‌دهد. سلطان‌ در جشنواره‌ فجر چندان‌ مورد توجه‌ قرار نگرفت‌. اما برخی‌ از منتقدان‌ و كارشناسان‌ مجذوب‌ كاراكتر خاص‌ هدیه‌ تهرانی‌ در این‌ فیلم‌ شدند.
 ● غریبانه‌
 كاراكتر تهرانی‌ به‌ شكلی‌ افراطی‌ در غریبانه‌ به‌ نمایش‌ در می‌آید. یك‌ خانم‌ دكتر لجباز و پرخاشگر، كه‌ در پناه‌ این‌ كاراكتر خشن‌ خود، درون‌ زخم‌پذیر و زنانه‌ خود را پنهان‌ می‌كند. در غریبانه‌ با ابوالفضل‌ پورعرب‌ همبازی‌ بود و به‌ نسبت‌ فیلم‌ سلطان‌، بازی‌ متكامل‌تری‌ از خود نشان‌ می‌دهد. منتقدان‌ و كارشناسان‌ نكته‌یی‌ را كشف‌ كردند، غریبانه‌ مثل‌ سلطان‌ پرفروش‌ از آب‌ درآمد.
 ● قرمز
 یك‌ بازی‌ حیرت‌انگیز از هدیه‌ تهرانی‌. این‌ بار با محمدرضا فروتن‌ همبازی‌ است‌. بازی‌ فوق‌العاده‌ او در نقش‌ زنی‌ كه‌ در مقابل‌ ستم‌ مرد و خانواده‌اش‌ سر به‌ طغیان‌ برمی‌دارد و حتی‌ تا كشتن‌ او پیش‌ می‌رود، بسیار به‌ طبع‌ دختران‌ و زنانی‌ كه‌ پس‌ از فضای‌ دوم‌ خرداد، حال‌ و هوای‌ جدیدی‌ را تجربه‌ می‌كردند، خوش‌ آمد.
 فیلم‌ یك‌ جایزه‌ سیمرغ‌ بلورین‌ بهترین‌ بازیگری‌ را برای‌ او به‌ ارمغان‌ آورد، آن‌ هم‌ در حالی‌ كه‌ رقیب‌ بزرگی‌ مثل‌ نیكی‌ كریمی‌ در فیلم‌ دوزن‌ را همراه‌ خود داشت‌. قرمز اعلام‌ موجودیت‌ هدیه‌ تهرانی‌ در عرصه‌ سینمای‌ ایران‌ بود. قرمز باز هم‌ پرفروش‌ از آب‌ درآمد.
 ● شوكران‌
 قدرت‌نمایی‌ باورنكردنی‌ از هدیه‌ تهرانی‌. فیلمنامه‌ دقیق‌ و سنجیده‌ فیلم‌ این‌ اجازه‌ را می‌دهد تا هدیه‌ تهرانی‌ با مفهوم‌ كاراكتر تثبیت‌ شده‌اش‌ بازی‌ كند و حدسیات‌ تماشاگر را بر هم‌ بزند. او در ابتدا زنی‌ بی‌بندوبار به‌ نظر می‌رسد كه‌ هراسی‌ از ویران‌ ساختن‌ زندگی‌ مرد روبرویش‌ ندارد، اما بتدریج‌ مشخا می‌شود كه‌ او یك‌ قربانی‌ است‌.
 قربانی‌ رسم‌ و رسوم‌ جامعه‌ كه‌ آماده‌اند زنی‌ مستقل‌ و متكی‌ به‌ خود مانند او را در چرخدنده‌ سوءبرداشت‌ها نابود كنند. شوكران‌ یكی‌ از بهترین‌ فیلم‌های‌ پس‌ از انقلاب‌ ایران‌ است‌ كه‌ بخش‌ عمده‌یی‌ از قدرت‌ خود را از بازی‌ غافلگیرانه‌ هدیه‌ تهرانی‌ كسب‌ می‌كند.
 ● كاغذ بی‌خط‌
 تجربه‌ بازی‌ تهرانی‌ با یكی‌ از مشهورترین‌ كارگردان‌های‌ ایران‌ بیشتر به‌ نفع‌ هدیه‌ تهرانی‌ تمام‌ شد. فیلم‌ ناصر تقوایی‌، بخاطر ریتم‌ كندش‌ چندان‌ مورد استقبال‌ تماشاگران‌ قرار نگرفت‌، اما هدیه‌ تهرانی‌ در نقش‌ زنی‌ خانه‌دار كه‌ دنیایی‌ خیالبافانه‌ برای‌ خودم‌ ترسیم‌ كرده‌ و می‌خواهد تا تجربه‌های‌ جدیدی‌ را پشت‌ سر بگذارد فوق‌العاده‌ و دیدنی‌ است‌. تهرانی‌ این‌ بار با خسروشكیبایی‌ همبازی‌ است‌ و باز هم‌ سر سوزنی‌ از همتای‌ خود كم‌ نمی‌آورد.
 ● دنیا
 اولین‌ تجربه‌ هدیه‌ تهرانی‌ در سینمای‌ كمدی‌، یك‌ موفقیت‌ تجاری‌ كامل‌ بود. این‌ بار او در نقش‌ زنی‌ مجرد و از فرنگ‌ برگشته‌ است‌ كه‌ دنیای‌ آرام‌ و بی‌سكون‌ مرد صاحبخانه‌اش‌ (با بازی‌ محمدرضا شریفی‌نیا) را به‌ شكل‌ كامل‌ برهم‌ می‌زند و او را شیفته‌ خود می‌سازد.
 در برخی‌ صحنه‌ها اعتمادبه‌نفس‌ تهرانی‌ در ادای‌ كلمات‌ با لهجه‌ فرنگی‌ كمی‌ تو ذوق‌ می‌زند اما هرچه‌ هست‌ تهرانی‌ استعداد خود را در عرصه‌ سینمای‌ كمدی‌ به‌ همه‌ ثابت‌ كرد. این‌ استعداد را سال‌ بعد در فیلم‌ دختر ایرونی‌ نیز دیدیم‌.
 ● چهارشنبه‌سوری‌
 این‌ بار هدیه‌ تهرانی‌ در بالاترین‌ سطح‌ بازیگری‌ سینمای‌ ایران‌ ظاهر می‌شود. بازی‌ او در چهارشنبه‌سوری‌ یك‌ شگفتی‌ كامل‌ است‌. او پوسته‌ نقش‌ بازی‌ كردن‌ را كه‌ در میان‌ بازیگران‌ سینمای‌ ایران‌ مرسوم‌ است‌، می‌شكافد و با نقش‌ یكی‌ می‌شود.
 در برخی‌ صحنه‌های‌ فیلم‌ هدیه‌ تهرانی‌ به‌ تمام‌ معنی‌ معجزه‌یی‌ را شكل‌ می‌دهد. در صحنه‌یی‌ كه‌ با خواهرش‌ در حال‌ گفت‌وگو است‌ و صدایش‌ در بغض‌ و گریه‌ می‌شكند، تماشاگر حدفاصل‌ بازیگر و نقش‌ را به‌ شكل‌ كامل‌ فراموش‌ می‌كند. چهارشنبه‌سوری‌ صعود هدیه‌ تهرانی‌ و ادامه‌ روند تكاملی‌اش‌ در كارنامه‌ بازیگری‌اش‌ است‌. چهارشنبه‌ سوری‌ پس‌ از دو سال‌ فترت‌ ، یك‌ نقطه‌ عطف‌ كامل‌ در پرونده‌ هدیه‌ تهرانی‌ بود.
 ● نقش‌های‌ سوم‌
 هدیه‌ تهرانی‌ در چند فیلم‌، در نقش‌های‌ فرعی‌ ظاهر شده‌ است‌. در خانه‌یی‌ روی‌ آب‌ ساخته‌ فرمان‌آرا، او در نقش‌ منشی‌ دكتر سپیدبخت‌ ظاهر می‌شود كه‌ در انتقام‌ از بی‌تفاوتی‌ و هوسبازی‌ دكتر، مقدمات‌ مرگ‌ او را فراهم‌ می‌كند.
 بازی‌ در این‌ فیلم‌ اگرچه‌ تجربه‌ متفاوتی‌ بود اما چندان‌ جلب‌ توجه‌ نكرد.تهرانی‌ در فیلم‌ دوئل‌ ساخته‌ احمدرضا درویش‌ باز هم‌ نقش‌ كوچكتری‌ را ایفا كرد. حضور او در یك‌ فصل‌ ۵ دقیقه‌یی‌ محدود می‌شد و به‌ نظر می‌رسید فیلمساز بیشتر در پی‌ قرارگرفتن‌ نام‌ او در پوستر فیلم‌ بوده‌ است‌.
 در یك‌ بوس‌ كوچولو، هدیه‌ تهرانی‌ در نقش‌ فرشته‌ مرگ‌ ظاهر می‌شود كه‌ در طول‌ فیلم‌ به‌ شكل‌ متناوب‌ حضور پیدا می‌كند. در مجموع‌ نقش‌های‌ كوتاه‌ هدیه‌ تهرانی‌، هرچند نشانگر عدم‌ هراس‌ او از تجربه‌های‌ متفاوت‌ است‌، اما هیچكدام‌ نقطه‌ مثبتی‌ به‌ كارنامه‌ او اضافه‌ نكرده‌اند.
 ● فیلم‌های‌ دیگر: دستهای‌ آلوده‌، آبی‌، چتری‌ برای‌ دو نفر، دختر ایرونی‌، جایی‌ برای‌ زندگی‌، سیاوش‌، پارتی‌.

