تبليغاتX
وبلاگ محمد فلاح نژاد
وبلاگ محمد فلاح نژاد
شامل بخشهاي ورزشي-عمومي وغيره
نيمه شعبان، زماني براي پرگشودن
نیمه شعبان كه از راه مي رسد و كوچه ها و خيابانهاي شهرآزين بسته شده و چراغاني مي شود، دل را ناخودآگاه بيشتر از هر زمان ديگري به ياد آن غائب هميشه ناظر مي اندازد،هماني كه شرق و غرب عالم درتحت سلطنت اوست وكارها به اذن حضرت رب –جلت عزمته-،با دست باكفايتش به انجام و قرارمي رسد.

او هست وما همچنان غرق درخويش  زندگي روزمره خود را بي ياد او مي گذرانيم و غافل از كسب معرفتش براي تقرب به ذات احديت.

در زيارت جامعه كبيره مي خوانيم: « مَن ارادَالله بَداَبِكُم وَ مَنْ وَحّده قِبل عَنكُم»

"آن كه خدا را بخواهد، بايد از شما شروع كند و آن كه بخواهد به وحدانيت خداي متعال دست يابد، بايد از قِبل شما دست يابد".

ولي ما همچنان دل در گرو دنيا، مسيرغفلت را طي مي كنيم و بي يادي از آن يار سفر كرده، عزمي برآمدنش جزم نمي كنيم.در حالي كه مسير توحيد با نور چراغ ولايت اوست كه بر ما روشن مي شود،و اين غفلت از او ناشي از بي رغبتي ما به حركت الي الله است.ميلاد حضرت مهدي(عج) مبارك

       

اما شعبان المعظم ماهي است كه درهاي آسمان بر بندگان گشوده و بر طالبان مسيرعشق ، ترنم باران رحمت و محبت الهي درحال بارش است.چه حسرتي دارد ازدست دادن ايام آن.بايد جنبيد قبل از اينكه دير شود.

درشرافت شب و روز نيمه شعبان همين بس كه در روايات فرموده اند:" خداوند اين شب را براي امت قرار داده است، چنانچه شب قدر را براي رسول خدا(ص) مقرر فرموده است".

 

بايد كمي به خود بيانديشيم و با تنبه از اينكه دستانمان خالي و كوله بار گناهمان سنگين، راهي براي رضايت خاطر مولا و صاحب خود مهدي ارواحنافداه پيدا كنيم كه رضايت او رضايت خداوند سبحان است، وچه زماني بهتر از شعبان و نيمه ماه آن؟!

بگوئيم: «اللّهُمّ اِنْ لَمْ تَكُن غَفَرْتُ لَنا في ما مَضي مِن شَعبان،فََاغْفِر لَنا في ما بَقي مِنْه»

"خداوندا اگردر اين مدت كه از شعبان گذشته،ما را نبخشيده اي،در مدتي كه از آن مانده ما را بيامرز".

 و به اين سبب عزم خود را در شروعي دوباره براي "سير من الخلق الي الخالق" جزم كنيم.ما كه داعيه انتظار حضرت ولي عصرارواحنافداه را داريم، بايد با كسب معرفت و محبت و تقرب به خداوند باريتعالي، شايستگي درك محضر آخرين ذخيره اش را به دست آوريم تا روزي كه "ندا" در داده شد، حيران و سرگردانِ گناهان و غفلتهاي خود نباشيم؛ همان ندائي كه حضرت حق-جل واعلي- فرموده است:

« واسْتَمِعْ يَومَ يُنادِي المُنادِي مِنْ مَكانٍ قَريبْ، يومَ يَسْتَمِعُونَ الصَّيْحَةَ بِالحَقِّ ذلِكَ يَومُ الْخُروجِ»

 "وروزي كه منادي ازجايي نزديك،ندا درمي دهد، به گوش باش. روزي كه فرياد رابه حق مي شنوند، آن روز، روز بيرون آمدن و خروج است."

 

خداوند توفيق درك ايام شعبانيه و نيمه مبارك آن را برما عنايت فرمايد تا انشاءالله با انجام عبادت وبندگي خالصانه به درگاهش و با كسب معرفت و محبت حضرت ولي عصرارواحنافداه، راهي براي سلوك به حضرتش برعاشقان حاصل آيد.

