تبليغاتX
وبلاگ محمد فلاح نژاد
وبلاگ محمد فلاح نژاد
شامل بخشهاي ورزشي-عمومي وغيره
شنايي با رشته مهندسي برق والكترونيك (رشته تحصيلي نويسنده وبلاگ محمد فلاح نژاد)

هدف

يكي از بهترين تعريف هايي كه از مهندسي برق شده است، اين است كه محور اصلي فعاليت هاي مهندسي برق، تبديل يك سيگنال به سيگنال ديگر است. كه البته اين سيگنال ممكن است شكل موج ولتاژ يا شكل موج جريان و يا تركيب ديجيتالي يك بخش از اطلاعات باشد.

مهندسي برق داراي چهار گرايش است كه در زير بطور اجمالي به بررسي آنها مي پردازيم و در قسمت معرفي گرايشها به تفصيل در مورد هر كدام صحبت خواهم كرد.

مهندسي برق- الكترونيك:

الكترونيك علمي است كه به بررسي حركت الكترون در دوره گاز، خلاء و يا نيمه رسانا و اثرات و كاربردهاي آن مي پردازد. با توجه به اين تعريف، مهندس الكترونيك در زمينه ساخت قطعات الكترونيك و كاربرد آن در مدارها، فعاليت مي كند. به عبارت ديگر، زمينه فعاليت مهندسي الكترونيك را مي توان به دو شاخه اصلي "ساخت قطعه و كاربرد مداري قطعه" و "طراحي مدار" تقسيم كرد.

مهندسي برق- مخابرات:

مخابرات، گرايشي از مهندسي برق است كه در حوزه ارسال و دريافت اطلاعات فعاليت مي كند. مهندسي مخابرات با ارائه نظريه ها و مباني لازم جهت ايجاد ارتباط بين دو يا چند كاربر، انجام عملي فرايندها را به طور بهينه ممكن مي سازد. پس هدف از مهندسي مخابرات، پرورش متخصصان در چهار زمينه اصلي اين گرايش است شامل فرستنده، مرحله مياني، گيرنده و گسترش شبكه كه گستره هر كدام عبارتند از:

فرستنده: شامل آنتن، نحوه ارسال و ...

مرحله مياني: شامل خط انتقال و محاسبات مربوط و ...

گيرنده: شامل آنتن، نحوه دريافت، تشخيص و ...

گسترش شبكه: مشتمل بر تعميم خط ارتباطي ساده، ادوات سويچينگ ، ارتباط بين مجموعه كاربرها و ...

مهندسي برق- كنترل:

كنترل، در پيشرفت علم نقش ارزنده اي را ايفا مي كند و علاوه بر نقش كليدي در فضاپيماها و هدايت موشكها و هواپيما، به صورت بخش اصلي و مهمي از فرايندهاي صنعتي و توليدي نيز درآمده است. به كمك اين علم مي توان به عملكرد بهينه سيستمهاي پويا، بهبود كيفيت و ارزانتر شدن فرآورده ها، گسترش ميزان توليد، ماشيني كردن بسياري از عمليات تكراري و خسته كننده دستي و نظاير آن دست يافت. هدف سيستم كنترل عبارت است از كنترل خروجيها به روش معين به كمك وروديها از طريق اجزاي سيستم كنترل كه مي تواند شامل اجزاي الكتريكي، مكانيك و شيميايي به تناسب نوع سيستم كنترل باشد.

ماهيت

انرژي اگر بنيادي ترين ركن اقتصاد نباشد، يكي از اركان اصلي آن به شمار مي آيد و در اين ميان برق به عنوان عالي ترين نوع انرژي جايگاه ويژه اي دارد. تا جايي كه در دنياي امروز ميزان توليد و مصرف اين انرژي در شاخه توليد، شاخص رشد اقتصادي جوامع و در شاخه خانگي و عمومي يكي از معيارهاي سنجش رفاه محسوب مي شود.

دانش آموختگان اين رشته مي توانند در زمينه هاي طراحي، ساخت، بهره برداري، نظارت، نگهداري، مديريت و هدايت عمليات سيستم ها عمل نمايند.

گرايش هاي مقطع ليسانس

رشته مهندسي برق در مقطع كارشناسي داراي 4 گرايش الكترونيك، مخابرات، كنترل و قدرت(1) است. البته گرايش هاي فوق در مقطع ليسانس تفاوت چنداني با يكديگر ندارند و هر گرايش با گرايش ديگر تنها در 30 واحد يا كمتر متفاوت است. و حتي تعدادي از فارغ التحصيلان مهندسي برق در بازار كار جذب گرايشهاي ديگر اين رشته مي شوند. با اين وجود ما براي آشنايي هر چه بيشتر شما گرايشهاي فوق را به اجمال معرفي مي كنيم.

گرايش الكترونيك

دكتر كمره اي استاد مهندسي برق دانشگاه تهران در معرفي اين گرايش مي گويد:

"گرايش الكترونيك به دو زير بخش عمده تقسيم مي شود. بخش اول ميكروالكترونيك است كه شامل علم مواد، فيزيك الكترونيك، طراحي و ساخت قطعات از ساده ترين آنها تا پيچيده ترين آنها است و بخش دوم نيز مدار و سيستم ناميده مي شود و هدف آن طراحي و ساخت سيستم ها و تجهيزات الكترونيكي با استفاده از قطعات ساخته شده توسط متخصصان ميكروالكترونيك است.

دكتر جبه دار نيز در معرفي اين گرايش مي گويد:

گرايش الكترونيك يكي از گرايشهاي جالب مهندسي برق است كه محور اصلي آن آشنايي با قطعات نيمه هادي، توصيف فيزيكي اين قطعات، عملكرد آنها و در نهايت استفاده از اين قطعات، براي طراحي و ساخت مدارها و دستگاههاي است كه كاربردهاي فني و روزمره زيادي دارند."

گرايش مخابرات

هدف از مخابرات ارسال و انتقال اطلاعات از نقطه اي به نقطه ديگر است كه اين اطلاعات مي تواند صوت، تصوير يا داده هاي كامپيوتري باشد.

دكتر جبه دار در مورد شاخه هاي مختلف اين گرايش مي گويد:

"مخابرات از دو گرايش ميدان و سيستم تشكيل مي شود. كه در گرايش ميدان، دانشجويان با مفاهيم ميدان هاي مغناطيسي، امواج، ماكروويو، آنتن و ... آشنا مي شوند تا بتوانند مناسبترين وسيله را براي انتقال موجي از نقطه اي به نقطه ديگر پيدا كنند.

همچنين يكي از فعاليت هاي عمده مهندسي مخابرات گرايش سيستم، طراحي فليترهاي مختلفي است كه مي توانند امواج مزاحم شامل صوت يا پارازيت را از امواج اصلي تشخيص و آنها را حذف كرده و تنها امواج اصلي را از آنتن دريافت كنند.

گفتني است كه امروزه با توسعه مخابرات بي سيم، ارتباط نزديكتري بين دو گرايش ميدان و سيستم ايجاد شده است. براي نمونه در گوشي تلفن همراه ما هم تجهيزات مربوط به مدارهاي مخابراتي و هم تجهيزات مربوط به فرستنده و هم آنتن گيرنده را داريم. از همين رو يك مهندس مخابرات امروزه بايد از هر دو گرايش بخوبي اطلاع داشته باشد تا بتواند يك دستگاه بي سيم را طراحي كند."

گرايش كنترل

"اگر بخواهيم يك تعريف كلي از كنترل ارائه دهيم، مي توانيم بگوييم كه هدف اين علم، كنترل خروجي هاي يك سيستم بر مبناي ورودي هاي آن و با توجه به شرايط ويژه و نكات مورد نظر طراحي آن سيستم مي باشد."

دكتر كمره اي در ادامه معرفي علم كنترل مي گويد: "علم كنترل فقط در مهندسي برق مورد استفاده قرار نمي گيرد. بلكه در شاخه هاي ديگري از علوم مهندسي و حتي علوم انساني كاربرد دارد. به عنوان نمونه كنترل فرآيند تصفيه نفت در يك پالايشگاه، كنترل عملكرد يك نيروگاه برق، سيستم كنترل ناوبري يك كشتي و يا كنترل تحولات و تغييرات جمعيتي نمونه هاي متنوعي از كاربرد علم كنترل مي باشد.

گفتني است كه گرايش كنترل داراي زير بخش هاي متنوعي مانند كنترل خطي، غيرخطي، مقاوم، تطبيقي، ديجيتالي، فازي و غيره است."

دكتر جبه دار نيز با اشاره به اينكه گرايش كنترل منحصر به مهندسي برق نمي شود، مي گويد:

"در رشته هاي مهندسي مكانيك، مهندسي شيمي، مهندسي هوافضا، مهندسي سازه و مهندسي هاي ديگر نيز ما شاهد علم كنترل هستيم اما نوع سيستم كنترلي در هر رشته مهندسي متفاوت است. براي مثال در مهندسي مكانيك نوع كنترل، مكانيكي و در مهندسي شيمي براساس فرآيندهاي شيميايي است. اما در كل هدف مهندسي كنترل، طراحي سيستمي است كه بتواند عملكرد يك دستگاه را در حد مطلوب حفظ كند.

دكتر جبه دار در ادامه درباره فعاليت هاي ديگر مهندسي كنترل مي گويد: "خودكار كردن يا اتوماتيك كردن خط توليد، يكي ديگر از فعاليت هاي مهندسي كنترل است. يعني مهندس كنترل مي تواند به گونه اي خط توليد را هماهنگ و كنترل كند كه محصول توليد شده طبق برنامه تعيين شده و با بهترين كيفيت به دست آيد."

گرايش قدرت

دكتر جبه دار در معرفي اين گرايش مي گويد:


"هدف اصلي مهندسين اين گرايش، توليد برق در نيروگاهها، انتقال برق از طريق خطوط انتقال و توزيع آن در شبكه هاي شهري و در نهايت توزيع آن براي مصارف خانگي و كارخانجات است. بنابراين يك مهندس قدرت بايد به روشهاي مختلف توليد برق، خطوط انتقال نيرو و سيستم هاي توزيع آشنا باشد."

دكتر كمره اي نيز در معرفي اين گرايش مي گويد:

"گرايش قدرت به آموزش و پژوهش در زمينه طراحي و ساخت سيستم هاي مورد استفاده در توليد، توزيع، مصرف و حفاظت از برق مي پردازد.

به عبارت ديگر دانشجويان اين رشته در شاخه توليد با انواع نيروگاههاي آبي، گازي، سيكل تركيبي و ... آشنا مي شوند. و در بخش انتقال و توزيع، روشهاي مختلف انتقال برق اعم از كابلهاي هوايي و زيرزميني را مطالعه مي كنند و در شاخه حفاظت نيز انواع وسايل و تجهيزات حفاظتي كه در مراحل مختلف توليد، توزيع، انتقال و مصرف انرژي، انسانها و تاسيسات را در برابر حوادث مختلف محافظت مي كنند، مورد بررسي قرار مي دهند كه از آن ميان مي توان به انواع رله ها، فيوزها، كليدها و در نهايت سيستم هاي كنترل اشاره كرد.

يكي ديگر از شاخه هاي قدرت نيز ماشين هاي الكتريكي است كه شامل ژنراتورها، ترانسفورماتورها و موتورهاي الكتريكي مي شود كه اين شاخه از زمينه هاي مهم صنعتي و پژوهشي گرايش قدرت است."

آينده شغلي، بازار كار، درآمد

"امروزه با توسعه صنايع كوچك و بزرگ در كشور، فرصت هاي شغلي زيادي براي مهندسين برق فراهم شده است و اگر مي بينيم كه با اين وجود بعضي از فارغ التحصيلان اين رشته بيكار هستند، به دليل اين است كه اين افراد يا فقط در تهران دنبال كار مي گردند و يا در دوران تحصيل به جاي يادگيري عميق دروس و در نتيجه كسب توانايي هاي لازم، تنها واحدهاي درسي خود را گذرانده اند.

همچنين يك مهندس خوب بايد، كارآفرين باشد يعني به دنبال استخدام در موسسه يا وزارتخانه اي نباشد بلكه به ياري آگاهي هاي خود، نيازهاي فني و صنعتي كشور را يافته و با طراحي سيستم ها و مدارهاي خاصي اين نيازها را برطرف سازد. كاري كه بعضي از فارغ التحصيلان ما انجام داده و خوشبختانه موفق نيز بوده اند."

دكتر كمره اي نيز در اين زمينه مي گويد:

"اگر يك فارغ التحصيل برق داراي توانايي هاي لازم باشد، با مشكل بيكاري روبرو نخواهد شد. در حقيقت امروزه مشكل اصلي اين است كه بيشتر فارغ التحصيلان توانمند و با استعداد اين رشته به خارج از كشور مهاجرت مي كنند و ما اكنون با كمبود نيروهاي كارآمد در اين رشته روبرو هستيم."

يكي از اساتيد مهندسي برق دانشگاه علم و صنعت ايران نيز در مورد فرصت هاي شغلي فارغ التحصيلان اين رشته مي گويد:

"طبق نظر كارشناسان و متخصصان انرژي در كشور، با توجه به نياز فزاينده به انرژي در جهان كنوني و همچنين نرخ رشد انرژي الكتريكي در كشور، سالانه بايد حدود 1500 مگاوات به ظرفيت توليد كشور افزوده شود كه اين نياز به احداث نيروگاههاي جديد و همچنين فارغ التحصيلان متخصص برق و قدرت دارد.

فرصت هاي شغلي يك مهندس كنترل نيز بسيار گسترده است چون در هر جا كه يك مجموعه عظيمي از صنعت مهندسي مثل كارخانه سيمان، خودروسازي، ذوب آهن و ... وجود داشته باشد، حضور يك مهندسي كنترل ضروري است.

و بالاخره يك مهندس مخابرات يا الكترونيك مي تواند جذب وزارتخانه هاي پست و تلگراف و تلفن، صنايع، دفاع و سازمانهاي مختلف خصوصي و دولتي شود."

توانايي هاي مورد نياز و قابل توصيه

توانايي علمي:


"مهندسي برق نيز مانند مابقي رشته هاي مهندسي بر مفاهيم فيزيكي و اصول رياضيات استوار است و هر چه دانشجويان بهتر اين مفاهيم را درك كنند، مي توانند مهندس بهتري باشند. در اين ميان گرايش الكترونيك وابستگي شديدي به فيزيك بخصوص فيزيك الكترونيك و فيزيك نيمه هادي ها دارد. در گرايش مخابرات نيز درس فيزيك اهميت بسياري دارد زيرا دروس اصلي اين رشته بخصوص در شاخه ميدان شامل الكترومغناطيس و امواج مي شود."

داشتن ضريب هوشي بالا و تسلط كافي بر رياضيات، فيزيك و زبان خارجي از ضرورتهاي ورود به اين رشته است.

علاقمنديها:

دانشجوي برق بايد ذهني خلاق و تحليل گر داشته باشد. همچنين به كار با وسايل برقي علاقه داشته باشد چون گاهي اوقات با دانشجوياني روبرو مي شويم كه در رياضي و فيزيك قوي هستند اما در كارهاي عملي ضعيف اند. چنين دانشجوياني براي رشته هاي مهندسي مناسب نيستند و بهتر است رشته هاي ذهني و انتزاعي مثل رياضي يا فيزيك را انتخاب كنند.

وضعيت ادامه تحصيل در مقاطع بالاتر: (كارشناسي ارشد و ...)