|+| نوشته شده توسط محمد فلاح نژاد در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 ساعت 11:6 |

بیوگرافی مهنازافشار
irani actress - IMG5DAFSGZ8UN.jpg  متولد 1356 ،تهران

 

او و رادان اولین حضور رسمی خود را در شور عشق نشان دادند و حالا رادان به یک ستاره بدل شده اما مهناز افشار با موفقیت مسیری طولانی فاصله دارد و اگر بپذیریم که او حتی زودتر از رادان دوربین سینما را شناخته و تجربه کرده بود پس باید گفت یک جای کار در برنامه حرفه ای او می لنگد.

افشار که تا مقطع دیپلم در رشته تجربی تحصیل کرده است متولد 1356 می باشد و مدتها به خاطر شباهت و به خواننده و بازیگر پیش از انقلاب یعنی فایقه آتشین در بورس جنحالهای مطبوعات شایع پرداز قرار داشت.

مهناز بازی را با مجموعه عشق گمشده در سال 1376 آغاز کرد و پس از آن در دوستان به کارگردانی علی شاه حاتمی در سال 77 به سینما راه یافت . فیلم شکست می خورد اما لااقل او را برای اندک زمانی می شناسند.سپس با محسن محسنی نسب درام ورزشی شیرهای جوان را در کنار جعفر دهقان و در سال 78 به سرانجام می رساند که با استقبال قابل قبولی روبرو می شود . اما هنوز برای عرض اندام فرصت دست نداده بود . تا اینکه دار سال 80 از راه می رسد و نادر مقدس از او برای در نقش مقابل بهرام رادان دعوت به عمل می آورد .

شور عشق ساخته می شود و ناگهان هر دو چهره اصلی فیلم به شهرتی باور نکردنی دست پیدا می کنند . سال بعد از آن در خاکستری به کارگردانی مهرداد میر فلاح بازی می کند که به خاطر موضوعش توقیف می شود . توقیف فیلم جنجالهای مطبوعاتی و حواشی غیر قابل کنترل پیرامون افشار او را به سکوت می کشاند و سر انجام در سال 80 با نگین در یک نقش نامتعارف و باز هم جنجالی باز می گردد دختری در قفس در سال در سال 81 هیچگونه موفقیتی را با او همراه نمی کند.اما سال 82 شانس یک باره در خانه افشار می زند سه فیلم زهر عسل ،کما و سیزده گربه روی شیروانی با فروش بالایی روبرو می شوند . افشار یک پله بالاتر می آید ضمن آنکه اکران تقریبا همزمان سه فیلم از او نام و چهره اش را بیشتر در ذهن ماندگار می کند.

زهر عسل در کنار شهاب حسینی و گلزار جای چندان کاری نداشت در واقع ساخته ابراهیم شیبانی به غیر از گلزار و البته حضور کوتاه اما جذاب حسینی هیچ نکته مثبتی در خود نداشت و نمی توان فیلم را متعلق به افشار دانست که یک اثر کاملا مردانه بود .کما به همین طریق باحضور امین حیایی و گلزار یک اثر کاملا مردانه به حساب می آمد . اما 13گربه روی شیروانی با وجود داشتن فضایی فانتزی و تاکنون تجربه نشده و داشتن چهره های مطرحی چون گلزار و شریفی نیا و نواب صفوی او را در سطح خوبی شناور نگه می دارد. سال 83 در فیلم آکواریوم نیز در کنار امین حیایی و سالاد فصل در کنار شریفی نیا و شکیبا ظاهر می شود . او در سالاد فصل همبازی قدرتمند و قوی چو ن لیلا حاتمی را در کنار داشت . امسال او نیز تنها به بازی در کارگران مشغول به کارند به کارگردانی مانی حقیقی پاسخ مثبت داده است.


--------------------------------------------------------------------------------

ابتدا با سريال تلويزيوني «گمشده» وارد عرصه بازيگري شد و سپس خيلي زود به عرصه سينما پا گذاشت، فيلم «شور عشق» او و بازي در كنار «بهرام رادان» او را به شهرت رساند و سپس خاكستري، كما، زهر عسل، آكواريوم و همچنين فيلم زيباي آتش‌بس ساخته تهمينه ميلاني را از او ديديم، قرار است به زودي از اين بازيگر فيلم «تله» بر روي اكران بيايد، از مهناز افشار چه مي‌‌دانيد؟ آنچه كه درذيل خواهيد خواند، گوشه‌هايي از زندگي اين هنرپيشه خوب سال‌هاي اخير كشور كه بسيار پركار است...