 

   در ره منزل ليلي كه خطرهاست درآن              شرط اول قدم آنست كه مجـنون باشي

   نقطه عشق نمودم به تو هان سهل مكن              ورنه تا بنگري از دايره بيرون باشي

   كاروان رفت وتودرخواب وبيايان درپيش          كي روي ره ز كه پرسي چون باشي؟!

|+| نوشته شده توسط محمد فلاح نژاد در سه شنبه ششم شهریور 1386 ساعت 9:43 |

ختم قران درنیمه شعبان
قرآن

                       تو که يک گوشه ي چشمت غم عالم ببرد      حيف باشد که تو باشي و مرا غم ببرد

با تبريک فرارسيدن اعياد شعبانيه و ولادت امام عصر (عج ) به محضر شما گراميان و کاربران محترم سايت تبيان 

به اطلاع مي رساند سايت تبيان به همين مناسبت اقدام به برگزاري ختم قرآن مجيد در نيمه شعبان 1386 به نيت تعجيل در فرج حضرت بقية الله عج الله تعالي فرجه مي نمايد .

|+| نوشته شده توسط محمد فلاح نژاد در سه شنبه ششم شهریور 1386 ساعت 9:34 |

نیمه شعبان


امروز سومین روزی است که بر خوان متبرّک رمضان نشسته ایم و از فیوضات این ماه گران قدر بهره مندیم. این روزها روزهای خاصی است. چه بخواهیم و چه نخواهیم مهمان خدا شده ایم. حال عده ای زرنگی می کنند و برنده اند و دیگرانی هم تنبلی و سستی می کنند و به هیچ که نمی رسند چیزی هم از دست می دهند. این روزها شاید فرصتی برای ما باشد که اندکی برگردیم و به پشت سر نگاهی کنیم. زمانی که دقتی کنیم که در یازده ماه گذشته چه کرده ایم که نباید و چه نکرده ایم که باید. فرصتی تا توشه ای برداریم برای آن روزهایی که در راه است. و ما چقدر به توشه نیازمندیم. برکات ماه مبارک همان دریاست که نتوان کشید ولی باید به قدر تشنگی چشید که همین چشیدن هم ارزش و مقامی دارد. بگذریم.

این روزها درهای آسمان باز است و ضرر کرده ایم اگر خواسته هایمان را نگیریم. وقت افطار و سحر بهترین زمان برای دعا کردن است. در آن لحظات نورانی ما را نیز از دعای خیرتان فراموش نکنید که به آن بسیار نیازمندم.

زمانی استادی داشتم که اول ماه رمضانی به ما نکته ای را یاد داد. گفت موقع افطار که شد، نماز مغربتان را بخوانید و بعد هم سوره قدر را بخوانید و بعد هم بگویید: «بسم الله اللهم لک صمنا و علی رزقک افطرنا فتقبل منا انک انت السمعیع العلیم» و بعد هم با خرما افطار کنید و هر دعایی که می خواهید بکنید که ان شاء الله مستجاب خواهد شد.

روزه هایتان قبول و دعاهایتان مستجاب باد.




اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

|+| نوشته شده توسط محمد فلاح نژاد در دوشنبه پنجم شهریور 1386 ساعت 12:10 |

نیمه شعبان
خبر آمد خبری در راه است سرخوش آن دل که از آن آگاه است
شاید این جمعه بیاید شاید پرده از چهره گشاید شاید
|+| نوشته شده توسط محمد فلاح نژاد در شنبه سوم شهریور 1386 ساعت 10:20 |