فارغ التحصيل در مقطع كارشناسي برق كه مدرك خود را در يكي از چهار گرايش الكترونيك، مخابرات، قدرت و كنترل مي گيرد، مي تواند در يكي از اين گرايشها (اختياري) يا رشته اي كه برق زير مجموعه اي براي آن تعريف شده، ادامه تحصيل نمايد. اين رشته به صورت: مهندسي برق- الكترونيك، برق- قدرت، برق- مخابرات (شامل گرايش هاي: ميدان، سيستم، موج، رمز، مايكرونوري) برق- كنترل، مهندسي پزشكي (گرايش بيوالكتريك)، مهندسي هسته اي (دو گرايش مهندسي راكتور و مهندسي پرتو پزشكي، مهندسي كامپيوتر (معماري كامپيوتر، هوش مصنوعي و رباتيك) است. براي تحصيل در مقطع دكتراي تخصصي، مي توان، در هر يك از زيرشاخه هاي تخصصي‌تر گرايشهاي ياد شده ميزان مورد نياز واحدها را اخذ كرد و رساله دكتري را در همان موضوع خاص ارائه داد. مسلم است اين زير شاخه ها، گرايشهاي تخصصي تر اين چهار گرايش است. امكان ادامه تحصيل در كليه گرايشهاي ياد شده در مقطعهاي كارشناسي ارشد و تا حد زيادي در دوره دكتري، در داخل كشور وجود خواهد داشت. رشته برق به دليل كاربردي بودن آن در بسياري از علوم مهندسي ديگر، براي فارغ التحصيلان امكان تحصيل در بسياري گرايشها و دانشها را فراهم مي كند.

تخصصي مهندسي برق - الكترونيك

از درسهاي پايه و اصلي موثر در مهندسي الكترونيك مي توان به درسهاي مدارهاي الكتريكي، الكترونيك 2 و 1، مدارهاي منطقي و مخابرات اشاره كرد. بعضي از درسهاي تخصصي اين گرايش عبارتند از:

الكترونيك 3: مبحث اول اين درس مربوط به پاسخ فركانسي است كه به طور اجمال عوامل مربوط به كاهش بهره در فركانسهاي بالا و پايين (در واقع بالاتر و پايين تر از پهناي باند مياني) و روشهاي به دست آوردن فركانسهاي قطع بالا و پايين را در تقويت كننده هاي ترانزيستوري مورد بررسي قرار مي دهد. در مبحث دوم پايداري تقويت كننده هاي فيدبك مورد توجه قرار مي گيرد.

تكنيك پالس: در درسهاي مدار و الكترونيك، دانشجويان با سيگنالهاي سينوسي و پاسخ مدارهاي خطي و يا غيرخطي به آنها آشنا مي شوند، امروزه و با توجه به رشد روزافزون فن آوري ديجيتال، كمتر مدار الكترونيكي يافت مي شود كه در آن فقط سيگنالهاي سينوسي به كار رفته باشد. پالس در حالت كلي به سيگنالهايي گفته مي شود كه تغييرات جهش داشته باشند. از مهمترين اين سيگنالها كه در درس تكنيك پالس هم مورد بررسي قرار مي گيرد، سيگنالهاي پله، مربعي، مورب و نمايي هستند.

ميكروپروسسور: پس از پيدايش الكترونيك ديجيتال و جنبه هاي جذاب و ساده طراحيهاي ديجيتال و كاربردهاي فراوان اين نوآوري، با تكنولوژيهاي SSI , MSI ، ادوات الكترونيك ديجيتال، مانند قطعات منطقي به بازار ارائه شد. شركت تگزاس اولين ميكروپروسسور 4 بيتي را با فن آوري 2SI طراحي و عرضه نمود كه بعنوان بخش اصلي ماشين حساب مورد استفاده قرار گرفت و اين گام اول در پيدايش و ظهور ميكروپروسسورها بود.

معماري كامپيوتر: در اين درس معماري داخل 8 بيتي ها و نحوه اجراي دستورالعملها در اين پردازنده ها، بررسي حافظه ها و روش دستيابي ميكروپروسسورها به اطلاعات حافظه، معرفي زبان اسمبلي پردازنده هاي 8 بيتي و ايجاد توانايي جهت نوشتن برنامه اي براي عملكردي خاص به كمك ميكروپروسسورها و معرفي قطعات جانبي مورد استفاده توسط ريزپردازنده ها، مورد مطالعه قرار مي گيرد.

مدارهاي مخابراتي: درس مدار مخابراتي به بررسي ساختار و يا طراحي مدارهايي مي پردازد كه در فركانسهاي بالا كار كرده و يا به نوعي در ارسال پيام در گيرنده و فرستنده نقش دارند. در اين درس ابتدا با نويزهاي حرارتي، ترقه اي و ... آشنا شده و راههايي براي محدود كردن نويز پيشنهاد مي شود، سپس مدارهاي تشديد و تبديل امپدانس كه به منظور انتقال حداكثر توان به كار مي روند مورد بحث قرار مي گيرد.

فيزيك مدرن: در فصل اول اين درس با پرداختن به نسبيت خاص دانسته هاي علمي ما كاملاً اشتباه از آب درآمده و با پرداختن به اصولي نظير اتساع زمان، پديده دوپلر، انقباض طول، نسبيت جرم، جرم و انرژي و ...، همه دانسته هاي ما را (حداقل در حيطه دانستن) نابود مي كند.

فصلهاي ديگر درس به موضوعاتي نظير خواص ذره اي امواج، پديده فتوالكتريك، نظريه كوانتومي نور، پرتوايكس، پراش ذره، ساختار اتمي، مكانيك كوانتومي و ... مي پردازد.

فيزيك الكترونيك: شامل مطالعه خواص سيليكون، بلورشناسي، روشهاي ساخت قطعات و مدارهاي نيمه هادي، تحليل و طراحي اين مدارها، به دست آوردن مشخصات قطعات و يكي از مهمترين زمينه هاي كاري و تحقيقاتي در رشته الكترونيك است. پيش نياز اين قسمت تسلط بر درس درياضي مهندسي و معادلات ديفرانسيل و مختصري در فيزيك كوانتوم و فيزيك مدرن مي باشد. درسهاي تخصصي مهندسي برق- مخابرات

از درسهاي پايه و اصلي موثر در مهندسي مخابرات مي توان به درسهاي رياضي مهندسي تجزيه و تحليل سيستمها، مدارهاي الكتريكي، الكترونيك و الكترومغناطيس اشاره كرد. بعضي از درسهاي تخصصي عبارتند از:

مخابرات 2: شامل تجزيه و تحليل و طراحي شبكه هاي مخابراتي ديجيتالي است. مطالب درسي با مروري بر تجزيه و تحليل سيگنالها و سپس فرآيندهاي تصادفي شروع شده و به دنبال آن به بررسي اجزاي يك سيستم (مجموعه) مخابراتي ديجيتال در حالت كلي مي پردازد و چگونگي بهينه سازي سيستم براي انتقال پيام با حداقل خطاي ممكن را بررسي مي كند.

ميدان و امواج: درس ميدان و امواج به بررسي رفتار امواج الكترومغناطيس در محيطهاي مختلف طبيعت مي پردازد. محيطها به قسمت هاي هادي و نيمه هادي و عايق تقسيم بندي شده و عوامل رفتاري امواج در اين محيطها از قبيل اتلاف نيرو انعكاسي كلي يا شكست بررسي مي شود.

الكترونيك 3: در گرايش الكترونيك توضيح داده شد.

مدارهاي مخابراتي: در گرايش الكترونيك توضيح داده شد.

آنتن ها و انتشار امواج: اين درس به بحث در مورد نحوه انتشار امواج الكترومغناطيسي مي پردازد. مباحث مطرح شده در اين درس به صورت نظري و عملي است، به عبارتي از نحوه تشعشع يك منبع الكترومغناطيسي ساده شروع كرده و با توسعه آن به مطالعه ساده ترين آنتن عملي مي پردازد.

مايكروويو: اين درس در ابتدا پس از تعريف محدود مايكروويو از نظر فركانس 1 و تقسيم بندي امواج مايكروويو به بررسي انتقال امواج با فركانس بالا با حداقل تلفات در محيطهاي مختلف مي پردازد. سپس عناصر غيرفعال مايكروويو شامل نضعيف كننده ها، تغيير فازدهنده ها و كوپلرهاي جهت دار معرفي مي شود.

اصول ميكروكامپيوتر: اين درس را به جرات مي توان از جذابترين و پركاربردترين درسهاي برق دانست زير در دنياي امروز كه تمامي وسايل مكانيكي آنالوگ جاي خود را به وسايل ديجيتالي مي دهند، داشتن اطلاعات كافي در مورد نحوه كارپروسسورها از اولين نيازهاي يك مهندس برق مي باشد. با تركيب مطالب اين درس با هر كدام از درسهاي ديگر مي توان طرحهاي بسيار جالب و پركاربردي را طرح ريزي كرد.

درسهاي تخصصي مهندسي برق- قدرت

از درسهاي پايه و اصلي موثر در مهندسي قدرت مي توان به دروس مدار، الكترومغناطيس، الكترونيك، ماشين و بررسي اشاره كرد. بعضي از درسهاي تخصصي اين گرايش عبارتند از:

ماشينهاي الكتريكي 3: اين درس از جمله درسهايي است كه ديدي صنعتي به دانشجو مي دهد. مبحث اين درس را مي توان به دو فصل مهم ترانفسورمرهاي سه فاز و ماشينهاي سنكرون تقسيم بندي نمود. ترانسفورهاي سه فاز و ماشينهاي سنكرون: وسايلي الكتريكي هستند كه بيشتر جنبه صنعتي دارند و كاربردهاي بسيار زياد ترانسهاي سه فاز در انتقال و توزيع انرژي الكتريكي، تبديل ولتاژ در ابتداي همه كارخانه ها و كارگاههاي بزرگ صنعتي و ... بر هيچ كس پوشيده نيست. در اين درس در مورد انواع آرايشهاي اين تراسنها، كليه گروههاي موجود و كاربرد هر نوع، بحث جامعي مي شود. ماشينهاي مخصوص(ويژه): به تعبيري مي توان اين درس را نقطه عطف درسهاي تخصصي اين گرايش دانست. زيرا اين درس به بررسي در مورد ماشينهاي ويژه مي پردازد كه اين ماشينها در وسايل خانگي كاربرد فراوان دارند.

الكترونيك قدرت: الكترونيك قدرت در عمل بين الكترونيك و قدرت، آشتي برقرار كرده است. به طور مثال مي توان با فرمان يك ريزپردازنده كه حدود 5 ولت و 200 ميلي آمپر است يك كارخانه را راه اندازي كنيم. در زمينه الكترونيك قدرت المانهايي نظير تريستور، ترانزيستور و ... كاربردهاي فوق العاده زيادي دارند. از مزاياي اين قطعات تحمل توانهاي بالا مي باشد.

بررسي سيستمهاي قدرت 2: اين درس بيشتر در مورد انتقال انرژي و مشكلات موجود در اين راه صحبت مي كند. از جمله مطالب ارائه شده در اين درس مي توان به پخش بار اقتصادي در شبكه هاي قدرت، اتصال كوتاههاي متقارن و نامتقارن روي شبكه قدرت و پايداري سيستمهاي قدرت اشاره نمود.

توليد و نيروگاه: اين درس يكي از درسهاي بسيار جذاب اين گرايش است، زيرا برخلاف ديگر درسها، زياد به مسائل نظري، نمي پردازد و جنبه بسيار عملي دارد. آشنايي با انواع نيروگاهها (آبي، اتمي، بادي، بخار، ...) و همچنين بحث كلي در مورد اين نيروگاهها و روشهاي كاري آنها از مباحث اين درس است.

رله و حفاظت: يك شبكه قدرت را بايد در مقابل خطرات احتمالي (اتصال كوتاهها) محافظت كرد. از وسائلي كه در اين مورد استفاده مي شود مي توان به رله ها اشاره كرد كه بسته به نوع رله به محض ايجاد يك حالت خطا و يا خرابي در شبكه وارد عمل شده، قسمتي از شبكه را جدا كرد.

عايق و فشار قوي: با توجه به تفاوتهاي ولتاژهاي فشار قوي با ولتاژهاي فشار ضعيف، به طور حتم توليد، اندازه گيري و بهره برداري از اين ولتاژها تفاوتهاي عمده اي با ولتاژهاي فشار ضعيف دارد و براي عايق بندي شبكه فشار قوي بايد از عايقهاي مخصوصي استفاده كرد. فصل نخست اين درس به بررسي اين مقوله مي پردازد. در بخش دوم اين درس انواع تخليله الكتريكي، مراحل مختلف آن در عايقها و اثرات مختلف شكست بر عايق مورد بررسي قرار مي گيرد.

ترموديناميك: شايد اولين سوالي كه در مرحله اول به ذهن برسد ارتباط اين درس با درسهاي برق باشد. كاربرد اصلي مطالب اين درس مبحث توليد نيروگاه است. زيرا هنگام آشنايي با انواع نيروگاهها (نيروگاه بخار، گازي، اتمي و ...) بايد اطلاعاتي در مورد سيكل كاري آنها داشته باشيم، پس داشتن اطلاعاتي در مورد ترموديناميك ضروري است.

اصول ميكروكامپيوتر: درگرايش مخابرات توضيح داده شد. درسهاي تخصصي مهندسي برق- كنترل از درسهاي پايه و اصلي موثر در مهندسي كنترل مي توان به درسهاي مدار، الكترونيك، رياضي مهندسي، تجزيه و تحليل سيستم و كنترل خطي اشاره كرد. بعضي از درسهاي تخصصي اين گرايش عبارتند از:

كنترل ديجيتال و غيرخطي: كنترل ديجيتال از سال 1960 در پيشرفتهاي مربوط به قابليت توليد و كيفيت محصولات و صرفه جويي در هزينه ها، نقش مهمي داشته است. به خصوص با پيشرفتهايي كه در زمينه ميكروپروسسور صورت گرفته، اين رشته توانسته است در بعضي موارد از كنترل آنالوگ پيشي گرفته، دقت كار را بالا ببرد.

كنترل مدرن: اين درس برخلاف ساير درسها (مانند كنترل صنعتي و ...) تا حدي جنبه نظري دارد و ديدي تقريبا رياضي به يك مهندس كنترل مي دهد. آشنايي كلي با مفاهيم كنترل پذيري و مشاهده پذيري سيستمهاي كنترل و مطالعه فيدبكهاي حالت از مباحث اين درس است.

كنترل صنعتي: اين درس از درسهاي تخصصي و مهم گرايش كنترل مي باشد كه به بررسي نحوه به كارگيري روابط رياضي و فرمولهايي كه در هر نوع پروسه اي وجود دارد مي پردازد و شامل آشنايي با سيستمهاي كنترل غلظت، سطح، ارتفاع و يا ئبي ورودي، خروجي مخازن حاوي مايعات صنعتي و شيميايي (مانند مخازن موجود در صنايع، پالايشگاهها و ...)، مطالعه سيستمهاي كنترل دما و رطوبت يك محفظه و يا اتاق، آشنايي با انواع كنترل كننده هاي صنعتي، مطالعه انواع سيستمهاي نورد موجود در كارخانه ها(مانند نورد فولاد، كاغذ و...) و ديگر سيستمهاي موجود در صنعت است.

ابزار دقيق: اصطلاح ابزار دقيق به ابزاري اطلاق مي شود كه سيگنالها را ثبت و نشان داده و يا باعث انتقال سيگنالي بين اجزاي مختلف سيستم مي شوند. اين درس به معرفي سيستمهاي كنترل و ابزار دقيق و همچنين معرفي اجزاي اين سيستمها مي پردازد.

اصول ميكروكامپيوتر: در گرايش مخابرات توضيح داده شد.