• شروع كار بازيگري من از سال 78 با سريال تلويزيوني به نام گمشده ساخته مسعود نوابي بود.
• ديپلم تجربي دارم.
• من وارد خونه هر كسي كه مي‌‌شم دكوراسيون خونشو عوض مي‌‌كنم حتي در منزل خودمون هفته‌اي يكبار وسايل خونه رو جابه‌جا مي‌‌كنم و دوست دارم در اين رشته تحصيلات خودم رو ادامه بدهم، عاشق ديزاين دكوراسيون هستم.
• من 4 سال تدوين خوندم ودر همين حيطه هم فعاليت كاري داشتم و همچنين كار در حيطه تيزرهاي تبليغاتي كه چند كار انجام داده‌ام، كار خوب و قشنگي است و حس خوبي نسبت به كارم داشتم تا اينكه وارد بازيگري شدم.
• تاكنون 9 يا 10 كار سينمايي داشتم همين طور هم به تعداد كارهايم افزوده مي‌‌شه.
• بر عكس همه، من در دوران كودكي و نوجواني اصلا به بازيگري علاقه نداشتم و هميشه وقتي در مدرسه تئاتر اجرا مي‌ شد، در مي‌‌رفتم و فرار مي‌‌كردم اصلا هم خوشم نمي‌‌آمد.
• قبل از قبول نقش سناريو رو مي‌‌خونم، البته هر كسي روشي داره، من هم يكبار كه سناريو رو خوندم، شب موقع خواب مرور مي‌‌كنم با نقشم زندگي مي‌‌كنم.
• فعلا من كارم بازيگريه و بايد اين كار را خوب انجام بدم، بعدا وقت براي كارگرداني زياده.
• اين اعتقاد رو دارم در فروش فيلم كليه عوامل دخيل هستند، اگه بازيگر خوب باشه، ولي كارگردان خوب نباشه، مسلما كار خوب نمي‌‌شه، حتي عوامل پشت صحنه هم در فروش يك فيلم دخيل هستند.
• به خاطر تصادف بدي كه داشتم از رانندگي ترسيدم و از اون موقع به بعد هيمشه كمربندم رو مي‌‌بندم.
• چون شكمو هستم، دستپختم هم خوبه تمام زماني كه غذا در حال آماده شدنه سراجاق هستم.
• شايد من جزء خوش قول‌ترين هنرپيشه‌هاي سينما باشم.
• اصلا ميونه خوبي با افراد بد قول ندارم. خوش قولي از نكات بارز زندگي من است.
• اگه مهناز افشار بازيگر نمي‌‌شد شايد راننده كاميون مي‌‌شد! چون به كارهاي سخت علاقه دارم.
• به نظر من هر كسي به هر كاري كه بخواهد مي‌‌تونه برسه در جهان هستي به هر چه بخواهيد مي‌‌تونيد برسيد فقط كافي است بخواهيد. و چند سال پيش پدر خدا بيامرزم را از دست دادم، او قوت قلبي براي من در زندگي بود، ياد او هميشه در خاطرم است، روزي نيست كه با ياد پدر زندگي نكنم او همه‌چيز من در اين زندگي بود.

|+| نوشته شده توسط محمد فلاح نژاد در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 ساعت 11:3 |

زندگی نامه برد پیت
برد پیت
نام اصلی :ویلیام برادلی پیت
تاریخ تولد : 18 دسامبر 1963
محل تولد : شاونه ، اوکلاهاما ، آمریکا





برد پیت متولد 18 دسامبر 1963 در اوکلاهاما می باشد. برد تحصیلات ابتدایی خود رادر مدرسه"مان" در"اسپرینگ فیلد" گذراند. اولین حضور اجتماعی او مربوط به گروه کلیسای"ساوت هون" بود که در نمایشهای کیسا به نقشهای فرعی بسنده می کرد. اما او هم شانسهای پیاپی برای ستاره شدن بدست آورد. یکی از دوستان هم کلاسی او در مدرسه بازیگری از او خواست که در امتحان هنرپیشگی وی برای یک نقش تلویزیونی او را همراهی کند و نقش مقابلش را بازی کند. در کش و قوس یک سری اتفاقات او به جای دوستش قبول شد و در طی چند ماه بعد او نقش های کوچک گوناگونی را در سریال های مختلف تلوزیونی بازی کرد.

در سال 1991 قرار بود ویلیامبالدوین در نقش جی.دی در فیلم"تلما و لوییز" ظاهر شود. اما این نقش را بخاطر درگیر بودن در یک فیلم دیگر نپذیرفت و برد بجای او انتخاب شد تا اولین درخشش خود را در هالیوود شاهد باشد. حضور کوچک اما تحسین برانگیز او در این فیلم به نقش یک جوان جذاب و زیبا تئکه همگان را جلب کرد. ویلیام بالدوین در این مورد می گوید: بزرگترین اشتباه زندگی هنری او رد کردن پیشنهاد بازی در این فیلم بوده و از این بابت سرزنش های زیادی را از طرف برادربزگش (آلک بالدوین) شنیده است و ادامه میدهد که بعد از پی بردن به اشتباهش در صدد گرفتن این نقش برآمده ولی چه فایده که دیگر آن نقش به جوانی خوش چهره داده شده بود.

البته لازم به ذکر است که اولین نقش سینمای بردپیت در فیلم "نیمه تاریک خورشید" در سال 1988 بوده که در نقش یک بیمار پوستی ظاهر شده است. او در این فیلم تا دقیقه 30با داشتن ماسکی بر چهره ظاهر شده و بیننده را منطظر دیدن جهره خود می گذارد و در نهایت قبل از آنکه صبر بیننده لبریز شود ماسک از صورت برداشته و بینندگان با چهره جوان و بسیار جذاب او آشنا می شوند.

در سالهای بعد فیلم"جانی سود" به کارگردانی تام سیسیلیو و"تماس" در کنار الیزابن مک گاون و نیمه انیمیشن "دنیای جالب" اعتبار زیادی را برای او کسب نکرد ولی با درخشش در فیلم "رودخانه به آنطرف می رود به کارگردانی رابرت ردرفورد در نقش یک جوان ماهیگیر و ماجراجو به اوج رسید.

رابرت ردرفورد بعدها می گفت که به خاطر شباهت چهره برد با خود، او را انتخاب کرد ولی با دیدن بسیار عالی او از انتخاب او بسیار رازی و خشنود بوده است.

اما نقش آفرینی برد پیت در فیلم "مصاحبه با خون آشام" برای او بسیار سخت بود و باز ی در نقش یک خون آشام افسرده روی روحیه او اثر منفی گذاشت. فکر خودکشی دایم آزارش می داد و او شیوه ای را که نقشش از این فیلم وارد ضمیر ناخودآگاهش کرده بود را دوست نداشت.

در این فیلم اختلافات عمیقی بین دو هنرپیشه اصلی فیلم وجود داشت. خلق و قوی و رفتار خونسرد و بی تفاوت برد پیت با شیوه قانونمند و وسواسی تام کروز که در تضاد و کشمکش بود و این دو بازیگر همانگونه که در فیبم با هم روبرو می شدند در پشت صحنه نیز با هم اختلاف داشتند. مشکلات دیگر بخاطر رقابت دو بازیگر بود. ضمن اینکه گفته می شود که تام کروز کفشهایی با پاشنه بلند بر پای داشت تا هم قد حریف 183 سانتیمتری خود شود.

مشکل دیگر این فیلم بخاطر انتقلدلت نویسنده فیلم(رایس) بود که از انتخاب بازیگران ناراضی بود و بیان می کرد که انتخاب تام کروز و برد پیت در کنار هم همانند بازی گرفتن از هاک بری فین و تام سایر در مقابل هم است . البته بعد ها خود رایس از فیلم دفاع کرد. بردپیت نیز از مشکلات بوجود آمده در پشت صحنه بسیار ناراحت بود و دایما خود را ملامت می کرد. او اظهار کرد که این مشکلات نتیجه روش اشتباه خود او بوده است. او گفت که به تام کروز احترام می گذارد و بیشتر تنشها هم بخاطر شخصیتهایی بوده که آنها ایفاگر آن بودند.

تام کروز نیز از کار برد پیت تعریف کرده ولی بیان کرده است که دیگر حاضر نیسف با او همبازی شود.

با تمام این مشکلات این فیلم یک موفقیت چشم گیر برای برد پیت بودو بسیاری از منتقدان قدرت فیلم را در بازی بدون نقص برد پیت بیان کردند.

تلاشهای بعدی او، موفقیت برد پیت را به عنوان یک ستاره پول ساز در سینما تثبیت کرد. در سال 1994 برد پیت با بازی در ملودرام "افسانه های خزان"در کنار آنتونی هاپکینز در نقش یک قهرمان رمانتیک با موهای طلایی بلند که علاقه ی زیادی به انجام حرکات خودخواهانه و فداکادانه دارد، به اوج رسید. برد پیت بعد از این فیلم اعلام کرد که در این فیلم آنقدر از آنتونی هاپکینز تجربه کسب کرده است که او را استاد مسلم خود می داند.