ویژه نیمه شعبان

السلام علیک یا اباصالح المهدی

حضرت ولی عصر علیه السلام روز نیمه شعبان 255هجری قمری از پدرش امام حسن عسکری (ع) و از مادرش حضرت نرجس خاتون متولد شد و کیفیت تولد آن حضرت از زبان مبارک حضرت حکیمه خاتون دختر امام محمدتقی جواد(ع)و عمه امام عسکری (ع)بدین شرح است:او می گوید شب نیمه شعبان سال 255 هجری قمری حضرت امام حسن عسکری (ع) مرا خواست و فرمود امشب نیمه شعبان است لطفا نزد ما باش ضمنا خدایتعالی امشب مولدی را متولد میکند که حجت او در روی زمین است.عرض کردم مادرش کیست؟ فرمود:نرجس .گفتم:فدایت گردم اثری از حاملگی در نرجس خاتون نیست.فرمود:همین است که میگویم.سپس به خدمت حضرت نرجس رفتم سلام کردم و نشستم او خواست لباس مرا عوض کند و کفشهای مرا بیرون آورد.گفتم:بانوی من و بانوی خاندان ما تویی.فرمود:نه،من کجا و این مقام بزرگ.گفتم:دختر جان امشب خدایتعالی پسری به تو عنایت می کند که سرور دو جهان خواهد بود.وقتی این کلام را از من شنید با کمال حجب و حیا سر را به زیر انداخت و رفت گوشه ای از اطاق نشست.من نماز مغرب را خواندم و افطار کردم و خوابیدم ولی منتظر مقدم ولی خدا بودم خبری نشدسحر برای ادا نماز شب بیدار شدم دیدم حضرت نرجس هنوز خواب است و هیچ آثار وضع حمل در او نیست پس از نماز شب مقداری خوابیدم ولی پس از چند دقیقه با اضطراب از خواب پریدم دیدم باز هم حضرت نرجس خوابیده است با خودم فکر می کردم که چگونه امام(ع) فرمود که امشب فرزندش متولد می شود؟ ناگهان صدای امام حسن عسکری (ع)بلند شد و فرمود عمه جان تعجب نکن که وقت تولد فرزندم نزدیک است.من وقتی صدای آن حضرت را شنیدم مشغول سوره ی الم سجده شدم و سپس سوره یس را خواندم که ناگهان دیدم حضرت نرجس از خواب پریده مضطرب است نزد او رفتم.گفتم آیا چیزی احساس می کنی؟ گفت:بلی. گفتم:دلت را محکم نگه دار این مولود همان مژده ای است که به تو دادم.پس از آن هر دو خوابیدیم من خوابم برده بود وقتی بیدار شدم دیدم طفل متولد شده و صورت روی زمین گذاشته و خدا را سجده می کند آن ماه پاره را در آغوش گرفتم دیدم پاک از جمیع آلوده گیهایی که سایر کودکان دارد می باشد بعد از آن حضرت امام حسن عسکری (ع)از ان اطاق صدا زد که عمه جان فرزندم را نزد من بیار.او را نزد امام حسن عسکری(ع)بردم.امام دست زیر رانها و پشت بچه گرفتند و پاهای اورا به سینه چسباندند و زبان به دهان او گذاشتند و دست بر چشم و گوش و بندهای او کشیدندو فرمود:پسرم با من حرف بزن آن طفل زبان باز کرد و گفت:اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له و اشهد ان محمد رسول الله و سپس بر امیرالمومنین و معصومین (ع) صلوات و سلام فرستاد وقتی به نام پدرش رسید چشمهایش را باز کرد و سلام را داد.پس از ان حضرت عسکری (ع)به من فرمودند:عمه جان او را نزد مادرش ببر تا به او هم سلام کند و بعد او را نزد من بیاور .من او را نزد مادرش ردم چشم باز کرد و به مادرش هم سلام کرد و مادرش جواب سلام را داد و او را به من بازگرداند و من او را نزد پدرش بردم و تحویل دادم. حضرت عسکری (ع) فرمود: عمه روز هفتم ولادتش نیز بچه را نزد من بیار.صبح روز 22 شعبان به خدمت امام رسیدم روپوش را از روی او برداشتم ولی بچه را ندیدم عرض کردم :فدایت گردم بچه چه شد ؟فرمود:عمه جان او را به کسی سپردم که مادر موسی فرزند خود را به او سپرد .وبه نقلی دیگر:چون روز هفتم به حضور امام شرفیاب شدم فرمود:عمه فرزندم را بیاور .او را در قنداقه پیچیده نزد امام حضرت بردم.امام مانند بار اول فرزتد دلبندش را نوازش فرمود و زبان مبارک بر دهان او که گویی شیر و عسل به او می خوراندسپس فرمود :فرزندم با من سخن بگو.گفت:اشهد ان لا اله الا الله آنگاه به پسغمبر خاتم (ص) و امیر المومنین (ع)و یک یک امامان و پدرش درود فرستاد و سپس آیه 4 سوره ی قصص را تلاوت فرمود.

اللهُمَ عَجِّل لِوَلیکَ الفَرَج

|+| نوشته شده توسط محمد فلاح نژاد در شنبه سوم شهریور 1386 ساعت 10:19 |

هلول ماه شعبان مبارک باد
هلول ماه شعبان مبارک باد .