ترموديناميك: در گرايش قدرت توضيح داده شد.

مباني تحقيق در عمليات: اين درس به طور كلي براي تمام دانشجويان مهندسي مفيد است. چون مهندسي ارتباط مستقيم با هزينه و سود اقتصادي دارد. آگاهي به برنامه ريزي خطي كه بحث اصلي اين درس است براي هر مهندسي جنبه هاي مثبت زيادي دارد. با اين درس مي توان هزينه ها را به حداقل و سود و صرفه اقتصادي را با كمترين امكانات به حداكثر رساند. بنابراين آگاهي به اين درس براي تمام كساني كه مي خواهند يك طرح صنعتي انجام دهند مزاياي زيادي دارد

رشته هاي مشابه و نزديك به اين رشته

در برخي از دانشگاهها رشته مهندسي پزشكي را يكي از گرايش هاي مهندسي برق به شمار مي آورند. رشته هايي از قبيل مهندسي علمي - كاربردي برق، كارداني فني برق، دبير فني برق - قدرت و ... پيوند عميقي بين اين رشته و دانش كامپيوتر وجود دارد كه غيرقابل انكار است. با توجه به حجم بازار الكترونيك و بازار صنعت نيمه رسانا در دنيا و نيز كشور ما كه رشد 7% و 15% دارد، لذا آينده روشني براي اين رشته پيش بيني مي كنند چه از لحاظ بازار كار بر صنعت هاي شغلي و چه از نظر تحققات علمي. نكات تكميلي

"مانع رشد صنعت الكترونيك و ميكروالكترونيك در دنيا نه سرمايه است و نه فن آوري و نه بازار. البته همه اينها محدوديت ايجاد مي كند ولي فعالً محدوديت اصلي كه اجازه نمي دهد كار از حدي جلوتر برود عبارت است از نيروي كار كيفي."

آنچه خوانديد نظر قائم مقام فني يكي از بزرگترين مجموعه هاي ميكروالكترونيك بلژيك است و بيانگر آن است كه امروزه براي موفقيت در مهندسي برق گرايش الكترونيك بايد از سطح علمي و مهارت فني خوبي برخوردار بود.

دكتر فتوت احمدي استاد مهندسي برق دانشگاه صنعتي شريف نيز در تاييد همين سخن مي گويد: "براي مثال در طراحي "IC" احتياج به سرمايه گذاري عمده اي نيست، بلكه هوشمندي طراح و دانش فني خوب، بسيار اهميت دارد.".

منبع :www.khatereh.net

|+| نوشته شده توسط محمد فلاح نژاد در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386 ساعت 13:23 |

روستای فشند
181344.jpg


گفت وگو با چنگيز رزبان حقيقي، استاد دانشگاه نانت فرانسه - كليد علوم و تحقيقات الكترونيك در دست آمريكا و اروپاست و كشورهاي ديگر مي‌توانند به اين رضايت دهند كه با انتقال صنايع الكترونيك از كشورهاي پيشرفته از بخشي از اين مزايا بهره‌مند شوند.




روزنامه ايران
آمريكايي‌ها با به كارگيري وسيع تجهيزات الكترونيكي پيشرفته در صنايع نظامي به ويژه در جنگ اخير با عراق، اهميت استراتژيك علوم و صنايع الكترونيك را به اوج خود رساندند. آنها ده‌ها ماهواره در فضا قرار داده‌اند كه قادرند هر شيء را با دقت يك متري مكان‌يابي كنند. موضوعي كه اروپا را هم به هماوردي فرا خوانده.
اما كليد علوم و تحقيقات الكترونيك در دست آمريكا و اروپاست و كشورهاي ديگر مي‌توانند به اين رضايت دهند كه با انتقال صنايع الكترونيك از كشورهاي پيشرفته از بخشي از اين مزايا بهره‌مند شوند.
پرفسور چنگيز رزبان حقيقي رئيس دانشكده الكترونيك دانشگاه پلي‌تكنيك نانت فرانسه در گفت‌وگوي حاضر به اين دست پيشرفت‌ها و جهت‌گيري‌هاي صنايع و تحقيقات الكترونيك اشاره مي‌كند. وي شاگرد اول كنكور سال 53 و از نخبگان ايراني است كه به تحقيقات در زمينه الكترونيك ياري مي‌رساند. رساله دكتراي وي به طراحي كارت‌هاي پاسخگوي بدون باتري (Passive) اختصاص داشت. اطلاعات اين كارت‌ها با استفاده از گيرنده و فرستنده ويژه، با بعد فاصله نيز قابل دريافت است. اين كارت‌ها اينك توسط رانندگان در ورودي و خروجي اتوبان هاي كشورهاي اروپايي مورد استفاده قرار مي گيرد و عوارض بدون توقف خودروها در اين مبادي كسر مي شود. كارايي اين كارت ها در بسته هاي پستي هم به اثبات رسيده. وي به مدد پايان موفقيت آميز اين طرح بورس فوق دكترا دريافت كرد و پس از مدتي با امضاي ميتران رئيس جمهوري وقت به عنوان يكي از جوان ترين پرفسورهاي كشور فرانسه با سمت استادي به كادر دانشگاهي پيوست. رساله فوق دكتراي وي به طراحي مدارهاي مجتمع با بسامد بسيار بالا (در رايانه) اختصاص داشت و اينك نيز تحقيقاتش را روي ساخت و آزمايش دستگاه مركزي كوچكي جهت نصب در خانه متمركز كرده كه وسايل ارتباطي منزل را از اتصال به پريزهاي جداگانه بي نياز مي كند.





در حال حاضر پيشرفته ترين كشورها در زمينه صنايع و تحقيقات الكترونيك كدام‌ها هستند؟
در مورد همه سوژه‌هاي تحقيقاتي آمريكا بزرگ‌ترين مرجع در سطح جهان است. منتها از نظر توليد كالاهاي الكترونيك ژاپن از بقيه كشورها پيشرفته‌تر است. ژاپني ها خيلي كار مي‌كنند و نتايج تحقيقات را خيلي سريع به صورت كالا در بازار پخش مي‌كنند. فرانسه هم تحقيقات مربوط به خودش را دارد. فرانسه حتي در زمينه مخابرات نظامي سيستم‌هايي دارد كه آنها را به آمريكا هم مي‌فروشد. منتها كشورهاي اروپايي مي‌كوشند تحقيقاتشان را در قالب اتحاديه انجام دهند. در واقع يكي از دلايلي كه اروپايي‌ها مي خواهند متحد باشند همين است كه قدرت تحقيقاتي و صنعتي شان را افزايش دهند. آمريكا به ويژه از لحاظ تأمين بودجه مي‌تواند يك سوژه تحقيقاتي را به تنهايي از پيش ببرد. ولي اين كار مثلاً از فرانسه برنمي‌آيد. در نتيجه در مقر اتحاديه اروپا در بروكسل، كميسيون‌هاي تحقيقاتي جهت بررسي طرح‌ها و بودجه‌بندي براي تحقيقات وجود دارد كه بابت طرح‌هاي تحقيقاتي مهم بودجه‌هاي بزرگي هم اختصاص مي‌دهند.

مثلاً براي هر تحقيق چقدر هزينه مي‌كنند؟
زماني كه خودم راجع به «آي.سي»هاي داخل رايانه [مدارهاي مجتمع يا تراشه‌ها] و اشكالات احتمالي در صورت چند صد برابر شدن سرعت عملكرد آنها كار مي‌كردم، چند لابراتوار دانشگاهي و كارخانه صنعتي از آلمان، فرانسه، انگليس و ايتاليا در اين پروژه شركت داشتند. كميسيون تحقيقاتي اروپا به لابراتوار ما يك ميليون يورو اختصاص داده بود، در حالي كه عده‌اي از ما حقوقمان را هم از دولت فرانسه دريافت مي‌كرديم.

اخيراً جهت‌گيري عمده صنايع و تحقيقات الكترونيك به كدام سمت بوده است؟
هم اينك لابراتوارهاي زيادي تحقيقاتشان را در زمينه سيستم‌هاي موبايل متمركز كرده‌اند. سيستم موبايل در كشورهايي مثل فرانسه و ايران جي.اس.ام (GSM) است و سيستم آمريكا و كانادا مقداري با اين سيستم متفاوت است. در اين سيستم سرعت ارتباطات محدود است و مي‌توان از طريق آن صدا را منتقل كرد. ولي در سيستم جديد يو.ام.تي.اس (UMTS) حجم داده‌ها آنقدر زياد است كه مي‌توان تصوير متحرك را نيز ارسال كرد. در حال حاضر بسياري از صنايع در پي آنند كه اين سيستم را وارد بازار كنند. در سيستم جي.پي.آر.اس (GPRS) كه پيش از اين به وجود آمده بود مي‌شد تصوير ثابت طرف مقابل را هنگام مكالمه ديد.

چه كساني جهت تحقيقات را تعيين مي‌كنند؟ آيا صنايع در اين كار دخيلند؟
در واقع صنايع ما را دنبال خود مي‌كشند. آنها مي‌دانند به كجا مي‌روند. يا اينكه دولت بودجه تحقيقاتي ما را تأمين مي‌كند.

كدام يك از نهادهاي دولتي فرانسه بودجه تحقيقات را تأمين مي‌كنند؟
وزارت صنايع، وزارت تحقيقات يا استان‌ها در اين كار مشاركت دارند. بودجه‌اي كه دولت تخصيص مي‌دهد براي تحقيقات پايه‌اي است كه مي‌داند صنايع پولي بابت آن نمي‌پردازند. وقتي اين تحقيقات به نتيجه نزديك مي‌شود، صنايع پول مي‌دهند تا آن را از تئوري به مرحله عمل و توليد برسانند.

استان‌ها از اينكه خودشان را درگير تحقيقات كنند چه منفعتي مي‌برند؟
استان‌ها مي‌خواهند روابطشان را با صنايع خوب كنند. در واقع در حال حاضر هر استاني در فرانسه به انجام نوعي از تحقيقات معروف شده. يك علت بزرگ اين است كه تحقيقات به تجهيزات سنگين و گران نياز دارد كه نمي‌توان آن را در همه جا مهيا كرد. در نتيجه محققان و دانشگاهيان براساس نوع تحقيقات هر استان محل كارشان را تعيين مي‌كنند. مثلاً تحقيقات ما كه در غرب فرانسه هستيم، بيشتر روي مدارهاي فركانس بالا، آنتن‌ها و سيستم‌هاي موبايل متمركز شده. در همين رابطه لابراتوار دانشكده ما در زمينه بالا بردن دقت رادارها براي شناسايي كشتي‌ها كار مي‌كند. مثلاً در مورد شناسايي كشتي‌ها، هر كشتي هنگام حركت شكل آبي كه به جا مي‌گذارد، متفاوت است. به اين ترتيب مي‌توان دريافت كشتي نظامي است يا خودي و...

آيا مقامات دانشگاه ـ مثلاً شما به عنوان رئيس دانشكده ـ در تحقيقات شركت مي‌كنيد؟
البته. در سيستم موبايل‌هاي كنوني ارتباط از طريق دكل‌ها، آنتن‌ها و كابل‌هاي معمولي صورت مي‌گيرد. به جاي آن اروپا و آمريكا تحقيقاتشان را روي كابل كشي از نوع فيبر نوري متمركز كرده‌اند. به اين ترتيب امواج نوري به الكترومغناطيسي و برعكس تبديل مي‌شود. در اين سيستم يك دستگاه مركزي كوچك در گوشه‌اي از خانه نصب مي‌شود و ديگر لزومي ندارد وسايل ارتباطي به پريزهاي مختلف وصل شوند. مثلاً ديگر لازم نيست رايانه به تلفن وصل شود، تلويزيون به آنتن و... لازمه اين كار، ارتباط بين امواج نوري و راديويي است كه آن را مي‌توان با ساخت همين دستگاه كوچك انجام داد. از نظر تكنولوژي امكان ساختن چنين دستگاهي وجود دارد. منتهي به خاطر گراني ماده اوليه‌اش كه ماده اي كريستال مانند است، كل دستگاه گران درمي‌آيد. قيمت هر كريستال در فرانسه هزار يورو است و نوع چيني آن كيفيت مرغوبي ندارد، بين 100 تا 200 يورو است، ولي اگر بخواهيم اين دستگاه را در هر خانه نصب كنيم، قيمت هر كريستال بايد كمتر از يك يورو باشد. بنابراين ما به دنبال ماده پلاستيكي جايگزين هستيم. من روي ساختن اين دستگاه و قابليت همين ماده كريستالي و جايگزين‌هاي آن كار مي‌كنم. از طريق شبكه فيبرنوري و امواج راديويي ارتباطات چنان قوي خواهند شد كه هر لحظه در خيابان نيز مي‌توان رايانه را روشن كرد و با آن كانال تلويزيوني را گرفت يا ارتباطات صوتي و تصويري برقرار كرد.

به نظر مي رسد در رابطه با سيستم‌هاي ديگر الكترونيكي مثل ماهواره‌ها هم پيشرفت‌هاي زيادي صورت گرفته. آيا آمريكا و اروپا در اين زمينه هم با هم رقابت دارند؟
آمريكايي‌ها تعداد زيادي ماهواره اطراف كره زمين فرستاده‌اند. آنها از سيستم جي.پي.اس (G.P.S) استفاده مي‌كنند و به اين وسيله تعيين موقعيت مكاني هرچيز و هر كس در هر نقطه از زمين از طريق گيرنده و فرستنده ممكن است. اين سيستم از طرفي براي وسايل نقليه‌اي مثل كشتي و هواپيما و از سوي ديگر براي اشخاص كاربرد دارد. هم اينك وسايل نقليه و سربازان آمريكايي از طريق اين سيستم رديابي مي‌شوند. در حال حاضر همه كشتي‌ها و هواپيماها سيستم جي.پي.اس دارند و حتي در اروپا بهره‌گيري از اين سيستم براي كاميون‌ها و وسايل نقليه متفرقه نيز متداول شده. خود ما مراجعي داشتيم كه مي خواست از اين سيستم استفاده كند و ببيند كاميون‌هايش هر لحظه كجا هستند.
مي‌دانيم كه روس‌ها هم سيستم رقيبي براي اين سيستم دارند. اروپا هم دنبال ايجاد چنين سيستمي براي خودش است. چون در حال حاضر مجبور است تجهيزات مورد لزومش را وارد كند و آمريكا هم تجهيزات دقيق نظامي‌اش را كه دقتش تا شعاع يك متري است، در اختيار آنها قرار نمي‌دهد. در نتيجه اروپا درصدد است سيستمي به نام گليلئو (Galileo) ايجاد كند كه دقتش زياد و حتي از مال آمريكا بيشتر است. تا يك سال پيش كشورهاي اروپايي براي تأمين بودجه اين سيستم اختلاف نظر داشتند، چون لازمه اش اين است كه 50 تا 60 ماهواره به آسمان فرستاده شود و طراحي هر ماهواره گران درمي‌آيد. ضمن اين كه ايستگاه‌هاي زميني هم مورد نياز است، اما كليه محققين از آن پشتيباني مي‌كنند.