او بعد از این فیلم در نقش یک کاراگاه جوان و خونسرد که درگیر پرونده قتلهای زنکیره ای است، در فیلم "هفت" ظاهر شد و با بازی قابل قبول در کنار ستاره ای همچون کوین اسپیسی به محبوبیت خود افزود.

فیلم هفت توانست دوباره توجه همگان را به برد پیت جلب کند و بار دیگر مهارت خود را در بازیگری به اثبات رساند. همچنین این فیلم باعث آشنایی او با بازیگر هم تایش یعنی گووینت پالترو که در آن زمان بازیگر گمنامی بود، شد. آنها که دو سال و نیم با هم رابطه داشتند و همگان آنها را به عنوانیک زوج عالی هالیوودی قلمداد می کردند در سال 1997 درست بعد از گذشتن 7 ماه از نامزدیشان به دلیل نامعلومی از هم جدا شدند.

در همان سال برد پیت در نقش یک بیمار روانی در تریلر روانشناختیتریگیلیام یعنی فیلم "دوازده میمون" ظاهر شد و جایزه گلدن کلاپ را برای بهترین بازیگر نقش دوم را از آن خود کرد. سپس در فیلم "خوابگردها" در کنار بازیگرانی چون رابرت دنیرو و ئاستین هافمن ظاهر شد و سپس در فیلم "متعلق به شیطان" در کنار هریسون فورد بازی کرد.

برد پیت در سال 1997 به آرژانتین رفت تا در پروژه بلند مدت "هفت سال در تبت" ظاهر شود که بعدا این فیلم با نقدها . اظهارنظرهای عجیبی همراه شد.

فیلم بعدی او "با جوبلک ملاقات کن" با زمانی بیش از 3 ساعم ساخته شد و برد پیت در کنار استاد خود یعنی آنتونی ها پکینز بار دیگر بازی عالی از خود نمایش داد.

برد درسال 1999 پس از یک غیبت کوتاه از هالیوود بار دیگر با کارگردان موفق هالیوود یعنی دیوید فینچر برای بازی در فیلم "باشگاه مشت زنی" همراه شد. این فیلم با بازی برد و همچنین ادوارد نورتون برای خالی کردن عقده های مردان جوان به تصویر کشیده شد و محبوبیتی دیگر برد پیت رقم زد.

برد در سال 2001 در یک کمدی جنایی به نام" قا پزنی" ساخت کشور انگلستان و به کارگردانی ریچی ظاهر شد و بنیسیو دل توره در این فیلم با برد همراه بود.

در همین سال برد پیت در یک کمدی رمانتیک در کنار جولیا رابرتز ظاهر شد که موفق شد در این فیلم با نام "مکزیکی" چهره خوبی از خود به نمایش درآورد. همراهی برد پیت با رابرت ردرفورد در فیلم "جاسوس بازی" از دیگر فیلمهای برد محسوب می شود..

با نام ویلیام برادلی پیت متولد 18 دسامبر 1963 در شاونه ،اوکلاهاما ،آمریکا. دانش آموخته رشته روزنامه نگاری با گرایش تبلیغات در دانشگاه میسوری که در سال 1986 کمی بیش از فارغ التحصیلی آن را ترک کرد . آموزش بازیگری را نزد روی لندن دیده است. کسب موفقیت در سال 1991 با فیلم تلما و لوئیز نامزد اسکار در سال 1992 برای فیلم کوتاه تماس و همچنین برنده جایزه گلدن گلاب بازیگر نقش دوم برای فیلم دوازده میمون. برد پیت با هفت چهره در نقش های اصلی ،که چهار تای آنها فیلم جنجالی بود،طی چهار سال 92 تا 95 خود را به یک فوق ستاره تبدیل کرد. او پای جیمز دین و دیگر مردان شورشی قیافه می گذارد. اگر دین و مارلون براندو مملو از اضطراب بشری اند، پرسونای استیو مک کوئین و پل نیومن تهی تر به نظر می رسد . تصویر رابرت ردفورد هنوز تهی ظاهر می شود. شخصیتهای پیت هم هم نوعا اصل تهی بودن را می پذیرند ولی اجازه ورود به مسیر دوران خوش آنها را ندارند. در میان کارهای تلویزیونی ،پیت نقش خود را شناسایی کرد :آشفته ولی جذاب بر روی هر دو جنبه آن کار کرد تا اندازه نقش هایش به سرعت رشد کرد.در هر اجرای کلیدی پیش از رسیدن به اوج هنرپیشگی او وقتش میان ایفای نقش پسرهای خوبی که تلاش می کند تا دنیا را رشد دهند (مثل روزهای افتخار و Acroos The Tracks ) و پسرهای بدی که تلاش می کند تا انتقام بگیرند (شاه جاده و بسیار جوان برای مردن ) تقسیم می کند در تلما و لوئیز شخصیت دی جی که درهای اوج هنرپیشگی را برای پیت گشود متعلق به گروه دوم است. ولی قالب دوران حرفه اش در مقام بازیگر نقش اول نشان می دهد که در دهه 1990 خطوط جدا کننده عادی مرد جوان مبارز ،شورشی،جنایتکار ،روانی و قربانی به سختی آشکار می شوند . نه تنها پیت هر چهار نقش را در لحظات متفاوتی بازی می کند،او معمولا عوامل را در یک جا با یکدیگر ترکیب می کند. پیت با موفقیت فیلم های پر هزینه و موفق به لحاظ فروش چون تلما و لوئیز ،رودی از میانش می گذرد، مصاحبه با خون آشام ،افسانه های پاییزی به راهش ادامه می دهد. شخصیت او در جریان مخالف با ویژه گی های حذف شده حرکتمی کند ،فردی مخالف باورهای مردم و متوجه خانواده،آزرده ولی ویرانگر ،متزلزل ولی شجاع . انتخاب پروژه های پیت پرسونای کلی اش را از میان خطوط مشابه شکل داده است. برای هر شخصیت اصلی دو گانه دو نقش دوم آرام جستن و خشن و جود دارد. شخصیتهای دومی که ایفای آن برای نخستین نامزدی اسکار را به همراه آورد جفری گویینز در دوازده میمون بود. این نقش پیت را به صورت مرد جوان عصبانی نسلش در بر می گیرد. پیت با ایفای چندین نقش اصلی غیر عادی نشان داد که به هنر و تجارت به یک انداره علاقه دارد.

براد پیت آشکارا نقطه انفجار طرز فکرهای اجتماعی ،مغایرت ها مردانگی شده است. وفاداری گسترده او به هنرش نشان داده است که تا مدتهای زیادی بر روی پرده سینما مرکز چنین مغایرتهایی خواهد بود.