هلول ماه شعبان این ماه پرخیر و برکت بر شما مبارک باد .

 

 

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط محمد فلاح نژاد در جمعه دوم شهریور 1386 ساعت 10:43 |

تکذیب خبر فردا در مورد بنزین ویژه نیمه شعبان !
روابط عمومي شركت ملي پالايش و پخش فرآورده هاي نفتي ايران خبر هدیه"بنزین مسافرتی" به مناسبت میلاد امام زمان (عج) را تکذیب کرد.گفتنی است "فردا" اعلام کرد که سوخت ویژه ای توسط دولت و تحت عنوان "بنزین مسافرت" به عموم مردم داده شود.

روابط عمومي شركت ملي پالايش و پخش فرآورده هاي نفتي ايران خبر«فردا»، در مورد هدیه"بنزین مسافرتی" به مناسبت میلاد امام زمان (عج) را تکذیب کرد.


به گزارش"فردا" نجار رئیس بخش ارتباطات و اطلاع رسانی روابط عمومی شرکت ملی پالایش و پخش فراورده های نفتی ایران ضمن تکذیب این خبر چنین مسئله ای را بر خلاف سیاست دولت اعلام کرد.


نجار همچنین اعلام اخباری از این قبیل را تشویق مردم به مصرف بنزین توصیف کرده و خواستار نقل اخبار به واسطه ستاد تبصره 13 شد.


گفتنی است "فردا" به نقل از منبع آگاه خود، خبری را به شرح ذیل بر روی خروجی این پایگاه خبری ارسال کرده بود.

همزمان با جشن نیمه شعبان و سالروز میلاد امام زمان(عج) قرار است سوخت ویژه ای توسط دولت و تحت عنوان "بنزین مسافرت" به عموم مردم داده شود.

به گزاش « فردا »، پس از سهمیه بندی بنزین هنورمشکل ترافیک حل نشده است و به خصوص در ایام تعطیلات، ترافیک بسیار بالایی در جاده های بین شهری دیده می شود.
قیمت بنزین عیدی و هدیه ای دولت بین 150 الی 200 تومان اعلام شده است .
به نظر می رسد اقداماتی مانند انتخاب بنزین به عنوان هدیه و عیدی دادن توسط دولت، باعث ایجاد شائبه تبلیغاتی بودن و فراموشی اهداف طرح پر هزینه سهمیه بندی بنزین می شود.

گفتنی است قبل از این نیز دولت در اقدامی مشابه، تعطیلات دو روزه اضافه ای بر تعطیلی رسمی عید فطر را به مردم هدیه داده بود که باعث بروز مشکلات بسیاری شده بود.
|+| نوشته شده توسط محمد فلاح نژاد در پنجشنبه یکم شهریور 1386 ساعت 19:36 |

مديرعامل اسبق پرسپوليس:نژاد فلاح صلاحيت حرف زدن درباره انصارى فرد را ندارد
140955.jpg
ايران ورزشى - صحبت هاى اخير محمد حسين نژاد فلاح يكى از اعضاى هيأت مديره پرسپوليس كه به منظور زير سؤال بردن مديريت محمد حسن انصارى فرد در اين باشگاه مطرح شد، واكنش تند مديرعامل اسبق پرسپوليس را در پى داشت. عباس انصارى فرد كه خود پيش از اين وظيفه مديريت باشگاه پرسپوليس را برعهده داشت، در پاسخ به اظهارات اخير نژادفلاح، مى گويد: « آقاى نژاد فلاح اصلاً صلاحيت صحبت كردن درباره محمدحسن انصارى فرد را ندارد. ايشان بهتر است براى حفظ حرمت سكوت اختيار كند و به بيان مسائل اينچنينى نپردازد چرا كه در آن صورت مجبور مى شوم مسائلى را فاش كنم كه قطعاً به سود وى نخواهد بود»!
وى درخصوص صحبت هايى نيز كه اين روزها از قول او و در انتقاد از عملكرد مديريتى محمدحسن انصارى فرد در پرسپوليس مطرح مى شود ادامه مى دهد: «من هرگز درباره او مصاحبه نكردم و بعضى افراد كه با محمدحسن انصارى فرد دشمنى دارند مى خواهند با طرح چنين مسائلى به او ضربه بزنند. هر چه از قول من مطرح شده كذب محض است و قطعاً از افرادى كه اين مطالب را منتشر كرده اند شكايت خواهم كرد. نه تنها من شكايت مى كنم، بلكه از محمدحسن انصارى فرد هم مى خواهم كه با طرح شكايت از اين افراد به دفاع از حق خود بپردازد.»
|+| نوشته شده توسط محمد فلاح نژاد در پنجشنبه یکم شهریور 1386 ساعت 13:10 |