احتمالاً نقطه كانوني ديگر براي پيشرفت در عرصه الكترونيك اينترنت و در رابطه با آن مخابرات است. در اين موارد تحقيقات چه مسيري را دنبال مي‌كنند؟
در حال حاضر اينترنت نيازمند كابل است، ولي نمي‌توان تمام كره زمين را از طريق كابل و فيبر نوري تحت پوشش قرار داد. آمريكا اينك ماهواره‌هايي به فضا مي‌فرستد كه تمام كره زمين را مي‌پوشانند و مي‌توان ارتباط بين رايانه‌ها [اينترنت] را از طريق ماهواره ايجاد كرد. ارتباط موبايل‌ها هم با ماهواره برقرار مي‌شود. شركت موتورولاي آمريكا پيش از اين يك سيستم قوي مخابراتي ايجاد كرده بود كه با استفاده از آن از طريق ماهواره‌ها مي شد با هر نقطه از كره زمين ارتباط برقرار كرد. سيستم موتورولاي آمريكا ايريديوم نام دارد. خيلي كامل است و اصلاً به زمين احتياج ندارد و با آن مي توان از اين سر كره زمين با طرف ديگر رابطه برقرار كرد و اگر يكي از ماهواره‌ها نتواند ارتباط برقرار كند، به ديگري پاس مي‌دهد، ولي اين سيستم به همين دلايل از نظر تجاري شكست خورد و الآن تنها نظاميان آمريكايي از آن استفاده مي‌كنند. در مقابل اروپا سيستم ضعيف‌تري به نام گلابل استار (Global Star) را ايجاد كرده كه از نظر تجاري موفق است، چون از طريق ايستگاه‌هاي زميني پشتيباني مي‌شود. ماهواره‌‌هاي اروپايي نمي‌توانند مستقل از زمين عمل كنند.

آيا اين نقل و انتقالات در فضا زمان نمي‌برد؟
تأخير طولاني‌ترين ارتباط از طريق دورترين ماهواره‌ها (ماهواره هاي ثابت) كمتر از نيم ثانيه است.

با اين حساب الكترونيك به رشته بسيار استراتژيكي تبديل شده. ما در جنگ اخير آمريكا در عراق شاهد بوديم كه نظاميان آمريكايي خيلي زياد از سيستم‌هاي الكترونيكي استفاده مي‌كردند.
بله، مخابرات از نظر نظامي خيلي مهم است و از اين طريق بين بخش‌هاي مختلف نظامي ارتباط برقرار مي‌شود. همچنين موشك‌هاي پاتريوت كه موشك‌هاي ديگر را هدف قرار مي‌دهند، از طريق ماهواره‌ها عمل مي‌كنند. آنها ابتدا خطر پرتاب موشك طرف مقابل را از طريق امواجي كه اتوماتيك‌وار مخابره مي‌شود، دريافت مي‌كنند. جهت موشك تشخيص داده مي‌شود و در جايي مي‌توان موشك دشمن را منهدم كرد.

ايراني‌ها هم در اين پيشرفت علوم الكترونيك سهيم‌اند. مشخص است چه تعداد ايراني در اين زمينه كار مي‌كنند؟
تعداد محققان ايراني كه در فرانسه در اين رشته كار مي‌كنند شايد به ده نفر هم نرسد. البته علت آن اين است كه ايرانيان زيادي در فرانسه زندگي نمي‌كنند. اما تعداد ايراني‌هايي كه در آمريكا در زمينه الكترونيك كار ميكنند، زياد است. آنها در كنفرانس‌ها به نام آمريكا شركت مي‌كنند و بسيار هم مي‌بينيم كه از طرف آمريكا يك ايراني در كنفرانس‌ها شركت كرده و البته مهم‌ترين كشور از نظر الكترونيك هم آمريكاست.

با مطالبي كه گفتيد بعيد به نظر مي‌رسد ايران دست كم در كوتاه مدت بتواند در عرصه الكترونيك خودش را مطرح كند.
الكترونيك هم جنبه تحقيقات دارد و هم جنبه توليد. اتفاقاً آمريكا و اروپا مايلند توليداتشان را به سمت كشورهايي سوق دهند كه دستمزد در آنها ارزان است. در مورد جنوب شرق آسيا و تا حدودي اروپاي شرقي اين اتفاق رخ داده و البته با اعتراضاتي هم همراه بوده. چون انتقال اين صنايع در آمريكا و اروپاي غربي بيكاري ايجاد مي‌كند. اخيراً يكي از شركت‌هاي بزرگ الكترونيك فرانسوي صنايعش را به كشورهاي ديگر منتقل مي‌كرد. چون مي‌گفت نمي‌تواند با وجود دستمزد بالا در فرانسه به رقابت با ديگران بپردازد. آمريكا هم صنايع الكترونيكش را عمدتاً در تايوان و سنگاپور مستقر كرده و با اعتراضات داخلي مشابهي روبرو شده. در جهان سوم در زمينه توليد و توسعه (Developement) ـ توسعه مرحله بين تحقيق و توليد است و به فناوري و تكامل آن مربوط است ـ اميدي به پيشرفت هست. هرچند كه در مورد انتقال مرحله توسعه به جهان سوم در اروپا بحث‌هايي وجود دارد. اما عرصه تحقيقات متعلق به اروپا و آمريكاست.

اما ظاهراً اروپا و آمريكا امكان توليد و توسعه را در اختيار كشورهاي بخصوصي قرار مي‌دهند و به كشورها به شكل مساوي نگاه نمي‌كنند.
بله، به نظر مي‌رسد آنها به چين ظاهراً كمونيست اطمينان بيشتري دارند و كارخانه‌هايي در آن ايجاد كرده‌اند. البته اروپايي‌ها درمقابل انتقال توسعه به اين كشور مقاومت مي‌كنند. ولي مثلاً كشورهاي مسلمان مراكش و الجزاير كه اتفاقاً به اروپا نزديكند هيچ بهره‌اي نبرده‌اند.

با اين وصف وضع علوم الكترونيك در ايران چگونه است؟
مقاله‌هايي كه در ايران نوشته مي‌شود از نظر تئوري سطح بالايي دارند ولي از نظر عملي و تحقيقاتي كاري بررويشان انجام نگرفته. در حالي كه در اروپا و آمريكا نتايج تئوري با عمل مقايسه مي‌شود تا مشخص شود جواب تئوري درست است يا نه. اين كار هم بودجه و تجهيزات مي‌خواهد. به همين ترتيب دانشجويان ايراني از نظر تئوريك قوي هستند. چنانكه كشورهاي بلوك شرق هم همين وضعيت را دارند. ولي كار عملي انجام نداده‌اند. البته واقعيت اين است كه اصولاً شيوه آموزش در فرانسه هم با ايران فرق مي‌كند. در فرانسه 20 درصد از دروسي كه ما به دانشجوي رشته الكترونيك ارائه مي‌دهيم درس‌هاي مديريتي، اقتصاد، اداره اكيپ و فرهنگ بين‌المللي است تا مهندس فن و تئوري را با هم بداند و مثلاً بتواند بخوبي درباره كاري كه انجام داده صحبت كند و گزارش كار بنويسد. اين ويژگي را هم صنعت از دانشگاه مي‌خواهد. حتي نصف اعضاي هيئت مديره دانشگاه ما مسئولان صنايع هستند. همچنين ما به دانشجويانمان ياد مي‌دهيم چگونه سيستم جديدي طراحي كنند. از كجا شروع كنند و به كجا برسند.

با اين وصف چه راه حلي براي ايجاد حركت در رشته الكترونيك در ايران وجود دارد؟
تأمين بودجه براي مراكز تحقيقاتي وقتي صنايع پشت سرش نيست به تنهايي فايده‌اي ندارد. اگر ايران بتواند اطمينان اروپا و آمريكا را جلب كند تا مثل كشورهاي اروپاي شرقي صنايع الكترونيك را وارد كند مي‌تواند تكاني در صنايع و تحقيقات الكترونيك ايجاد كند. بايد ديد كره‌اي‌ها چه كار كرده‌اند كه حالا سامسونگ آنقدر قوي شده كه با اروپايي‌ها رقابت مي‌كند

|+| نوشته شده توسط محمد فلاح نژاد در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386 ساعت 13:15 |

روستای فشند
فشند یا پشند نام روستايي است در ۷۵ كيلومتري غرب تهران که در شمال هشتگرد واقع شده است. فهرست مندرجات [مخفی شود] ۱ جغرافيا ۲ اقتصاد ۳ گويش ۴ دین، تاریخ و فرهنگ ۵ اكنون ۶ زمین خواری [ویرایش] جغرافيا روستای فشند در دامنه ی رشته کوه البرز قرار دارد، که منطقه‌ی طالقان در شمال این کوه‌ها و در حد فاصل روستا تا جلگه‌ی مازندران قرار دارد. پشند از سمت غرب با شهرك زيباي خور و روستای سیفتارک، از سمت شرق با شهرك آردهه، کوشک زر و سیفستان و از جنوب با ینگیمام و هشتگرد همسایه است. اين روستا به دو ناحيه اصلی پایین محله و بالا محله (جیر ماله و جوار ماله) تقسيم شده است كه هر محله شامل مناطق كوچكتر بسياری می باشد. [ویرایش] اقتصاد اقتصاد مردم روستا بر پایه دامداري و كشاورزي است. دامداري عمداتا توسط گروهي از مردم جوار ماله موسوم به الكایی صورت می پذيرد. اقتصاد كشاورزي نيز در دستان گروهي از پشنديان موسوم به خرده مالكين (دهقان ها)است كه صاحب زمين های روستا هستند و باقي مردم براي دهقان ها كار می كنند. ميزان مالكيت دهقان ها از نيم هكتار تا گاهي چند ده هكتار متغيير است. كل مالكيت روستاي فشـنــد به ۹۶۰۰ سهم تقسيم ميـگـردد كه هر ۱۰۰ سهم مالكيت را، عامه مردم يـك گاب (گاو) مي گـويند. يكي از افتخارات پشند آن است كه هرگز ارباب نداشته است و مردم عادي زمين دار بوده اند. در اصطلاح محلی می گویند پشند "زر خرید" است. به معنی آن که مردم عادی با دادن زر می توانستند زمین ها را بخرند. [ویرایش] گويش زبان محلي اين روستا فارسي تاتی (فارسی کوهپایه ای شمال ایران) است كه واژگان زيادي از زبان فارسی اوستایی در آن دیده میشود. مانند مصدر "خسبيدن" كه به معناي خوابيدن مي‌باشد. همچنین واژه "زاما" که عینا اوستایی و به معنی داماد است،اما لهجه ی مختص به مردم دامنه ی رشته کوه البرز در بین مردمان آن رایج است. این ناحیه را در گذشته دیلمان می نامیدند. [ویرایش] دین، تاریخ و فرهنگ دین همه ی مردم بومی پشند اسلام با گرایش شیعه ی دوازده امامی است. البته رد پای آیین های کهن (به ویژه زرتشتی) در فرهنگ و ادبیات بومی و یافته های تاریخی مشاهده می شود. منطقه فشند محل دفن سه تن از نوادگان امام هفتم (موسي كاظـم) نيز مي باشد. نام های اين سه بزرگـوار عبارتند از: مطـهر، مظـفر و طاهـر. قدمت فشند بر اساس يافته هاي تاريخی به بیش از سه هزار سال پیش بر می گردد. آثار بر جای مانده از عصر آهن در جنوب غربی روستا در محلی به نام کشان، یافت شده است. البته موقعیت اصلی روستا در منطقه ی شرقی آن و در محلی به نام "او چالک" یا همان "چاله ی آب" قرار داشته است، که علت جابجا شدن مردم از آن محل به موقعیت فعلی چندان مشخص نیست. مطابق شواهد و نظرهاي موجود تاريخ اين روستا به زمان مادها و پارس ها مي رسد كه احتمالا" در اين روستا اقامت دارند ( مثلا" جوي آب قديمي روستا كه اكنون به آن پارسنا جو (جوی پارسان) گفته ميشود وجه تسميه پارسيان جوب داشته كه بنا به گويش محلي و گذشت زمان تغيير يافته از بزرگان فشـند مي تـوان به مرحـوم استاد جمشید اميني ، كه از شاگـردان برجسته استاد كمال الملـك در زمينه ی هنراصيل و ماندگار نگارگری فرش بوده اند، اشاره نمـود. [ویرایش] اكنون در سالهای اخیر شهری در زمین های جنوب روستای فشند و بالانر از اتوبان کرج-قزوین ایجاد شده است. شهر جدید هشتگرد باعث رونق فراوان این روستا از لحاظ نرخ زمین گردیده است. متاسفانه، شهر جدید هشتگرد با اینکه در زمین های کشاورزی متعلق به این روستا بنا شده، نام شهر هشتگرد را بر آن نهاده اند. که تلاش ها برای بازگردادن نام واقعی ادامه دارد. [ویرایش] زمین خواری بزرگترین زمین خوار کشور به نام س.ص ،بخش بزرگی از شرق روستای پشند را با جعل اسناد به روستای کوشک زر ضمیمه کرده بود که در نهایت با پی گیری شرکت عمران شهر جدید و نمایندگان زمین داران پشند، وی در دادگاه محکوم شد و اسناد وی باطل گشت. اما متاسفانه تعاونی مسکن سازمان ... که زمین ها را از زمین خوار خریده است، همچنان در زمین های غصبی ساکن است و اقدام به فروش غیر مجاز کارت های مالکیت آن می کند.
|+| نوشته شده توسط محمد فلاح نژاد در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386 ساعت 13:7 |

زندگی نامه جمشید مشایخی

جمشيد مشايخي 1313 جمشيد مشايخي در سال 1336 به استخدام اداره تازه تأسيس هنرهاي دراماتيك درآمد و به عنوان بازيگر كار خود را در برنامه نمايشي كانال سوم غير دولتي آغاز كرد. نخستين نمايشي كه اجرا كرد وظيفه پزشك نام داشت و از آن پس با نمايش هاي بلبل سرگشته، خشت اول، سياه، آوار بر سنگ، آقاي آريان فر و خانواده اش، جعفر خان از فرنگ آمده، بيگانه اي در خانه، در منطقه جنگي، دو برادر، شبح كوچك، قصه ماه پنهان، عاشق مترسك، غروب در ديار غريب و مانند اينها كار خود را دنبال كرد همزمان با تأسيس دانشكده هنرهاي دراماتيك به اين دانشكده رفت؛ اما پس از سه سال تحصيل دانشكده را ترك كرد و با ايفاي نقش در فيلم كوتاه جلد مار (هژير داريوش 1341) به همراه فخري خوروش به طور حرفه اي جلوي دوربين فيلمبرداري رفت. سپس در سال 1343 به پيشنهاد ابراهيم گلستان در فيلم خشت و آينه بازي كرد. در روزهايي كه مشايخي نمايش مرده هاي بي كفن و دفن را به كارگرداني حميد سمندريان در انجمن ايران و فرانسه بازي مي كرد گلستان بازي او را ديده و پسنديده بود و براي بازي در فيلمش انتخاب كرده بود. چهارسال بعد داريوش مهرجويي به واسطه عزت الله انتظامي او را براي بازي در فيلم گاو (1348) دعوت كرد و مشايخي به اعتبار نام غلامحسين ساعدي كه نويسنده داستان فيلم بود بازي در نقش كوتاهي از فيلم را پذيرفت. مشايخي در همان سال به نقش خان دايي در فيلم قيصر (مسعود كيميايي) بازي كرد. مسئولان اداره تئاتر مخالف بازي كارمندان اداره در فيلم هاي سينمايي بودند و براي همين مشايخي را براي مدت 9 ماه از كارش اخراج كردند. وقتي مجدداً او را به كار بازگرداندند مثل سابق ميل ماندن در اداره را نداشت؛ به همين دليل از سال1349 فعاليت گسترده اي را در سينما آغاز و اعتبار خود را فداي بازي در هر فيلمي كرد، فيلم هاي بي ارزش پسران زاينده رود (حسين مدني 1349)، جواني هم عالمي داره (عباس دستمالچي 1349)، آسمون بي ستاره (حميد مجتهدي 1350)، سه تا جاهل (پرويز نوري 1350) و آب نبات چوبي (امان منطقي 1351)؛ فيلم هاي متوسط: طلوع (هراند ميناسيان 1349) و صداي صحرا (نادر ابراهيمي 1354) و فيلم هاي شاخص و ماندگار: چشمه (آربي آوانسيان 1351)، نفرين(ناصر تقوايي1352)، شازده احتجاب (بهمن فرمان آرا 1353) و سوته دلان (علي حاتمي 1356). مشايخي همين مسير را در سالهاي بعد از انقلاب هم بدون حزم و احتياط پيمود كه نتيجه اش بازي در فيلم هاي دادا (ايرج قادري 1361)، آوار(سيروس الوند 1364)، آلما(اكبر صادقي 1371)، راه افتخار (داريوش فرهنگ 1373)، حالا چه شود (محمد جعفري 1373)، اعاده امنيت (حميد رخشاني 1375) و مانند اين ها است. البته در كارنامه سينمايي مشايخي فيلم هاي شاخص تري مثل كمال الملك (علي حاتمي 1363) و پدربزرگ (مجيدقاري زاده 1364) هم وجود دارد كه براي اولي جايزه بهترين بازيگر از سومين جشنواره فيلم فجر (1363) و براي دومي جايزه بهترين بازيگر از نخستين جشنواره بين المللي پيونگ يانگ (1987) به او تعلق گرفت. از نظر مشايخي عوامل زيادي هستند كه به طور مستقيم بركار بازيگر تأثير مي گذارند؛ مثل كارگردان، نقش هاي مقابل، فيلمبردار و ديگر عوامل پشت صحنه، به طوري كه گاهي بعضي از آنها مانع مي شوند بازيگر با حس خودش نقش را ايفا كند.