همسر سابق وی جنیفر آنیستون بود که چندی پیش از هم جدا شدند . از آخرین کار های او دوازده یا اوشن ،تروی و آقا و خانم اسمیت می باشد که آخرین جنجالی زیاد ایجاد کرد شایعه ازدواج او با آنجلینا جولی . داستان فیلم از این قرار است که خانم و آقای اسمیت زن و شوهر هستند و هر دو قاتل حرفه ای که هردو از این موضوع بی خبر هستند و در ماموریتی ،مامور به قتل یکدیگر می شوند...
|+| نوشته شده توسط محمد فلاح نژاد در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 ساعت 10:59 |

زنگی نامه آنجلینا جولی
آنجلینا جولی
آنجلی در چهارم ژوین 1975 در لس آنجلس کالیفرنیا متولد کردید . گذران دوران کودکی در شهری که بزرگترین مرکز سینمایی جهان در آن واقع است بسیاری را وسوسه سینما دچار می کند . در مورد انجلی این موضوع جنبه دیگری داشت . او فرزند یک بازیگر اسکاری سینما جای ویت بود و طبیعی است که دوران کودکی خود را با سینما وسوسه هنر هفتم سپری کرده باشد. مادرش مارچلینت یرتراند نیز به نوعی در تشویق او به ورود به عالم سینما نقش داشت . این خانواده سینمایی صاحب یک فرزند پسر به نام جیمز هاون نیز گردید که او هم علاقه به سینما دارد.
انجلی (که در خانه آنژی صدا می شود) به همراه برادرش کودک یتماما سینمایی را سپری کرده اند آنژی به کلاسهای تئاتر موسسه لی استراسبگ می رفت و به مکتب تئاتر آکتورز تستودیا علاقه مند گردید و از همان دوران کودکی به بازی در نمایش های صحنه پرداخت و تجارب با ارزشی کسب کرد.
آنژی به لحاظ عاطفی به برادرش خیلی وابسته است ولی با آنکه او دختر خانواده بود از وی بسیار خشن تر و شلوغ تر بوده .
این طور می گوید:
من در دوران کودکی به مسابقه ماشین سواری و همچنین جمع کردن چاقو علاقه زیادی داشتم و سرگرمی هایی که برای برادرم مفهومی نداشتند اما علاقه به تماشای فیلم های سینمایی در هر دوی ما وجود داشت .روزهای بسیاری را با هم به تماشای آثار کلاسیک سینما می پرداختیم.
آنژی به جز جمع کردن چاقو در دوران کودکی آرزوهای دیگری هم داشت شاید باورتان نشود اما در سالهای کودکی به شدت آرزوو داشت که مسئول مراسم تدفین شود در این باره می گوید :
خانواده ام نگران من بودند فکر می کنم تا حدودی پیش فعال بودم آرزویم این بود که مدیر مراسم خاک سپاری باشم ان آهنگها تابوتهای چوبی زیبا انسانهای اندوهگین مرده هایی که گریم شدند و آخرین ژست و حالت زندگی اشان را به خود گرفته اند همه و همه برایم جذاب است. او از همان دوران کودکی به موضوع مرگ شیفتگی خاصی داشت.
او اگر چه در دوران کودکی چهره ای زیبا و جذاب داشت اما بیش از انکه به آراستن چهره خود بپردازدعلاقه مند به فلسفه های شرقی و به ویژه کتابهایی که در مورد مرگ نوشته شده بود توجه داشت برای من مرگ مفهوم عمیقی دارد شاید مرگ مهمترین حادثه در زندگی است که همیشه آن را فراموش می کینم من به مرگ بسیار فکر کرده ام در مورد مرگ چیز آرامش بخشی وجود دارد . این که شما ممکن است فردا بمیرید باعث می شود امروز را غنیمت بشمرید در مورد در فلسفه غرب کمی غفلت وجود دارد اما شرقی ها به ویژه چینی ها هندی ها و ایرانی ها در فلسفه خود آموزش های جالبی برای مرگ دارند.
آنژی در شانزده سالگی از دبیرستان بورلی هیلز فارغ التحصیل شد و پس از آن مدتی به لندن رفت و در این شهر به عنوان یک مدل مشغول به کار شد و سپس در شهر های نیو یورک و لس آنجلس در همین رشته به فعالیت خود ادامه داد .آنژی همچنین به دانشگاه نیو یورک رفت و در رشته بازیگری لیسانس گرفت او در مورد مدل بودن این گونه می گوید : زمانی این کار برایم جالب بود می دانید که جولی به زبان فرانسه یعنی زیبا و من در مقطعی از زندگی به این ویژگی شخصی ام بیش از حد توجه داشتم اما هنگامی که می دیدم که مجلات و ر سانه ها تنها از یک جنبه از شخصیت من توجه دارند از این کار خسته شدم و ژست گرفتن در برابر دوریبین عکاسان به نظرم احمقانه آمد . این بود که کوشیدم به عنوان بازیگر به فعالیت بپردازم .
|+| نوشته شده توسط محمد فلاح نژاد در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 ساعت 10:58 |

آموزش شبکه (NETWORK)

يک شبکه شامل مجموعه ای از دستگاهها ( کامپيوتر ، چاپگر و ... ) بوده که با استفاده از يک روش ارتباطی ( کابل ، امواج راديوئی ، ماهواره ) و به منظور اشتراک منابع فيزيکی ( چاپگر) و اشتراک منابع منطقی ( فايل )  به يکديگر متصل می گردند. شبکه ها می توانند با يکديگر نيز مرتبط شده و شامل زير شبکه هائی باشند.

تفسيم بندی شبکه ها
.شبکه های کامپيوتری را بر اساس مولفه های متفاوتی تقسيم بندی می نمايند. در ادامه به برخی از متداولترين تقسيم بندی های موجود اشاره می گردد .

 تقسيم بندی بر اساس نوع وظايف
کامپيوترهای موجود در شبکه را با توجه به نوع وظايف مربوطه به دو گروه عمده : سرويس دهندگان (
Servers) و يا سرويس گيرندگان (Clients) تقسيم می نمايند. کامپيوترهائی در شبکه که برای ساير کامپيوترها سرويس ها و خدماتی را ارائه می نمايند ، سرويس دهنده  ناميده می گردند. کامپيوترهائی که از خدمات و سرويس های ارائه شده توسط سرويس دهندگان استفاده می کنند ، سرويس گيرنده ناميده می شوند .  در شبکه های Client-Server ، يک کامپيوتر در شبکه نمی تواند هم به عنوان سرويس دهنده و هم به عنوان سرويس گيرنده ، ايفای وظيفه نمايد.

 

در شبکه های Peer-To-Peer ، يک کامپيوتر می تواند هم بصورت سرويس دهنده و هم بصورت سرويس گيرنده ايفای وظيفه نمايد.

 

يک شبکه LAN  در ساده ترين حالت از اجزای زير تشکيل شده است :

·       دو کامپيوتر شخصی . يک شبکه می تواند شامل چند صد کامپيوتر باشد. حداقل يکی از کامپيوترها می بايست به عنوان سرويس دهنده مشخص گردد. ( در صورتی که شبکه از نوع Client-Server باشد ). سرويس دهنده، کامپيوتری است که هسته اساسی سيستم عامل  بر روی آن نصب خواهد شد.

·       يک عدد کارت شبکه (NIC) برای هر دستگاه. کارت شبکه نظير کارت هائی است که برای مودم و صدا در کامپيوتر استفاده می گردد.  کارت شبکه مسئول دريافت ، انتقال ، سازماندهی و ذخيره سازی موقت اطلاعات در طول شبکه است . به منظور انجام وظايف فوق کارت های شبکه دارای پردازنده ، حافظه و گذرگاه اختصاصی خود هستند.

تقسيم بندی بر اساس توپولوژی
 الگوی هندسی استفاده شده جهت اتصال کامپيوترها ، توپولوژی ناميده می شود. توپولوژی انتخاب شده برای پياده سازی شبکه ها، عاملی مهم در جهت کشف و برطرف نمودن خطاء در شبکه خواهد بود. انتخاب يک توپولوژی خاص نمی تواند بدون ارتباط با محيط انتقال و روش های استفاده از خط مطرح گردد. نوع توپولوژی انتخابی جهت اتصال کامپيوترها به يکديگر ، مستقيما" بر نوع محيط انتقال و روش های استفاده از خط تاثير می گذارد. با توجه به تاثير مستقيم توپولوژی انتخابی در نوع کابل کشی و هزينه های مربوط به  آن ، می بايست با دقت و تامل به انتخاب توپولوژی يک شبکه همت گماشت . عوامل مختلفی جهت انتخاب يک توپولوژی بهينه مطرح می شود. مهمترين اين عوامل بشرح ذيل است :

- هزينه . هر نوع محيط انتقال که برای شبکه LAN انتخاب گردد، در نهايت می بايست عمليات نصب شبکه در يک ساختمان پياده سازی گردد. عمليات فوق فرآيندی طولانی جهت نصب کانال های مربوطه به کابل ها و محل عبور کابل ها در ساختمان است . در حالت ايده آل کابل کشی و  ايجاد کانال های مربوطه می بايست قبل از تصرف و بکارگيری ساختمان انجام گرفته باشد. بهرحال می بايست هزينه نصب شبکه بهينه گردد.