بیوگرافی نیکی کریمی
زاده سال ۱۳۵۰ در تهران است. او از دوران دبستان بازی در گروه‌های کوچک تئاتری را آغاز کرد. نخستین نقش سینمایی‌اش را در سال ۱۳۶۸ در فیلم «وسوسه» به کارگردانی جمشید حیدری به دست آورد. اما نخستین حضور جدی‌اش را میتوان در فیلم «عروس» به کارگردانی بهروز افخمی در سال ۱۳۶۹ دانست. او و ابوالفضل پورعرب را اولین جوانان سینمای ایران پس از انقلاب می‌دانند.
‍پس از آن، کریمی در دو فیلم مهم از داریوش مهرجویی به نام‌های «سارا» و «پری» بازی کرد. بازی‌اش در فیلم «سارا» اقتباسی از «خانه عروسک» اثر هنریک ابسن بود، برایش جایزه بهترین بازیگر زن جشنواره‌های سن سباستین و نانت را به ارمغان آورد.
در همان سال برای تحصیل در رشته طراحی به آمریکا رفت و تا زمان بازی در فیلم «پری اثر داریوش مهرجویی به ایران بازنگشت. بازی‌اش در این فیلم که اقتباسی از کتاب «فرنی و زویی» اثر سلینجر بود مورد توجه قرار گرفت و برای بار سوم در جشنواره فیلم فجر نامزد سیمرغ بلورین شد.
پس از بازی در چند فیلم از کارگردانانی چون ابراهیم حاتمی‌کیا، بهروز افخمی و داریوش فرهنگ در سال ۱۳۷۷ در فیلم «دو زن»به کارگردانی تهمینه میلانی بازی کرد. او با بازی در این فیلم، به بازیگر ثابت چند فیلم بعدی تهمینه میلانی با مایه‌های فمینیستی تبدیل شد و این همکاری تا فیلم «واکنش پنجم» ادامه یافت. کریمی برای پنجمین بار برای فیلم «دو زن» نامزد دریافت سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر شد. و جایزه بهترین بازیگر زن را به خاطر بازی در همین فیلم از جشنواره تائورمینا ایتالیا گرفت.
پس از اینکه دستیاری عباس کیارستمی‌را در فیلم «A.B.C. Africa» به عهده گرفت، در سال ۱۳۸۰ فیلم کوتاه مستندی با مضمون نازایی با عنوان «داشتن یا نداشتن» ساخت که برنده جایزه باران شد. در سال ۱۳۸۱ در دو فیلم ««دیوانه‌ای از قفس پرید» به کارگردانی احمد‌رضا معتمدی و «واکنش پنجم» به کارگردانی تهمینه میلانی بازی کرد که به خاطر بازی در این دو فیلم جایزه سیمرغ بلورین جشنواره فجر را گرفت.
او برای اولین بار در فیلم «باج خور» اثر «فرزاد مؤتمن» در یک نقش منفی بازی کرد.
در سال ۱۳۸۳ اولین فیلم بلندش به نام «یک شب» را کارگردانی کرد.