|+| نوشته شده توسط محمد فلاح نژاد در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 ساعت 11:19 |

زندگی نامه علی پروین

 

  2/7/1355 – ديدار برگشت جام تخت جمشيد

* استقلال 1- پرسوليس 1

گلها:هادي نراقي (24) براي استقلال و علي پروين (39) براي پرسپوليس

سال1356 ، صعود به جام جهاني

دراين سال تيم ملي ايران با مربيگري حشمت مهاجراني و كاپيتاني علي پروين با عبور از سدحريفان آسيايي خود و برتري درمقابل استراليا براي اولين باربه جام جهاني صعود كرد. در اين سال پرسپوليس عنوان نايب قهرماني ليگ سراسري را كسب كرد.

سال 1357 ، حضوردرجام جهاني آرژانتين

درخرداد ماه 57 ، تيم ملي ايران در رقابت هاي جام جهاني به ميدان رفت ونتايج زير را كسب كرد.

· ايران صفر- هلند3

· ايران – اسكاتلند1

· ايران1- پرو4

تركيب اصلي ايران در جام جهاني 1978 : ناصرحجازي، حسن نظري، حسين كازراني،نصرا... عبدالهي، آندرانيك اسكندريان، علي پروين ( كاپيتان ) ، محمدصادقي، ايرج دانايي فرد، ابراهيم قاسم پور، غفور جهاني و حسن روشن.

همچنين در اين سال ششمين دوره جام تخت جمشيد تا هفته دوازدهم خود را سپري كرد اما به دليل شرايط پذيرش انقلاب و اعلام مقررات حكومت نظامي ، برنامه بازيها در شهريور ماه به حالت تعليق در آمد. اين در حالي بود كه پرسپوليس دررده دوم جدول جاي داشت.

سال 1358، خداحافظي از تيم ملي

در اين سال تيم ملي ايران با تركيبي از بازيكنان جام جهاني رفته و تازه وارد ، به مربيگري حسن حبيبي به سنگاپور رفت تا براي كسب سهميه المپيك 1980 مسكو مبارزه كند.

تيم ملي ايران صعود كرد ولي در واكنش به اشغال افغانستان توسط روسها ، المپييك مسكو از سوي ايران تحريم شد.  علي پروين كه در تمامي ديدارهاي مقدماتي كاپيتان ايران بود در بازي آخر مقابل سنگاپور ( 22/12/58 ) در حالي كه سي و سه ساله بودبراي هميشه از بازيگري در تيم ملي خداحافظي كرد.

سال 1359 ، ركود فوتبا ل

در اين سال به علت وقوع جنگ تحميلي ، فوتبال در كشورمان از رونق بالايي برخوردار

نبود، بازي هاي باشگاهي با استقبال كمي روبرو شد و تعدادي از بازيكنان نخبه جذب باشگاه هاي خارجي ( عربي ) شدند.

سال 1360 ، قهرماني در جام وحدت

در اين سال پرسپوليس در جام باشگاه هاي تهران و همچنين جام حذفي تهران به مقام نايب قهرماني رسيد و در يك دوره مسابقات بين المللي با عنوان جام وحدت كه با حضور هشت تيم برگزارشدبا غلبه بر تيمهاي ليبي ، ارتش سوريه و ارتش الجزاير قهرمان اين رقابتها شد.

در همين سال پس از كنار رفتن مهراب شاهرخي از مربيگري پرسپوليس ، پروين در حين بازيگري مربي تيم نيز شد . تركيب اصلي پرسپوليس در اين سال عبارت بود از :پروين، سلطاني ، پنجعلي ، عباد زاده ، كاشي نژاد، عربشاهي، درخشان، مايلي كهن،كارگر و فتح آبادي.

سال 1361 ، آقاي گلي پروين

در اين سال پرسپوليس به مربيگري و كاپيتاني علي پروين در مسابقات باشگاه هاي تهران با قدرت و صلابت حاضر شد و با كسب 30 امتياز مقام اولي را از آن خود كرد.

علي پروين با 37 سال سن و 15 گل زده در حضور گلزنان قهاري چون ناصر محمدخاني،

كامل انجيني ، چنگيز و حميد عليدوستي عنوان آقاي گلي مسابقات را كسب كرد.

سال 1362 ، قهرماني درجام حذفي تهران

دراين سال پرسپوليس مقام قهرماني جام حذفي تهران را به دست آورد و در باشگاه هاي تهران پس از استقلال دوم شد.

سال 1363 ، تعطيلي مسابقات

در اين سال مسابقات باشگاه هاي تهران كه با صدرنشيني استقلال وپرسپوليس دنبال مي شد به علت آشوب تماشاگران نيمه كاره تمام شد و جالب اين كه در پايان هفته ششم كه بازي ها قطع شد ، پروين با 40 سال سن و 9 گل زده پيشتاز گلزنان بود.

توضيح: از اين تاريخ به بعد ، نام پرسپوليس به پيروزي تغيير يافت .

سال 1364 عدم موفقيت

در اين سال بازي ها در دو گروه برگزا رشد وتيم پيروزي نتوانست از گروه خود صعود كند.

سال 1365 ، شكست استقلال و قهرماني پيروزي

در اين سال باشگاه هاي تهران در دو گروه به ميدان رفتند كه تيم پيروزي در مرحله نهايي با شكست دادن تيمهاي استقلال و شاهين قهرما ن شد . دربازي استقلال و پيروزي كه با 3گل به سود قرمزها خاتمه يافت علي پروين براي اولين بار درطي آن سالها در برابر استقلال حاضر نشد و بازوبند كاپيتاني را به محمد مايلي كهن داد و خودش فقط به عنوان مربي روي نيمكت حاضر شد . اين اولين برد پيروزي در مقابل استقلال با مربيگري پروين بود.

سال 1366 ،خداحافظي از دنياي بازيگري

در اين سال پيروزي براي دومين بار پياپي موفق به قهرماني درتهران شد. در جام حذفي ايران نيز با گذشتن از سد حريفاني چون گوشت اصفهان ، دارايي ، ملوان و.... اولين عنوان حذفي خودرا بدست آورد تا سال  بعد نماينده ايران در جام باشگاه هاي آسيا باشد .تركيب اصلي پيروزي درسال66 : سلطاني- سيد علي خاني -  كارگر- نعيم آبادي – مايلي كهن – فنوني زاده- يوسفي- عربشاهي – پيوس- لرستاني- غلام برزگر.

در روز26تير1366 پروين پس از 17 سال حضور مستمر در تيم پيروزي كفشهايش را آويخت و براي هميشه از دنياي بازيگري خداحافظي كرد.

سال1367 ، اولين نامهرباني با پروين

تيم پيروزي به واسطه قهرماني در دوره قبلي جام حذفي نماينده ايران در جام باشگاه هاي آسيا شد. اين تيم در گروه چهارم با نمايندگان كشورهاي مالديو سري لانكا و بنگلادش در يك گروه آسان قرا ر  گرفت به طوري كه صعود بي درد سر اين تيم از قبل مسجل مي نمود .  اما در اوايل ارديبهشت سال 67 در اردوي تداركاتي اين تيم كه در شمال كشور بر پا شده بود سناريوي تلخي براي تيم پيروزي چيده شد: غيبت كوتاه پروين و چند بازيكن مطرح اين تيم در اردو ، شايعه بركناري پروين را بر سر زبانها انداخت.اين شايعه ابتدا از سوي بنياد مستضعفان تكذيب شد. ( تيم پيروزي در آن  سالها زيرنظرمستضعفان فعاليت مي كرد) ولي اين شايعات كم كم رنگ واقعيت به خود گرفتند و باشگاه بر كناري علي پروين را به علت عدم رعايت تشكيلات و ضوابط باشگاه و همچنين اهمال و سستي در انجام وظايفش اعلام كرد. پس از بركناري پروين ، اختلافات در جمع بازيكنان بالا گرفت و عملاً اين تيم به دو گروه تقسيم شد. بازيكنان موافق با بركناري پروين زيرنظر ولي صالح نيا تمرينات خود را پيگيري

مي كردند تا عازم بنگلادش شوند. اما اين پايان كار نبود زيرا در آخرين بازي داخلي تيم پيروزي قبل از سفر( بازي با بانك ملي ) حودث تلخي درورزشگاه به وقوع پيوست كه بازي را تحت الشعاع خود قرار داد. طرفداران پيروزي در ضمن حمايت از پروين، عليه مربيان جديد و بازيكنان مخالف پروين شعارهاي ناپسندي را سر دادند و در چنين شرايطي ، تيم پيروزي بدون روحيه لازم در روز 21 خرداد عازم بنگلادش شد.

تيم پيروزي پس از غلبه بر تيم ساندرزسري لانكا براي سر گروهي به مصاف ميزبان

( بنگلادش ) رفت ، تيمي كه ناصر حجازي را به عنوان سر مربي ، بيژن طاهري و رضا نعلچگر را به عنوان بازيكن در خدمت خود داشت ، با اين كه بازي با يك گل به سود پيروزي در جريان بود اماحريف به دو گل دست يافت تا تيم پيروزي دست خالي به تهران مراجعه كند . اين ضعيف ترين نتيجه تاريخ فوتبال باشگاهي ايران در سطح آسيا بود .

پيروزي قبل از سفر به بنگلادش و در همين تهران ضربه اساسي را از اطرافيان و مغرضان خورد ! پس از بازگشت از بنگلادش و با وساطت برخي از دست اندركاران ، پروين بار ديگر به خانه اصلي اش بازگشت و تيم پيروزي در روز جشن بازگشتنش ( 10تير 67 ) با 3 گل تيم پاس را مغلوب كرد .

                                                                    

|+| نوشته شده توسط محمد فلاح نژاد در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386 ساعت 21:34 |

زندگی نامه افشین قطبی
افشین قطبی پنجم بهمن 1343 در شیراز به دنیا آمد
او از Ucla (دانشگاه کالیفرنیا در لس‌آنجلس) درجه مهندسی برق گرفته و دارای گواهینامه A مربی‌گری حرفه‌ای فوتبال است.

سابقه ورزشی او با عضویت در تیم فوتبال مردان دانشگاه Ucla در سال 1981 آغاز می‌شود که چهار سال ادامه یافت. او از سال 1984 تا 1988 به عنوان سرمربی تیم فوتبال زنان همین دانشگاه کار کرد.

قطبی از سال 1998 به مدت سه سال مدیر فنی و سر مربی مدرسه جهانی فوتبال آمريكا بود و پس از آن عضو هیات فنی و گزینشگر ارشد بازیکنان تیم ملی آمریکا و تیم جام جهانی آمریکا در سال 1998 شد.

او به عنوان تحلیل‌گر فنی دستیار گوس هیدینک مربی هلندی تیم ملی کره جنوبی در جام جهانی 2002 بود که کره در آن به مقام چهارم رسید.

پس از این مسابقات او در سال‌های 2002 تا 2004 به عنوان دستیار مربی تیم "سامسونگ بلووینگز" قهرمان لیگ کره کار کرد. قطبی سال بعد به عنوان دستیار مربی به تیم لوس‌‌آنجلس گالاکسی در آمریکا پیوست.

در سال 2005 به کره جنوبی بازگشت و دوباره به عنوان تحلیل‌گر فنی دستیار ریچارد ادووکات مربی هلندی جدید تیم کره جنوبی شد.

او از سال 2007 سرمربیگری تیم فوتبال پرسپولیس ایران را آغاز کرده است.

او همچنین به عنوان مشاور فنی تیم‌هایي مانند آژاکس آمستردام، گالاکسی لس‌آنجلس، اومیا آریجای ژاپن، Kfa کره و انجمن فوتبال چین کار کرده است.

قطبی به عنوان مربی با تفکر هجومی شهرت دارد

|+| نوشته شده توسط محمد فلاح نژاد در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386 ساعت 21:32 |

زندگی نامه مهدی مهدوی کیا


 

مقدمه:
در شماره هاي قبلي گفتيم كه رشته اصلي مهدي هندبال بود ولي او بخاطر علاقه خانواده اش به باشگاه پرسپوليس روزي به ناچار فوتبال را برگزيد. او فوتبال را از زمينهاي خاكي محله دولاب آغاز و سپس وارد باشگاه بانك ملي شد. اولين مربي باشگاهي او علي دوستي بود و اولين مسافرت ورزشي او به خارج سفر به آلمان و حضور در تورنمنت وردر برمن. مهدي سال 74 از بين پيشنهادات فراوان پرسپوليس را بر گزيد و به همراه اين تيم قهرمان ليگ ايران شد و در همين سال براي تيم ملي اميد بازي كرد ولي اميدها ناباورانه از المپيك حذف شدند. مهدي سال 75 را با جديت بيشتري آغاز كرد او حالا بازيكن ثابت تيمش بود. پس از مسابقه تاريخي پرسپوليس با اليما قزاقستان، محمد مايلي كهن او را به تيم ملي دعوت كرد. او جزء بازيكنان تيم ملي ايران در جام ملتهاي آسيا بود. استانكو مربي كروات پرسپوليس نمي توانست تواناييهاي مهاجم جوانش را ناديده بگيرد پس به او بازي داد و مايلي كهن با شجاعت بيشتر همين جوان 19 ساله را فيكس تيم ملي كرد. و حالا دنباله ماجرا...

آغاز جام ملتها با شكست از عراق

مهدي جزء21بازيكن ايران بود ولي با خودش مي گفت بازي به من نمي رسد و من در امارات فقط به صورت يك مسافر در خواهم آمد. ولي با مشخص شدن تركيب ايران در بازي با عراق او تمام افكار منفي خود را پوچ شده مي ديد. مربي شب قبل از بازي در هتل تركيب را اعلام كرد و قرار شد فردا ( پنج شنبه 15 آذر) اين نفرات به ميدان بروند: نكيسا- پيرواني- خاكپور- باقري- استاداسدي- دين محمدي- اكبر يوسفي- استيلي- عزيزي- دايي و مهدوي كيا.