- انعطاف پذيری . يکی از مزايای شبکه های LAN ، توانائی پردازش داده ها و گستردگی و توزيع گره ها در يک محيط است . بدين ترتيب توان محاسباتی سيستم و منابع موجود در اختيار تمام استفاده کنندگان قرار خواهد گرفت . در ادارات همه چيز تغيير خواهد کرد.( لوازم اداری،  اتاقها و ... ) . توپولوژی انتخابی می بايست بسادگی امکان تغيير پيکربندی در شبکه را فراهم نمايد. مثلا" ايستگاهی را از نقطه ای به نقطه ديگر انتقال و يا قادر به ايجاد يک ايستگاه جديد در شبکه باشيم .

سه نوع توپولوژی رايج در شبکه های LAN استفاده می گردد :

·       BUS

·       STAR

·       RING

توپولوژی BUS
 يکی از رايجترين توپولوژی ها برای پياده سازی شبکه های
LAN است . در مدل فوق از يک کابل به عنوان ستون فقرات اصلی در شبکه استفاده شده و تمام کامپيوترهای موجود در شبکه ( سرويس دهنده ، سرويس گيرنده ) به آن متصل می گردند.

مزايای توپولوژی BUS

·        کم بودن طول کابل . بدليل استفاده از يک خط انتقال جهت اتصال تمام کامپيوترها ، در توپولوژی فوق از کابل کمی استفاده می شود.موضوع فوق باعث پايين آمدن هزينه نصب و ايجاد تسهيلات لازم در جهت پشتيبانی شبکه خواهد بود.

·       ساختار ساده . توپولوژی BUS دارای يک ساختار ساده است . در مدل فوق صرفا" از يک کابل برای انتقال اطلاعات استفاده می شود.

·       توسعه آسان . يک کامپيوتر جديد را می توان براحتی در نقطه ای از شبکه اضافه کرد. در صورت اضافه شدن ايستگاههای بيشتر در يک سگمنت ، می توان از تقويت کننده هائی به نام Repeater استفاده کرد.

معايب توپولوژی BUS

·        مشکل بودن عيب يابی . با اينکه سادگی موجود در تويولوژی BUS امکان بروز اشتباه را کاهش می دهند، ولی در صورت بروز خطاء کشف آن ساده نخواهد بود. در شبکه هائی که از توپولوژی فوق استفاده می نمايند ، کنترل شبکه در هر گره دارای مرکزيت نبوده و در صورت بروز خطاء می بايست نقاط زيادی به منظور تشخيص خطاء بازديد و بررسی گردند.

·        ايزوله کردن خطاء مشکل است . در صورتی که يک کامپيوتر در توپولوژی فوق دچار مشکل گردد ، می بايست کامپيوتر را در محلی که به شبکه متصل است رفع عيب نمود. در موارد خاص می توان يک گره را از شبکه جدا کرد. در حالتيکه اشکال در محيط انتقال باشد ، تمام يک سگمنت می بايست از شبکه خارج گردد.

·       ماهيت تکرارکننده ها . در موارديکه برای توسعه شبکه از تکرارکننده ها استفاده می گردد، ممکن است در ساختار شبکه تغييراتی نيز داده شود. موضوع فوق مستلزم بکارگيری کابل بيشتر و اضافه نمودن اتصالات مخصوص شبکه است .

توپولوژی STAR
 در اين نوع توپولوژی همانگونه که از نام آن مشخص است ، از مدلی شبيه "ستاره" استفاده می گردد. در اين مدل تمام کامپيوترهای موجود در شبکه معمولا" به يک دستگاه خاص  با نام " هاب " متصل خواهند شد.

مزايای توپولوژی STAR

·       سادگی سرويس شبکه . توپولوژی STAR شامل تعدادی از نقاط اتصالی در يک نقطه مرکزی است . ويژگی فوق تغيير در ساختار و سرويس  شبکه را آسان می نمايد.

·       در هر اتصال يکدستگاه . نقاط اتصالی در شبکه ذاتا" مستعد اشکال هستند. در توپولوژی STAR  اشکال در يک اتصال ، باعث خروج آن خط  از شبکه و سرويس و اشکال زدائی خط مزبور است . عمليات فوق تاثيری در عملکرد ساير کامپيوترهای موجود در شبکه نخواهد گذاشت .

·       کنترل مرکزی و عيب يابی . با توجه به اين مسئله که نقطه  مرکزی  مستقيما" به هر ايستگاه موجود در شبکه متصل است ، اشکالات و ايرادات در شبکه بسادگی تشخيص  و مهار خواهند گرديد.

·       روش های ساده دستيابی . هر اتصال در شبکه شامل يک نقطه مرکزی و يک گره جانبی است . در چنين حالتی دستيابی به محيط انتقال حهت ارسال و دريافت اطلاعات دارای الگوريتمی ساده خواهد بود.

معايب توپولوژی STAR

·       زياد بودن طول کابل . بدليل اتصال مستقيم هر گره به نقطه مرکزی ، مقدار زيادی کابل مصرف می شود. با توجه به اينکه هزينه کابل نسبت به تمام شبکه ، کم است ، تراکم در کانال کشی جهت کابل ها و مسائل مربوط به نصب و پشتيبنی آنها بطور قابل توجهی هزينه ها را افزايش خواهد داد.

·       مشکل بودن توسعه . اضافه نمودن يک گره جديد به شبکه مستلزم يک اتصال از نقطه مرکزی به گره جديد است . با اينکه در زمان کابل کشی پيش بينی های لازم جهت توسعه در نظر گرفته می شود ، ولی در برخی حالات نظير زمانيکه طول زيادی از کابل مورد نياز بوده و يا اتصال مجموعه ای از گره های غير قابل پيش بينی اوليه ، توسعه شبکه را با مشکل مواجه خواهد کرد.

·       وابستگی به نقطه مرکزی . در صورتی که نقطه مرکزی ( هاب ) در شبکه با مشکل مواجه شود ، تمام شبکه غيرقابل استفاده خواهد بود.

توپولوژی RING
در اين نوع توپولوژی تمام کامپيوترها بصورت يک حلقه به يکديگر مرتبط می گردند. تمام کامپيوترهای موجود در شبکه ( سرويس دهنده ، سرويس گيرنده ) به يک کابل که بصورت يک دايره بسته است ، متصل می گردند. در مدل فوق  هر گره به دو و فقط دو همسايه مجاور خود متصل است . اطلاعات از گره مجاور دريافت و به گره بعدی ارسال می شوند. بنابراين داده ها فقط در يک جهت حرکت کرده و از ايستگاهی به ايستگاه ديگر انتقال پيدا می کنند.

مزايای توپولوژی RING

·        کم بودن طول کابل . طول کابلی که در اين مدل بکار گرفته می شود ، قابل مقايسه به توپولوژی BUS نبوده و طول کمی را در بردارد. ويژگی فوق باعث کاهش تعداد اتصالات ( کانکتور) در شبکه شده و ضريب اعتماد به شبکه را افزايش خواهد داد.