|+| نوشته شده توسط محمد فلاح نژاد در پنجشنبه یکم شهریور 1386 ساعت 11:3 |

بیوگرافی حمید لولایی
< حميد لولايي> را از سال 1373 با مجموعه ساعت خوش مي‌شناسيم، او خيلي زود توانست پله‌هاي ترقي را طي كند و خود را در عرصه بازيگري در وادي طنز بشناساند. لولايي با فرا رسيدن سال 1386، 52 ساله شد و هنوز هم جا براي پيشرفت دارد. وي در سال 1334 از پدر و مادري گيلاني در محله عشرت‌آباد تهران در يك خانواده پر جمعيت به دنيا آمد. او در همان محله رشد كرد و ثمره ازدواجش دو دختر است، حميد لولايي هم اكنون به همراه خانواده‌اش در حوالي محله سيدخندان زندگي مي‌كند.
وي از كودكي عاشق بازيگري بود و با استفاده از جعبه‌هاي پودر لباسشويي و چسباندن عكس و گويندگي، بچه‌هاي محل را دور خود جمع مي‌كرد. مي‌گويد: < با پول‌هاي عيدي خود به سينما مي‌رفتم. بهترين تفريح زمان كودكي‌ام سينما رفتن بود.> عشق به بازيگري در 15 سالگي او را به كلاس‌هاي كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان كشاند. تا جايي كه دوره كلاس‌هاي هنرهاي زيبا را به صورت شبانه گذراند. وي كار تئاتر را به طور جدي در سال 1358 با بازي در نمايشي به كارگرداني مرحوم رضا ژيان و سياوش طهمورث آغاز كرد.
< پيكرتراش> فيلم سينمايي بود كه از آن به عنوان كار دوم خود ياد مي‌كند اما اين فيلم به اكران عمومي در نيامد و هيچ وقت ديده نشد. در آغاز جنگ در فيلم سربداران هم نقش كوتاهي را ايفا كرد كه اين آخرين فيلم او قبل از آغاز جنگ
تحميلي بود.

با شروع جنگ تحميلي به مدت شش سال از عرصه هنر دور ماند. در زمان خدمت سربازي همچنان به كار تئاتر مشغول بود < سبزه دوست بچه‌ها> تئاتري بود كه او در اين دوران به همراه مرحوم رضا ژيان براي بچه‌ها اجرا مي‌كرد. در سال 69 در كلاس مديريت سينما شركت كرد و پذيرفته شد و مديريت سينما را برعهده گرفت.
مديريت سينما آزادي او را دوباره به دوستان قديمي‌اش رساند كه اين ديدار مجدد موجب روي آوردن دوباره لولايي به بازيگري شد. او به دنبال آرزوهاي دوران كودكي‌اش بود. < فراموشخانه> مجموعه‌اي بود كه با آن كار و بارش رونق يافت، به همين خاطر از مديريت سينما استعفا داد و به بازيگري روي آورد. عشق و علاقه او به بازيگري حتي در زمان مديريت سينما لحظه‌اي او را رها نمي‌كرد به طوري كه هرگاه فرصتي به دست مي‌آورد زود جيم مي‌زد و خود را به سر صحنه مي‌رساند.
مي‌‌گويد: با < ساعت خوش> قدم به عرصه طنز گذاشتم. داريوش كاردان اولين كسي بود كه قابليت‌هاي مرا در اين وادي كشف كرد. در ساعت خوش بيشتر از همه عوامل با مهران مديري و رضا عطاران رابطه صميمانه برقرار كرد. ا ز طرفي مديريت سينما مانع ازحضور مدام او در سريال ساعت خوش مي‌شد. به همين دليل بازيگري را به مديريت سينما ترجيح داد. اما لولايي چند سال پيش با نقش خشايار مستوفي حسابي گل و خود را به جامعه طنز معرفي كرد. د ر بازيگري تنها مشوق خود را مادرش معرفي مي‌كند و هميشه به خاطر صداقت و روراستي‌اش زبانزد خاص و عام است. نقاشي تنها هنري است كه به بازيگري نزديك مي‌داند، او عاشق كارهاي آنتوان چخوف است.
صبر و تحمل زيادي دارد و بسيار كم‌حرف است اما خودش را هيچ وقت دست كم نمي‌گيرد. اين از خصوصيات بارز مردي براي تمام فصول است.خودش معتقد است حميد لولايي آدم بي‌آزاري است. اخلاق او در منزل بسيار عالي است.بسيار دل رحم و مهربان است و بسيار علاقه دارد به ديگران ابراز محبت كند.
عاشق سواركاري است و فوتبال را خيلي دوست دارد.
به بازي پرويز پرستويي علاقه فراواني دارد و از عطاران به عنوان يك آدم خوشفكر و بسيار فروتن ياد مي‌كند.
از تلخ‌ترين خاطره‌هاي زندگي‌اش فوت مادر خانمش بود كه روي او تاثير زيادي داشت. از لولايي در آينده شاهد كارهاي ديگري خواهيم بود. او همچنان به دنبال خوشحال كردن هموطنانش است.
|+| نوشته شده توسط محمد فلاح نژاد در پنجشنبه یکم شهریور 1386 ساعت 10:57 |