صبح روز مسابقه ملي پوشان يك نرمش ملايم را برگزار كردند، مهدي خيلي شاداب و سرحال بود، او در اين انديشه بود كه امروز آنقدر خوب بازي مي كنم كه مربي مجبور شود در بازيهاي بعدي نيز از من استفاده كند. از سوي ديگر به خود مي باليد كه در جمع همسن و سالهاي خود(يزداني، موسوي، ميناوند و...) او تنها كسي بود كه وارد ميدان مي شد. ساعت30/19دقيقه بود كه ملي پوشان فوتبال ايران پشت سر محمد خاكپور كاپيتان تيم ملي وارد زمين ورزشگاه النصر شدند. پس از برگزاري مراسم آغاز مسابقات، سرود ملي دو كشور نواخته شد، در اين لحظه مهدي كه به عنوان آخرين نفر در صف قرار گرفته بود همزمان يا زمزمه سرود ملي روزهاي گذشته را به ياد آورد. با سوت داور بازي آغاز شد ولي هر چه از زمان مسابقه مي گذشت تيم ايران ضعيف تر عمل مي كرد. مهدي در سمت راست و در جايي كه سابقه بازي كردن در آنجا را نداشت، با يوسفي هماهنگي لازم را نداشت اما اين تنها مشكل نبود زيرا در سمت چپ نيز دين محمدي و استيلي با هم همخواني نداشتند ضمن اينكه قدرت بدني عراقي ها بر بازيكنان ايراني مي چربيد.

در هر نيمه يك گل از حريف دريافت كرديم تا در روزي نااميد كننده مغلوب عراقي ها شويم و فقط يكبار علي دايي در لحظات پاياني فاصله را كم كرد. مهدوي كيا در اولين بازي ملي خود نود دقيقه بازي كرد و هر چند كه بازي او به چشم نيامد ولي اين انتقاد از مربي تيم ملي مي شد كه چطور بازيكن جواني را كه در هيچ ديدار رسمي و دوستانه بازي نداده، در يك ديدار بين المللي مهم و آنهم در پست غير تخصصي اش به ميدان فرستاده است. پس از باخت به عراق در واقع غيرت بازيكنان ما به خوش آمد و آنان در رختكن همقسم شدند در بازيهاي بعدي جبران اين باخت را كرده و مقام خوبي را به چنگ آورند مايلي كهن در رختكن از نحوه بازي يارانش انتقاد كرد ولي او در مورد مهدي جواني و آتيه اش را عنوان كرد و به او دلگرمي مي داد.

سه روز بعد تيم ملي در ورزشگاه زيد دوبي با تركيب متحول شده اي به مصادف تايلند رفت و با نتيجه 3 بر1 حريف را شكست داد تا جنگ صعود در اين گروه به روز آخر كشيده شود.

مايلي كهن از اين بازي به بعد سعداوي را در پيستون راست به بازي گرفت از مهدي فقط در دوبازي آنهم به عنوان مهاجم ذخيره استفاده كرد. روز 21 آذر ماه تيم ملي در ورزشگاه المكتوم دوبي دست به كار بزرگي زد و با 3 گل عربستان را شكست داد تا به عنوان سرگروه راهي دور يك چهارم نهايي مسابقات شود. ارزش اين پيروزي بدان جهت بود كه اولاً حدود 20 سال از آخرين برد ايران مقابل عربستان مي گذشت و ثانياً عربستان عنوان قهرماني در دوره قبلي اين جام را يدك مي كشيد پس برد 3 برصفر يك نتيجه تاريخي بود. روز جمعه23آذر ماه بازيكنان تيم ملي با حضور در مسجد امام حسين(ع) دوبي و به امامت حاج آقا اكبري امام جمعه اين مسجد نماز جماعت را برپا كرده و براي پيروزي تيم در مسابقات آتي دعا نمودند. امام جمعه اين مسجد پس از نماز براي كادر بازيكنان و مربيان ايران سخنراني كرد و در مورد ورزش و ارزشهاي آن و همچنين مسائل اخلاقي مواردي را به آنها گوشزد نمود، در پايان به هر يك از اعضاي تيم ملي يك عدد ريش تراش هديه شد. فرداي آن روز هم برو بچه هاي كنسولگري ايران در امارت به نزد اعضاي تيم ملي رفته و با اهداي سكه طلا به بازيكنان به حمايت از ملي پوشان پرداختند تا آنها با روحيه مناسب به ديدار كره جنوبي بروند.

ايران 6- كره جنوبي2

روز دوشنبه (26 آذر) در ساعت 45/16

دو تيم هميشه مدعي ايران و كره جنوبي به مصاف هم رفتند، كره ايها دراين بازي دو بار از ايران جلو افتادند ولي بازي غيرتمندانه جوانان ما در پايان 6 گل به همراه داشت تا در نهايت نتيجه 6-2 بر تابلوي ورزشگاه النصر دوبي نوشته شود. مهدي كه در اين روز نيمكت نشين بود در دقيقه 89 به جاي خداداد عزيزي به ميدان آمد تا دومين بازي ملي در كارنامه اش ثبت شود.

پس از پيروزي تاريخي ايران بر كوه جنوبي سيل تبريكات از ايران و خارج به سوي ملي پوشان آغازشد و از سوي مسئولين، هواداران و تجار قول هدايايي به آنها داده مي شد، از جمله يك تاجر بزرگ در دوبي و هشت شركت متعلق به تجارايراني هداياي قابل توجهي از جمله تلويزيونهاي 21 اينچ رنگي و مبلغ 12 هزار دلار و سكه طلا به بازيكنان تيم ملي هديه كردند. ملي پوشان ايران خوشحال و سرمست از پيروزي بر كره در مرحله نيمه نهايي، دو روز بعد در ورزشگاه ابوظبي به مصاف عربستان رفتند. مربي عربستان با شناخت از تيم ايران با گماردن دو مدافع چسبيده به مهاجمان ما اجازه خودنمايي نداد و سپس با گماردن عناصر مخصوص سرعت بازيكنان ايران را مهار كرد. ديدار ايران و عربستان در حالي بدون گل خاتمه يافت كه جماف قند و قاضي مصري ميدان بارها عليه ايران سوت زد و حتي يك گل ايرانيها را مردود اعلام كرد. بازي در وقتهاي اضافه نيز در حال تمام شدن بود كه در دقيقه (112) مايلي كهن با آوردن عابدزاده و مهدوي كيا به عنوان دو بازيكن پنالتي گير و پنالتي زن و به جاي نكيسا و عزيزي وارد عمل شد تا در صورت به پنالتي كشيده شدن بازي تيم ايران بهتر عمل كند. پس از وقتهاي اضافه مربي اسامي پنالتي زنان ايران را به اين شرح اعلام كرد: دايي، خاكپور، پيرواني، باقري و مهدوي كيا.

مهدوي كيا: من پنالتي نمي زنم

در ضربات پنالتي و در حاليكه هر دو تيم دو ضربه خود را از دست داده بودند نتيجه 3-3 بود و ضربه آخر تعيين كننده، مهدي كه قرار بود پنالتي پنجم را بزند به علت افت روحيه و فشار رواني زياد از اين كار ممانعت كرد و اصرار مربيان را هم نپذيرفتتا ناچاراً يزداني به جاي او داوطلب شود، يزداني به همان دلايل قبلي پنالتي را خراب كرد تا 4 بر 3 مغلوب شويم.

پس از بازي خيلي ها از مايلي كهن انتقاد كردند كه چرا در دقايق پاياني خداداد را تعويض كرده و اگر هدف از اين تعويض، تجربه مهدوي كيا براي زدن پنالتي بود كه اين هم نمي تواند دليل خوبي باشد چرا كه مهدوي كيا اصلاً پنالتي نزد. بعد از مسابقه با عربستان ملي پوشان تا صبح خوابشان نبرد و اين باخت اثر بدي در روحيه آنها نهاده بود، با اين حال جملگي بازيكنان قول دادند كه حداقل عنوان سومي مسابقات را بدست آورند. روز يكم ديماه تيم ملي ايران در مصاف با كويت پس از تساوي يك بر يك در وقتهاي معمول اين بار در ضربات پنالتي بهتر عمل كرد و با شكست كويت پس از تيمهاي عربستان و امارات در سكوي سوم آسيا ايستاد. اين مقام سومي سرو صداهاي زيادي را بر پا كرد چرا كه فوتبال ما نزديك به يك دهه در سطح آسيا موفق نبود و به يك تيم درجه دوم و سوم تبديل شده بود حالا آسيايي ها ما را دوباره باور مي كردند.

يكروز بعد شوراي بازرگاني ايرانيان مقيم دوبي با همكاري كنسولگري ايران يك مراسم ميهماني را به افتخار و براي تشويق ملي پوشان در هتل كنتينانتال دوبي برپا كردند كه در اين ميهماني به هر يك از اعضاء تيم حواله اتومبيل پيكان و يك دستگاه تلويزيون رنگي اهداء شد.

|+| نوشته شده توسط محمد فلاح نژاد در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386 ساعت 21:31 |

زندگی نامه نیکول کیدمن

تام کروز:حالا به اينكه بازنشسته شوم فكر نمي كنمتام كروز

 

به گفته H.W. Fowler از بزرگترين ستاره ها در هالي وود بودن شما را به سمت كارگردانان بزرگي مثل Steven spielberg ودر نتيجه شركت در فيلم هاي موفقي مثل Minority Report هدايت مي كند. ولي حتي اين هم باعث نمي شود تا احساس خوشبختي كنيد و اين نكته را Tom Cruise زماني فهميد كه ازدواج 10 ساله اش با Nicole Kidman در سال گذشته از هم پاشيد و علاوه بر آن نمي توان جلوي سوال كردن هاي مردم را هم از قبيل” آيا از اينكه وارد 45 سالگي مي شوي نگراني؟“ يا ” با دهانت چه غلطي داري مي كني؟“ را گرفت. Cruise بدون توجه به آنها لبخند مي زند و به نظر مي رسد كه كاملاً از زندگيش لذت مي برد.

فاولر: در فيلم Minority Report بانداژه هايي را به دور چشمهايت داشتي. و صورتت هم كه شبيه آن پيرمرد است. ماسكها، تغيير دهنده هاي چهره و ...در بيشتر فيلمهايي كه تواز ميانه ي دهه ي 40 ساخته اي، به چشم مي خورد، نظرت راجع به داشتن چنين صورت مشهوري چيست؟

كروز: مي دانم در چهار فيلم آخر يك چنين كارهايي را كرده ام. همين طوري اتفاقي اين جوري مي شد. چيزي است كه مربوط به شخصيت ها مي شود. در فيلم ماموريت غير ممكن بخشي از حقيقت بود، در فيلم Wide shut ماسكها در خود داستان بودند.براي فيلم آسمان وانيلي من آن شخصيت را دوست داشتم و اين هم قسمتي از آن شخصيت بود.

فاولر: پس اين طوريه. ولي چيزي كه هست اينكه حالا تو داري دندانهايت را هم عوض مي كني؟

كروز: بله دندانهايم را سيم كشي كرده ام. باورتان مي شود؟

فاولر: چگونه لبخند مي زدي؟

كروز: من روي دندانهاي كودكانم تحقيق كردم و به رشدشان نگاه كردم. دندانهاي بالايي من زيادرشد كرده بودند و يك تداخلي با دندانهاي پايين داشتند و من نمي توانستم دهانم را ببندم

فاولر: نمي ترسي ازا ينكه نتواني غذا بخوري؟

كروز: ] خنده [ خوب ريسكش را قبول كرده ام.

فاولر: تو آدم شوخي هستي. ولي به شركت در كارهاي خطرناك هم شهرت داري. مسابقات اتومبيل راني، پرواز هواپيما، سقوط آزاد. همه آنها را تجربه كردي. تو ديگه چه آدمي هستي؟

كروز: وقي 3، 4 سالم بود يك دانه از آن اسباب بازيها كه به هوا پرتابشان مي كني و چترشان باز مي شود داشتم. در نتيجه پارچه هاي رخت خوابم را پاره كردم و يكي كمي خرت و پرت از انبار برداشتم ، يك چتر ساختم با آن از پشت بام انبار پريدم پايين و شديداً آسيب ديدم. من هميشه ازدرختان بالا مي رفتم و كارهاي زياد ديگري از اين قبيل مي كردم .

فاولر:در مورد شغلت چطور؟ تو معمولاً در انتخاب فيلمهايت دقت مي كني ولي در مورد Eyes wide shut Magnolia و Vanila sky چطور. آنها حتي براي ستاه اي در حد و اندازه هاي تو هم پراز ريسك و خطربودند.

كروز: من براي انتخاب فيلم هايم به حرفهاي مردم گوش نمي كنم. يا اين را انتخاب مي كنم يا ديگري را بسته به احساسم دارد. مثلاً داستان فيلم را مي خوانم به نظرم هيجان انگيز مي آيد، پس همان را انتخاب مي كنم.

تام كروز

فاولر: چه چيزي در داستان كوتاه Minority Report نوشته Philip k Dick تو را به وجد آورده بود؟

كروز: وقتي آن را خوندم در حال بازي در فيلم Eyes wide shut بودم و به نظرم آمد كه اين داستان پتانسيل زيادي براي فيلم سينمايي شدن دارد. يك داستان شخصي، كه نقش ها و بازيهاي فوق العاده اي داشت. ولي هنوز مطمئن نبودم اما هنگامي كه فهميدم Steven قصد به عهده گرفتن آن را دارد. منم خواستم ببينم آينده ام با Steven spielbeng چگونه مي شود. ما شروع به صحبت در مورد اينكه چگونه مي خواهيم اين دنياي واقعي را كه در آن مردم به طرقي عجيب زندگي مي كنند را بازسازي نماييم و مسائلي از اين قبيل.

فاولر: آيا به فكر تولد 45 سالگيت در ماه جولاي هستي؟

كروز: بله فكر مي كنم بعضي دوستانم دارند برنامه هاي يك جشن كوچك را تدارك مي بينند.

فاولر: آيا هيچ وقت فكر مي كردي در اين سن هم خوش قيافه باشي؟

كروز: ]خنده[ اصلا ً نمي دانستم

فاولر: معمولاً چه تمرينهايي مي كني؟

كروز: من آدم فعالي هستم. خلباني مي كنم، كوهنوردي مي كنم، كارهاي مختلف زيادي انجام مي دهم نه به طوردائم ولي وقتي براي يك فيلم آماده مي شويم مقداري ژيمناستيك كار مي كنم

هم اكنون در حال كار بر روي فيلم The last samurai (آخرين سامورائي) هستم در نتيجه هر روز كارهاي متفاوت و زيادي را بايد انجام دهم. آنها آدمهاي خيلي فعالي بودند!

فاولر: پس هيچ بحراني را در زندگي نداشته اي؟

كروز: من فقط مي خواهم كار كنم،زماني را كه جوان بودم به ياد مي آورم و اينكه آن موقع فكر مي كردم خدايا! آيا دوباره يك كار ديگر را خواهم گرفت؟ چه اتفاقي خواهد افتاد؟ من فقط مي خواهم به كارم ادامه دهم و در آن پيشرفت كنم. حالا به اينكه بازنشسته شوم فكر نمي كنم. به نظر من اگر زماني اشتباهاتم زياد شود، آن موقع،هنگام خداحافظي است ولي حالا وقتي كار مي كنم كاملاً ذوق و شوق دارم و از عهده كارها بر مي آيم.