·       نياز به فضائی خاص جهت انشعابات در کابل کشی نخواهد بود.بدليل استفاده از يک کابل جهت اتصال هر گره به گره همسايه اش ، اختصاص محل هائی خاص به منظور کابل کشی ضرورتی نخواهد داشت .

·        مناسب جهت فيبر نوری . استفاده از فيبر نوری باعث بالا رفتن نرخ سرعت انتقال اطلاعات در شبکه است.  چون در توپولوژی فوق ترافيک داده ها در يک جهت است ، می توان از فيبر نوری به منظور محيط انتقال استفاده کرد.در صورت تمايل می توان در هر بخش ازشبکه از يک نوع کابل به عنوان محيط انتقال استفاده کرد . مثلا" در محيط های ادرای از مدل های مسی و در محيط کارخانه از فيبر نوری استفاده کرد.

معايب توپولوژی RING

·        اشکال در يک گره باعث اشکال در تمام شبکه می گردد. در صورت بروز اشکال در يک گره ، تمام شبکه با اشکال مواجه خواهد شد. و تا زمانيکه گره معيوب از شبکه خارج نگردد ، هيچگونه ترافيک اطلاعاتی را روی شبکه نمی توان داشت .

·        اشکال زدائی مشکل است . بروز اشکال در يک گره می تواند روی تمام گرههای ديگر تاثير گذار باشد. به منظور عيب يابی می بايست چندين گره بررسی تا گره مورد نظر پيدا گردد.

·       تغيير در ساختار شبکه مشکل است . در زمان گسترش و يا اصلاح حوزه جغرافيائی تحت پوشش شبکه ، بدليل ماهيت حلقوی شبکه مسائلی بوجود خواهد آمد .

·       توپولوژی بر روی نوع دستيابی تاثير می گذارد. هر گره در شبکه دارای مسئوليت عبور دادن داده ای است که از گره مجاور دريافت داشته است . قبل از اينکه يک گره بتواند داده خود را ارسال نمايد ، می بايست به اين اطمينان برسد که محيط انتقال برای استفاده قابل دستيابی است .

تقسيم بندی بر اساس حوزه جغرافی تحت پوشش .
 شبکه های کامپيوتری با توجه به حوزه جغرافيائی تحت پوشش به سه گروه تقسيم می گردند :

·       شبکه های محلی ( کوچک ) LAN

·       شبکه های متوسط MAN

·       شبکه های گسترده WAN

شبکه های LAN . حوزه جغرافيائی که توسط اين نوع از شبکه ها پوشش داده می شود ، يک محيط کوچک نظير يک ساختمان اداری است . اين نوع از شبکه ها دارای ويژگی های زير می باشند :

·       توانائی ارسال اطلاعات با سرعت بالا

·       محدوديت فاصله

·       قابليت استفاده از محيط مخابراتی ارزان نظير خطوط تلفن به منظور ارسال اطلاعات

·       نرخ پايين خطاء در ارسال اطلاعات با توجه به محدود بودن فاصله

شبکه های MAN . حوزه جغرافيائی که توسط اين نوع شبکه ها پوشش داده می شود ، در حد و اندازه يک شهر و يا شهرستان است . ويژگی های اين نوع از شبکه ها بشرح زير است :

·       پيچيدگی بيشتر نسبت به شبکه های محلی

·       قابليت ارسال تصاوير  و صدا 

·       قابليت ايجاد ارتباط بين چندين شبکه

شبکه های WAN . حوزه جغرافيائی که توسط اين نوع شبکه ها پوشش داده می شود ، در حد و اندازه کشور و قاره است . ويژگی اين نوع شبکه ها بشرح زير است :

·       قابليت ارسال اطلاعات بين کشورها و قاره ها

·       قابليت ايجاد ارتباط بين شبکه های LAN

·       سرعت پايين ارسال اطلاعات نسبت به شبکه های LAN

·       نرخ خطای بالا با  توجه به گستردگی محدوده تحت پوشش

کابل در شبکه

در  شبکه های محلی از کابل به عنوان محيط انتقال و به منظور ارسال اطلاعات استفاده می گردد.ازچندين نوع کابل در شبکه های محلی استفاده می گردد.  در برخی موارد ممکن است در يک شبکه  صرفا" از يک نوع کابل استفاده و يا با توجه به شرايط موجود از چندين نوع کابل استفاده گردد. نوع کابل انتخاب شده برای يک شبکه به عوامل متفاوتی نظير : توپولوژی شبکه،  پروتکل و اندازه  شبکه بستگی خواهد داشت . آگاهی از خصايص و ويژگی های متفاوت هر يک از کابل ها و تاثير هر يک از آنها بر ساير ويژگی های شبکه،  به منظور طراحی و پياده سازی يک شبکه موفق بسيار لازم است .

کابل Unshielded Twisted pair )UTP)
متداولترين نوع کابلی که در انتقال اطلاعات استفاده می گردد ، کابل های بهم تابيده می باشند. اين نوع کابل ها دارای دو رشته سيم به هم پيچيده بوده که هر دو نسبت زمين  دارای يک امپدانش يکسان می باشند. بدين ترتيب امکان تاثير پذيری اين نوع کابل ها از کابل های مجاور و يا ساير منابع خارجی کاهش خواهد يافت . کابل های بهم تابيده دارای دو مدل متفاوت :
Shielded ( روکش دار ) و Unshielded ( بدون روکش ) می باشند. کابل UTP نسبت به کابل STP بمراتب متداول تر بوده و در اکثر شبکه های محلی استفاده می گردد.کيفيت کابل های UTP متغير بوده و از کابل های معمولی استفاده شده برای تلفن تا کابل های با سرعت بالا را شامل می گردد. کابل دارای چهار زوج  سيم بوده  و درون يک روکش قرار می گيرند.  هر زوج  با تعداد مشخصی پيچ تابانده شده ( در واحد اينچ ) تا تاثير پذيری آن از ساير زوج ها و ياساير دستگاههای الکتريکی  کاهش يابد.

 کابل های UTP دارای استانداردهای متعددی بوده که در گروههای (Categories) متفاوت  زير تقسيم شده اند:

 Type

کاربرد

Cat 1

فقط صوت ( کابل های تلفن )

Cat 2

داده  با سرعت 4 مگابيت در ثانيه

Cat 3

داده با سرعت 10 مگابيت در ثانيه

Cat 4

داده با سرعت 20 مگابيت در ثانيه

Cat 5

داده با سرعت 100 مگابيت در ثانيه

مزايای کابل های بهم تابيده :

·       سادگی و نصب آسان

·       انعطاف پذيری مناسب

·       دارای وزن کم بوده و براحتی بهم تابيده می گردند.

معايب کابل های بهم تابيده :

·       تضعيف فرکانس

·       بدون استفاده از تکرارکننده ها ، قادر به حمل سيگنال در مسافت های طولانی نمی باشند.

·       پايين بودن پهنای باند 

·       بدليل پذيرش پارازيت در محيط های الکتريکی سنگين بخدمت گرفته  نمی شوند.

کانکتور استاندارد برای کابل های UTP  ، از نوع  RJ-45 می باشد. کانکتور فوق شباهت زيادی به کانکتورهای تلفن (RJ-11) دارد. هر يک از پين های کانکتور فوق می بايست بدرستی پيکربندی  گردند. (RJ:Registered Jack)

 

 کابل کواکسيال
يکی از مهمترين محيط های انتقال در مخابرات کابل کواکسيال و يا هم محور می باشد . اين نوع کابل ها از سال 1936 برای انتقال اخبار و اطلاعات در دنيار به کار گرفته شده اند. در اين نوع کابل ها، دو سيم تشکيل دهنده يک زوج ، از حالت متقارن خارج شده و هر زوج از يک سيم در مغز و يک لايه مسی بافته شده در اطراف آن تشکيل می گردد. در نوع ديگر کابل های کواکسيال ، به حای لايه مسی بافته شده ، از تيوپ مسی استوانه ای استفاده می شود. ماده ای پلاستيکی اين دو هادی را از يکديگر جدا می کند. ماده پلاستيکی ممکن است بصورت ديسکهای پلاستيکی يا شيشه ای در فواصل مختلف استفاده و مانع از تماس دو هادی با يکديگر شود و يا ممکن است دو هادی در تمام طول کابل بوسيله مواد پلاستيکی از يکديگر جدا گردند.

مزايای کابل های کواکسيال :

·       قابليت اعتماد بالا

·       ظرفيت بالای انتقال ، حداکثر پهنای باند 300 مگاهرتز

·       دوام و پايداری خوب

·       پايین بودن مخارج نگهداری

·       قابل استفاده در سيستم های آنالوگ و ديجيتال

·       هزينه پائين در زمان توسعه

·       پهنای باند نسبتا" وسيع که مورد استفاده اکثر سرويس های مخابراتی از جمله تله کنفرانس صوتی و تصويری است .

معايب کابل های کواکسيال :

·       مخارج بالای نصب

·       نصب مشکل تر نسبت به کابل های بهم تابيده

·       محدوديت فاصله

·       نياز به استفاده از عناصر خاص برای انشعابات

از کانکتورهای BNC)Bayone -Neill - Concelman) بهمراه کابل های کواکسيال استفاده می گردد.  اغلب کارت های شبکه دارای کانکتورهای  لازم در اين خصوص می باشند.

فيبر  نوری
يکی از جديدترين محيط های انتقال در شبکه های کامپيوتری ، فيبر نوری است . فيبر نوری از يک ميله استوانه ای که هسته ناميده می شود و جنس آن از سيليکات است تشکيل می گردد. شعاع استوانه بين دو تا سه ميکرون است . روی هسته ، استوانه ديگری ( از همان جنس هسته ) که غلاف ناميده می شود ، استقرار می يابد. ضريب شکست هسته را با
M1 و ضريب شکست غلاف را با M2  نشان داده و همواره M1>M2 است . در اين نوع فيبرها ، نور در اثر انعکاسات کلی در فصل مشترک هسته و غلاف ، انتشار پيدا خواهد کرد. منابع نوری در اين نوع کابل ها ، ديود ليزری و يا ديودهای ساطع کننده نور می باشند.منابع فوق ، سيگنال های الکتريکی را به نور تبديل می نمايند.

مزايای فيبر نوری :

·       حجم و وزن کم

·       پهنای باند بالا

·       تلفات  سيگنال کم و در نتيجه فاصله تقويت کننده ها زياد می گردد.

·       فراوانی مواد تشکيل دهنده آنها

·       مصون بودن از اثرات القاهای الکترو معناطيسی مدارات ديگر

·       آتش زا نبودن آنها بدليل عدم وجود پالس الکتريکی در آنها

·       مصون بودن در مقابل عوامل جوی و رطوبت

·       سهولت در امر کابل کشی و نصب

·       استفاده در شبکه های  مخابراتی آنالوگ و ديجيتال

·       مصونيت در مقابل پارازيت

معايب فيبر نوری :

·       براحتی شکسته شده و می بايست دارای يک پوشش مناسب باشند. مسئله فوق با ظهور فيبر های تمام پلاستيکی و پلاستيکی / شيشه ای کاهش پيدا کرده است .

·       اتصال دو بخش از فيبر يا اتصال يک منبع نور به فيبر ، فرآيند دشواری است . در چنين حالتی می توان از فيبرهای ضخيم تر استفاده کرد اما اين مسئله باعث تلفات زياد و کم شدن پهنای باند می گردد.

·       از اتصالات T شکل در فيبر نوری نمی توان جهت گرفتن انشهاب استفاده نمود. در چنين حالتی فيبر می بايست بريده شده و يک Detector اضافه گردد. دستگاه فوفق می بايست قادر به دريافت و تکرار سيگنال را داشته باشد.

·       تقويت سيگنال نوری يکی از مشکلات اساسی در زمينه فيبر نوری است . برای تقويت سيگنال می بايست سيگنال های توری به سيگنال های الکتريکی تبديل ، تقويت و مجددا" به علائم نوری تبديل شوند.

کابل های استفاده شده در شبکه های اترنت

Specification

Cable Type

Maximum length

10BaseT

Unshielded Twisted Pair

100 meters

10Base2

Thin Coaxial

185 meters

10Base5

Thick Coaxial

500 meters

10BaseF

Fiber Optic

2000 meters

100BaseT

Unshielded Twisted Pair

100 meters

100BaseTX

Unshielded Twisted Pair

220 meters

|+| نوشته شده توسط محمد فلاح نژاد در دوشنبه دوازدهم شهریور 1386 ساعت 23:40 |

تاریخ تولد بهترین بازیکنان فوتبال

تاریخ تولد بهترین بازیکنان جهان:

1.میشائیل بالاک 26/9/1976

2.دیوید بکهام 2/5/1975

3. استیون جرارد 30/5/1980

4.فرانک لمپارد 20/6/1978

5.ون روونی 24/10/1985

6.جوان رومان ریکلمه 24/6/1978

7.لیونل آندرس مسی 24/6/1987

8.هرنان جورج کرسپو 5/7/1975

9.جاویر پدرو ساویولا 11/12/1981

10.دیدیر دروگبا 11/3/1978

11.آدوین وندرسار 29/10/1970

12.آرژن روبن 23/1/1984

13.مهدی مهدوی کیا 24/7/1977

14.دکو 27/8/1977

15.لوئیس فیگو 4/11/1972

16.کریستسانو رونالدو 5/2/1985

17.جیانلوگی بوفون 28/1/1978

18.فبیو کاناوارو 13/9/1973

19.آلساندرو نستا 19/3/1976

20.آندرا پیرلو 19/5/1979

21.فرانسسکو توتی 27/9/1976

22.آلساندرو دل پیرو 9/11/1974

23.آلبرتو جیلاردینو 5/7/1982

24.لوکا تونی 26/5/1977

25.پیتر چک 20/5/1982

26.پاول ندود 30/8/1972

27.توماس روسیچکی 4/10/1980

28.دیدا 7/10/1973

29.روبرتو کارلوس 10/4/1973

30.جونینیهو 30/1/1975

31.کاکا عبد الرحمن 15/5/1982

32.رونالدینهو 21/3/1980

33.آدریانو 17/2/1982

34.روبینهو 25/1/1984

35.لوئیس نظریا دلیما (رونالدو) 22/9/1976

36.هری کیول 9/4/1980

37.زین الدین زیدان 23/6/1971

38.تییری هانری 17/8/1977

39.ایکر کاسیاس 20/5/1981

40.گونزالز رائول 27/6/1977

41.فرناندو تورس 20/3/1984

42.دیوید ویلا 3/12/1981

43.آندره چفچنکو 29/9/1976

|+| نوشته شده توسط محمد فلاح نژاد در شنبه دهم شهریور 1386 ساعت 20:56 |

بیوگرافی نانی

نام کامل:لوییس کارلوس آلمبدا د کانتا

محل تولد:جزیره کیپ ورد پرتغال

پست:بازیکن گوش

ملیت:پرتغالی

زمان پیوستن به منچستر:۱جولای ۲۰۰۷

نام مستعار:نانی

|+| نوشته شده توسط محمد فلاح نژاد در شنبه دهم شهریور 1386 ساعت 20:54 |