فاولر: تصور كن كه اخيراً دچار بحران بسيار شديدي شده اي، چه كار مي كني؟

كروز: مسلماً اتفاقي كه سال گذشته برايم افتاد سخت ترين دوران زندگيم بود ولي خوب زندگي اين جوريه ديگه. من تو زندگي خوش شانس بوده ام. وقتي فرصت انجام كاري را دارم به نحو احسن از آن استفاده كرده و آن را انجام ميدهم. من از آن دسته آدمهايي نيستم كه مرتب از زندگي شكايت و ناله و زاري مي كنند . ولي خوب هيچ وقت هم زير فشار خيلي زياد نبوده ام.

فاولر: طلاق چه تاثيري رواني بر تو داشت؟ بخصوص در مورد روابطت؟

كروز: من خسته و نااميد نيستم. فكر مي كنم كه كاملاً واقع بين باشم. و موقعيت هاي به مراتب بهتري هم در زندگي دارم.

فاولر: مسلماً عاشق Penelope cruz شدن به تو كمك خواهد كرد . حال هر وقت كه اين اتفاق افتاده باشد، نه؟

كروز: واقعاً چه زماني اين اتفاق افتاد ؟ ما دوست بوديم. تلفني با هم صحبت مي كرديم كلي وقت با هم مي گذرانديم . فكر كنم اين اتفاق در ماه جولاي افتاد. مي داني رابطه كم كم شكل ميگيرد. شما از همديگر خوشتان مي آيد و با هم زماني را سپري ميكنيد. ما هم همين كار را مي كرديم مثل بقيه.

فاولر: زندگي تو زير ذره بين بود، پر از اتهامات بي مورد و فضوليهاي زشت. چگونه با اينها كنار آمدي؟

كروز: خنده داره. وقتي داشتم بزرگ مي شدم هميشه يك شاگرد جديد در مدرسه بودم. هر وقتي كه جابجا مي شدم با كنجكاويهاي بي مورد ديگران و غيبت كردن آنها در موردخودم سروكار داشتم. و اين باعث شد كه بهفمم كه با بقيه متفاوتم . شما به ميهانيها دعوت نمي شويد، شايعات زيادي در مورد شما وجود دارد و چيزهايي از اين قبيل، بعضي وقتها با خودم فكر مي كنم كه هي پسر! تا كي اوضاع مي خواهد اينگونه باشد؟ بايد يك كاري بكني. ولي بعداً متوجه مي شوم كه اين دنيا هميشه همين طور بوده و خواهد بود. مادرم سابقاً به من مي گفت: ”Tom سلام، بيدار شو دنيا اين طوريه ديگه!“ پس وقتي بزرگ شدم فهميدم كه بله همين طوريه در نتيجه ديگه نمي خواهم كلي از وقتم را به اين نگرانيها اختصاص دهم مي خواهم كارم را به خوبي انجام داده تا پيشرفت كنم و از زندگيم لذت ببرم.

فاولر: بينش هاي علميت را چگونه با اين موضوع سازگار مي كني؟

كروز: اين بينش در دهه ي 80 وقتي يك محصل بودم خيلي مفيد بود. چيزهايي در آن وجود دارد كه واقعاً به من در زندگي كمك كرد.در كاهش ترسها و استرس ها. علم ابزارهاي زيادي به من داد تا روز به روز بهتر شوم.

فاولر: خوب حالا كه در مورد همه ي مطالب معمول صحبت كرديم، چيزي را به ما بگو كه همه مي خواهند بشوند: چرا چمن هاي Rosie O’Donnell را زدي ( كه براي آخرين سريال Rosie O’Donnell ضبط شده بود)

كروز: او ( Rosie ) از من خواست و من هم كه در اين كار استادم من هميشه در كوتاه كردن چمن ها خبره بوده ام.

«اين كار را دوست عزيز آرش حميدي زحمت  كشيده اند و براي ما فرستاده اند.»

  

|+| نوشته شده توسط محمد فلاح نژاد در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386 ساعت 21:26 |

زندگی نامه نیکول کیدمن

 

   جنيفرلوپز هنرپيشه وخواننده پاپ در ۲۴ جولای  سال ۱۹۷۰ در محله برونکس نيويورک  بدنيا آمد. او کارش را  به عنوان رقصنده شروع نمود و در صحنه های  ويدئو کليپ های موزيکال گوناگونی ظاهر شد.

   در سال ۱۹۹۰ او برنده جايزه رقابت ملی شد و توانست در سريالهاي تلويزيونی"FOX" و "رنگ زندگی" نقشهای كوچكي را بازي نمايد.

   اولين فيلم تلويزيونی كه او در آن ايفاي نقش نمود "پرستاران روی خط" نام داشت و بعد از آن در فيلم تلويزيونی ديگری به نام "سقوط پرواز شماره ۷" بازي كرد.

  اما جنيفر اولين فيلم سينمايي خود را در سال ۱۹۹۳ به نام "خانواده من" بازی کرد و بعد از آن هم  در سال ۱۹۹۵ در فيلم "قطار پول" ظاهر شد که نقشهای مقابل وی را "وسلی اسنامپرچر" و "ودی هاريسون" ايفا ميکردند.

  او در سال ۱۹۹۶ در فيلم "جک" به کارگردانی"فرانسيس فورد" و نقش آفرينی"رابين ويليامز" ظاهر شد و در سال ۱۹۹۷  به اولين موفقيت بزرگ خود به خاطر بازی در نقش "سلنا" که تصوير زنده ای  از خواننده پاپ "‌تجانو سلنا کوئين تيلانا پرز " بود، نائل شد.(خواننده ای که بدست يکی از طرفداران ديوانه خود کشته شده است)و بدين خاطر مورد تحسين همگان قرارگرفت و جايزه" GOLDEN GLOBE"  را از آن خود ساخته و گرانترين هنرپيشه لاتينی در تاريخ نام گرفت و با پرداخت يک ميليون دلار به وی در همان سال فيلم "ANACONDA" (مار وحشتناک) را بازی کرد.

  بعد از آن در فيلم "خون وشراب" بهمراه "جک نيکلسون" ايفاي نقش نمود و در ادامه او بهمراه "جورج  کلونی" در نقش مارشال فدرال (کارن سيسکو) در فيلم "خارج از محدوده" به کارگرداني "استيون اسپيلبرگ" که بر اساس کتابی از المور لئونارد ساخته شده بود ظاهر شد و بدين ترتيب جنيفر  در جايگاه هنر پيشه هاي مطرح و مشهور قرار گرفت.

  کار موسيقی جنيفر لوپز در ششم جولاي سال ۱۹۹۹  با آلبومی به زبان  لاتين شروع شد و اين آلبوم  به خاطر آهنگ " IF YOU HAD MY LOVE" با موفقيت کم نظيری روبرو گرديد که لوپز را هم رديف ريکی مارتين قرار داد. در اوايل سال ۲۰۰۰  جنيفر به دليل موفقيت در دومين آهنگ خود بنام "WAITING FOR TONIGHT" کانديدای جايزه ای برای اجرای بهترين رقص شد  اما او جايزه را ازدست داد.

  در تابستان سال ۲۰۰۰ او در فيلم  علمی تخيلی و ترسناک "سلول" بازی کرد  که در اين فيلم نقش يک روانشناس کودک را ايفا ميکرد و در همان سال نيز در فيلم "ENOUG" ايفاي نقش نمود.

  در اوايل سال ۲۰۰۱ جنيفر  به خاطر موفقيت های پی درپی به بالاترين سطح معروفيت خود رسيد كه از جمله اين موفقيتها مي توان به قرار گرفتن آلبوم وي در رديف يكم جدول آهنگهای پاپ و يا بيشترين فروش در هفته اول اکران  فيلم کمدی ـ رومانتيک  "تصميم گيرنده ازدواج" اشاره كرد.

  در سال ۲۰۰۲ او در فيلم کمدی "MAID IN MANHATTAN"  بازي کرد و در سال ۲۰۰۳  نيز با "بن افلک" در فيلم "GIGLI"  هم بازی شد. او همچنين در فيلم  "ما بايد برقصيم" نقش مقابل"ريچارد گر" را  بازی كرد.

 

  قرار بر اين است او در آينده نزديك فيلم ديگري نيز با بن افلک تحت عنوان "JERSEY GIRL" بازی نمايد.

  او در حال حاضر مشغول بازي در فيلم"زندگی ناتمام ميباشد" است كه مراحل پاياني ساخت را مي گذراند.جنيفر در اين فيلم نقش يك مادر را بازی ميکند و نقش پدرشوهرش را هم  "رابرت فورد" برعهده دارد.

  جنيفر در سال  ۱۹۹۷  به مدت کوتاهی با "اجانی نوا"که يک مدل و يک هنرپيشه بود  ازدواج کرد و بعد از آن برای مدت طولانی با (SEAN  PUFFY  COMBS) رابطه داشت. در دسامبر   ۱۹۹۹ جنيفر و COMBAS  که به يک کلوپ شبانه در خارج از  شهر نيويورک رفته بودند دچار خطر شدند و در آنجا به سويشان از طرف افراد نامعلومی گلوله شليک شد که در اين حادثه سه نفر جان باختند ولي به آنها آسيب چنداني نرسيد.

  اين دو در اواسط فوريه از هم جدا شدند و بعد از آن جنيفر با "كريس جود" كه در يکی از ويدئوکليپهای آهنگ "LOVE DON'T COST "ATHING رقاصی ميکرد آشنا شد و در آگوست سال ۲۰۰۱ آنها نامزدييشان را اعلام کرده و در سپتامبر  همان سال ازدواج کردند ولی ۹ ماه بعد از هم جداشدند.

  در پاييز سال ۲۰۰۳ جنيفر  با "بن افلک" نامزد کرد که البته برای مدتی نزديک بود از هم جدا بشوند اما به هر حال آنها دوباره تصميم گرفتند به قرار خود پايبند باشند و عروسی خود را اعلام کردند و جنيفر هم اعلام کرد که دوست  دارد مادر بشود تا کمی  به زندگييش تداوم ببخشد.

 

|+| نوشته شده توسط محمد فلاح نژاد در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386 ساعت 21:25 |

زندگی نامه نیکول کیدمن

نيكول كيدمن

نيكول در بيستم ژوئن سال 1967 در هاوايي بدنيا آمد. او يك ستاره سينماست و داراي شهرت فراواني است. پدرش يك متخصص شيمي و مادرش استاد پرستاري بود نيكول از سن 4 سالگي در سيدني استراليا پرورش يافت و اين علت شهرت او به لهجه منحصر به فردش است.

دوران كودكي او به شدت با فعاليتهاي اجتماعي پدر و مادرش آميخته بود مادرش كه يك فيمينيست تند و تيز بود و حتي حاضر نبود براي او  عروسك بخرد پدرش او را با خرك ورزشي تمرين مي داد. ورزش يك قسمت از زندگي او در خانه بود نيكول مجبور بود در پايان روز با والدينش درباره يك نشريه سياسي يا اتفاقات روز بحث و گفتگو كند.

نيكول به شدت از اين اوضاع احساس بدي داشت همينطور كه بزرگ مي شد اولين تجربه بازيگري او در سن 6 سالگي بوقوع پيوست زمانيكه او در يك نمايش مدرسه اي در كريسمس ظاهر شد در سنين نوجواني آموزش رقص، تئاتر و پانتوميم ديد بخصوص علاقه شديد به رقص باله داشت.

امروزه اندام متناسب او بخشي از زيبايي اوست. اما در كودكي بخاطر قد بلندش نسبت به همكلاسيهايش خيلي متناسب نبود و چهره رنگ پريده او در جواني امتيازي براي او محسوب نمي شد.

او معمولاً در تئاتر  « فيليپ استريت » در سيدني شركت مي كرد. علاقه اش به باله و هنرهاي نمايشي براي نيكول كافي بود تا به هنرپيشگي علاقه مند شود. در سال 1983 نيكول اولين نقش خود را در فيلم استراليايي "Bush Christmas" بازي كرد. او يك اثر به ياد ماندني در پيشينه استراليايي خود آفريد به طوريكه هنوز هر دسامبر تلوزيون آن را پخش مي كند. در سال 1985 زمانيكه او فقط 17 سال داشت به عنوان هنرپيشه زن سال در استراليا برگزيده شد. زمانيكه در آمريكا در فيلم پر هيجان "Dead Calm" ظاهر شد خيلي زود به عنوان يك هنرپيشه شناخته شده در كل دنيا پذيرفته شده بود نيكول بزرگ شده بود و زيبايي خاص خودش را پيدا كرده بود همانطور كه امروزه مي شناسيمش فيلم بعدي نيكول "Days of Thunder" نام داشت كه در زندگي آينده او اثر گذار بود. در فيلم ماشين مسابقه او دل تام كروز را دزديد و بالاخره در سال 1990 نيكول و تام در كلرادو ازدواج كردند. در چند سال بعد از آن نيكول در تقلا براي براي اين بود كه خود را نه فقط به عنوان همسر تام كروز بلكه به عنوان يك هنرپيشه مطرح كند. نيكول در سال 1995 جايزه بهترين هنرپيشه زن Golden Globes را ازان خود كرد. در فيلم بعدي نيكول به عنوان زن بتمن در فيلم پرطرفدار آن زمان «بتمن براي هميشه» بازي كرد.

نيكول كيدمن

نيكول در فيلم "Eyes Wide Shut" با همسرش تام كروز روبرو شد كه به كارگرداني استنلي كوبريك ساخته شد. مقاله هاي متعددي در مورد اين فيلم نوشته شد و اين دو به عنوان يك زوج موفق در هاليوود سلطنت مي كرند. فيلم قابل توجه بعدي نيكول «مولن روج» بود و بخاطر صدمه ديدن زانويش در اين فيلم از فيلم "The Panic Room" كنار گذاشته شد. نيكول و تام سرپرستي دو كودك به نامهاي ايزابل جين و كونور آنتوني را به عهده گرفتند. تام و نيكول بعد از 10 سال زندگي مشترك در فوريه 2001 از يكديگر جدا شدند و سخنگوي نيكول اين را يك ماه بعد رسماً‌ اعلام كرد و طلاق در يكم آگوست 2001 رسماً انجام شد.

 

 

|+| نوشته شده توسط محمد فلاح نژاد در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386 ساعت 21:24 |

زندگی نامه فیگو

فيگو

لوئيز فيليپه مادريا كايرو فيگو در روز 4 نوامبر 1972 در ليسبون پرتغال بدنيا آمد. او در يك خانواده ي نسبتاً فقير بزرگ شد. فيگو مهارت هاي خود در فوتبال را در كسوت يك عضو جوان در يك تيم محلي فوتبال با نامOS PASTILHAS به همگان نشان داد.

او در سن 10 سالگي به افزايش مهارت هايش به عنوان يك بازيكن براي اسپرتينگ ليسبون (يكي از سه تيم بزرگ پرتغال) پرداخت.او اولين بازي خود را در سن 17 سالگي براي تيم اول اسپرتينگ انجام داد و در حالي كه يك جام پرتغال را از آن خود كرده بود تا فصل 96-95 به بازي در اسپرتينگ ادامه داد. در اين زمان بود كه فيگو بعد از امضاي دو قرارداد ناموفق يكي با پارما وديگري با يوونتوس از حضور در ايتاليا چشم پوشيد و با عقد يك قرارداد به عضويت باشگاه بزرگ بارسلونا درآمد. او در آن زمان تنها 22 سال داشت. سال 1998 كه مصادف بود با كاپيتان شدن فيگو در بارسلونا اين تيم برنده ي ليگ اسپانيا و سوپر جام اروپا شد. يك سال بعد بود كه فيگو در يك فصل هفت گل به ثمر رساند و نيز به مقام پنجم بهترين بازيكن سال در آن سال نائل گشت! كه البته مقام اول نصيب هم تيمي اش يعني ريوالدو شده بود. فيگو در دوران بازيش در بارسلونا 2 قهرماني ليگ، جام اسپانيا ، سوپر جام اسپانيا، سوپر جام اروپا و جام در جام قهرمانان را تجربه كرد. 

ولي سال تحول در فوتبال فيگو سال 2000 بود . در فصلي كه به آخرين فصل حضور فيگو در تيم مبدل گشت او  به همراه بارسلونا  30 گل به ثمر رسانده در 172 بازي ترك كرد. انتقال فيگو از بارسلونا به مادريد يكي از جنجالي ترين نقل و انتقالات تاريخ فوتبال است كه در حقيقت مسبب آن جنگ انتخاباتي لئوناردو سانز با فلورنتينو پرز بود.

پرز گفته بود كه اگر به عنوان رئيس رئال انتخاب شود اين ستاره ي اسپانيايي را كه به تازگي به طور خيره كننده اي در يورو 2000 درخشيده بود و نيز همگان او را عضو جدا ناشدني پارسا مي انگاشتند را به برنائبو خواهد آورد. در آن زمان كسي حرف او را باور نكرد. آن موقع خيلي بعيد به نظر مي رسيد كه بين اين دو دشمن ديرينه يعني رئال و بارسا توافقي صورت پذيرد، همچنين خود فيگو نيز دو مرتبه كذب شايعه هاي پراكنده شده در مورد اين انتقال جنجالي را بيان كرد بود. ولي گذشت زمان تائيدي بر صدق وعده هاي انتخاباتي پرز شد و سرانجام فيگو پا جاي پاي كساني مثل آلفردو دي استفانو، برندشوستر، و ميشل لادروپ از معدود كساني كه اين انتقال بزرگ را تجربه كرده اند گذاشت و به رئال مادريد پيوست . بدون شك او كه ي! كي از بهترين بازيكنان فوتبال اروپا مي باشدبعد از انتقال 56 ميليون دلاريش به رئال مادريد به گران قيمت ترين بازيكن جهان نيز مبدل شد و اين بازيساز رئال مادريد از 24 جولاي 2000 (در كنار شكستن ركورد بالاترين دستمزد جهان) با به ثمر رساندن گلي بسيار حساس در برابر انگلستان در يورو 2000 سالي فراموش نشدني را پشت سر گذاشت.

فيگو اين دهه را از ابتدا با كسب افتخار شروع كرد كه از اين قبيل مي توان به توپ طلائي از طرف فرانس فوتبال و نيز برگزيده بهترين بازيكن سال اروپا و دومين بازيكن منتخب دنيا از طرف فيفا اشاره كرد. فيگو به خاطر مهارت فراوانش در ارسال پاس معروف است او از طرف هواداران به عنوان بهترين پرنده نيز شناخته مي شود ونيز او حتي با بهترين بازيكن تاريخ رئال مادريد يعني دي استفانو نيز مقايسه مي شود. فيگو در زماني كه گل نمي زند و در زمين به دريبل زدن مشغول نيست يك آدم متاهل با يك بچه است كه از وقت گذراني بادوستانش نيز خرسند مي باشد. بخصوص در ساحل.

سوابق:

كشور : پرتغال
متولد:
4 نوامبر 1972، ليسبون
قد:
80. 1 متر
وزن :
67 كيلوگرم
پست بازي:
بازيكن وسط
شماره:
10
وضعيت تاهل:
متاهل داراي يك فرزند
باشگاه:
رئال مادريد
باشگاههاي قبلي:
اسپرتينگ ليسبون، بارسلونا
اولين بازي باشگاهي:
17 سالگي براي اسپرتينگ در فصل 91-1990
افتخارات :
2 قهرماني ليگ اسپانيا
               جام حذفي اسپانيا
               سوپر جام اروپا
              جام در جام قهرمانان
              برنده توپ طلائي فرانس فوتبال
              بهترين بازيكن اروپا و....

 

|+| نوشته شده توسط محمد فلاح نژاد در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386 ساعت 21:22 |

معرفی نویسنده وبلاگ
اين روزا عادت همه رفتن ودل شكستنه 
درد تموم عاشقا پاي كسي نشستنه
اين روزا مشق بچه ها يه صفحه آشفتگيه
گرداي رو آينه ها فقط غم زندگيه
اين روزا درد عاشقا فقط غم نديدنه
مشكل بي ستاره ها يه كم ستاره چيدنه
اين روزا كار گلدونا از شبنمي تر شدنه
آرزوي شقايقا يه شب كبوتر شدنه
اين روا آسمونمون پر از شكسته باليه
جاي نگاه عاشقت باز توي خونه خاليه
اين روزا كار آدما دلهاي پاك رو بردنه
بعدش اونو گرفتن و به ديگري سپردنه
اين روزا كار آدما تو انتظار گذاشتنه
ساده ترين بهانشون از هم خبر نداشتنه
اين روزا سهم عاشقا غصه و بي وفاييه
جرم تمومشون فقط لذت آشناييه
اين روزا توي هر قفس يكي دو تا قناريه
شبها غم قناريها تو خواب خونه جاريه
اين روزا چشماي همه غرق نياز شبنمه
رو گونه هر عاشقي چند قطره بارون غمه
اين روزا ورد بچه ها بازي چرخ و فلكه
قلباي مثل دريامون پر از خراش و تركه
اين روزا عادت گلها مرگ و بهونه كردنه
كار چشماي آدما دل رو ديونه كردنه
اين روزا كار رويامون از پونه خونه ساختنه
نشونه پروانگي زندگي ها رو باختنه
اين روزا تنها چارمون شايد پرنده مردنه
رو بام پاك آسمون ستاره رو شمردنه
اين روزا آدما ديگه تو قلب هم جا ندارن
مردم ديگه تو دلهاشون يه قطره دريا ندارن
اين روزا فرش كوچه ها تو حسرت يه عابره
هر جا يكي منتظر ورود يه مسافره
اين روزا هيچ مسافري بر نمي گرده به خونه
چشاي خسته تا ابد به در بسته مي مونه
اين روزا قصه ها همش قصه دل سوزوندنه
خلاصه حرف همه پر زدن و نموندنه
اين روزا درد آدما فقط غم بي كسيه
زندگيشون حاصلي از حسرت و دلواپسيه
اين روزا خوشبختي ما پشت مه نبودنه
كار تموم شاعرا فقط غزل سرودنه
اين روزا درد آدما داشتن چتر تو بارونه
چشماي خيس و ابريشون همپاي رود كارونه
اين روزا دوستا هم ديگه با هم صداقت ندارن
يه وقتا توي زندگي همديگر و جا مي ذارن
جنس دلاي آدما اين روزا سخت و سنگيه
فقط توي نقاشيا دنيا قشنگ و رنگيه
اين روزا جرم عاشقي شهر دل و فروختنه
چاره فقط نشستن و به پاي چشمي سوختنه
اسم گلا رو اين روزا ديگه كسي نمي دونه
اما تو تا دلت بخواد اينجا غريب فراوونه
اين روزا فرصت دلا براي عاشقي كمه
زخماي بي ستاره ها تشنه ياس مرهمه
اين روزا اشك مون فقط چاره ي بي قراريه
تنها پناه آدما عكساي يادگاريه
اين روزا فصل غربت عشق و يبدهاي مجنونه
بغضاي كال باغچه منتظر يه بارونه
اين روزا دوستاي خوبم همديگر رو گم ميكنن
دلاي پاك و ساده رو فداي مردم ميكنن
اين روزا آدما كمن پشت نقاب پنجره
كمتر ميبيني كسي رو كه تا ابد منتظره
مردم ما به همديگه فقط زود عادت مي كنن
حقا كه بي وفايي رو خوب هم رعايت ميكنن
درسته كه اينجا همه پاييزا رو دوست ندارن
پاييز كه از راه ميرسه پا روي برگاش مي ذارن
اما شايد تو زندگي يه بغض خيس و كال دارن
چند تا غم و يه غصه و آرزوي محال دارن
اين روزا بايد هممون براي هم سايه باشيم
شبا يه كم دلواپس كودك همسايه باشيم
اون وقت دوباره آدما دستاشون رو پل ميكنن
درداي ارغواني رو با هم تحمل مي كنن
اگه به هم كمك كنيم زندگي ديدني ميشه
بر سر پيمان مي مونن دوستاي خوب تا هميشه
اما نه فكر كه ميكنم اين كار يه كار ساده نيست
انگار براي گل شدن هنوز هوا آماده نيست
 

سلام به دوستای خوب خودم

 

چطورین؟؟؟

 

زود میرم سر اصل مطلب

 

راستش یک یا دو ماه نمیخوام بنویسم

 

از همه ی شما هم ممنونم

 

از مریم عزیزم...آقا سپهر…نیلوفر گلم…

 

آقا هومن...عاطفه ی گل…شیاطین عزیز…

 

آقا بهزاد...آقا بابک…آقا سعید…بهدخت عزیزم

 

و خیلی از دوستای گلم …

 

قول میدم وقتی اومدم با  دست پر بیام

 

دلم واسه همتون تنگ میشه ….

 

حالا یه چند تا مطلب که مال خودم نیست

 

مینویسم…..امیدوارم خوشتون بیاد…..

عذر میخواهم از اینکه…

 

پای این کتاب شعر …

 

نام من حک شده است …

 

هرگز فراموش نمیکنم که …

 

غزل خنده های چشمهای تو

 

مرا شاعر کرد …

 

                              ***************

 

هیچ وقت شعار نداده ام…

 

 که به زور لبخند بزن …

 

بعضی وقت ها باید تا نهایت آرامش گریست …

 

آنگاه تبسمت زیبا تر از …

 

رنگین کمان بعد از باران خواهد شد ….

 

 

                            **************

 

به خاطر یافتن مقصر …

 

زندگیت را تلخ و سیاه نکن …

 

بگذار آنچه در پایان یک عشق به جا میماند …

 

خاطرات خوشی باشد …

 

از لحظه هایی که دیگر …

 

برای هیچ کداممان تکرار نخواهد شد ….

 

 

                            **************

 

سر کلاس ریاضی بود که استاد اومد و …

 

دو تا خط موازی روی تخته کشید …

 

خط بالایی یه نگاه به خط پایینی کرد و عاشقش شد …

 

خط  پایینی هم یه نگاه به خط بالایی کرد و ….

 

یه جورایی عاشقش شد …

 

اما توی همون لحظه بود که استاد گفت :

 

دو خط موا زی هیچ وقت به هم نمیرسن ….

 

 

                              ****************

 

و حرف آخرم …

 

رودها در جاری شدن ….

 

و علفها در سبز شدن معنا پیدا میکنند …

 

کوه ها با قله ها و دریا ها باموجها زندگی پیدا میکنند

 

و انسانها ….

 

همه ی انسانها با عشق ….

 

پس بار خدایا بر من رحم کن …

 

بر من که میدانم ناتوانم رحم کن ….

 

باشد که خانه ای نداشته باشم …

 

باشد که لباس فاخری بر تن نداشته باشم …

 

باشد که حتی دست و پایی نداشته باشم …

 

اما نباشد …

 

هرگز نباشد …

 

که در قلبم عشق نباشد … هرگز نباشد …

 

همتون رو به خدا میسپارم

 

یا حق …

 

|+| نوشته شده توسط محمد فلاح نژاد در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386 ساعت 16:13 |

بهترین های لیگ برتر انگلیس از دیدگاه سایت goal
گل یه مقاله نوشته در باره ی بهترین بازیکنان خارجی تاریخ لیگ برتر تو ارنج( 4-3-3) كه يكي از كاربران يك از فورومها ترجمش كردهنیشخند كه خيلي باحاله
يك نكته اينكه حرفهايي كه داخل پرانتز نوشته شده مال خود مترجمه كه خداييش حرف دل من هم هستنیشخند
دروازه بان:پیتر اشمایکل
هیچ بازیکن دیگه رو نمیشه توی این پست گذاشت.کسی که از نظر سرآلکس خرید قرن نام گرفت، کسی که در سال 1991 با 530 هزار پوند به منچستر اومد(من فکر میکردم بعد یورو92 اومد پس با این حساب این اعجوبه رو هم به حساب ساخته شده های منچستر بذارین)و دوران جدید حکمرانی منچستر رو باعث شد.دروازه بانی که شوت گیر عالی ای بود،اشمایکل تسلط باور نکردنی ای بر دروازه ش داشت و واقعا تیم رو از عقب زمین فرماندهی میکرد.
آمار های شخصی اون شمال چند بهترین دروازه بان سال اروپا و جهان هستش و این واقعیت فوق العاده که اون توی 42 درصد بازیهایی که انجام داد گل نخورد!!توی 8 سال!!!
مقدار جامهایی که اون یونیتد رو به سمتشون هدایت کرد واقعا وحشت آوره!طرفداران منچستر در هشت فصلی که اشمایکل توی دروازه ی منچستر بود 15 قهرمانی ریز و درشت رو جشن گرفتن!که 9 تاش درشت بوده:1 قهرمانی اروپا،5 تا لیگ برتر و سه تا جام حذفی!همچنین اون در سه گانه ی فوق العاده ی سال 99 نقش مهمی رو ایفا کرد.
اون بعد از یونایتد توی ویلا و منچستر سیتی هم هر کدام یک فصل بازی کرد ولی این دوران منچستر اون بود که باعث شد خیلیها به عنوان یکی از بهترین دروازه بان های تاریخ اونو بشناسن.
مدافع میانی:سامی هیپیا(یادمه یه بازی این اخراج شد ما 4 تا چپوندیم تو دروازه آنفیلد!)
وقتی که از Wilem II سال 99 با 3 میلیون پوند اومد لیورپول کسی فکرشو نمیکرد تو این لیست جا بگیره.کسی که روز به روز در لیورپول بهتر شد و با هر مربی ای تونست خودشو سازگار کنه(البته بنیتز چندان خوشش نمیاد ازش)
فنلاندی 6 و نیم فوتی از زمانی که وارد آنفیلد شد مهره ی مهمی به حساب اومد و در کنار استفان هنچوز و اخیرا جیمی کرگر خط دفاعی محکمی رو تشکیل داد.اون که توی هوا تقریبا نمیشه شکستش داد،کاملا به درد دفاع توی لیگ برتر میخوره.همچنین فیزیک اون باعث میشه که زمان حمله هم خطرناک باشه،مدافعی که توی 300 تا بازی 20 تا گل زده.
هیپیا با لیورول 10 عنوان برده و در بازگشت لیورپول به اوج نقش مهمی داشته،یه اروپا،یه یوفا،و فکر کنم سه تا حذفی.
مدافع میانی:یاپ استم
اون فقط 3 فصل توی انگلیس بازی کرد و توی این لیست با 80 بازی لیک برتر کمترین بازی رو داره اما به هر صورت مهر خودش رو روی لیگ برتر زد.یک صخره ی غیر قابل نفوذ در خط دفاعی منچستر در زمان حلول قرن!کسی که توی 3 فصلی که توی منچستر بود،سه قهرمانی پشت سر هم لیگ برتر،یک جام حذفی،یک اروپا و یک جام بین قاره ای رو با منچستر برد.
استم قلب خط دفاعی منچستر توی سه گانه ی سال 99 بود که بعدش با سرآلکس حرفش شد و رفت.
دفاع چپ:یان آرنه ریسه
سخت نخواهد بود اگه بگیم که ریسه توی 5 سال گذشته یکی از بهترین دفاع چپ های دنیا بوده.دوران اون توی لیورپول از زمانی که سال 2001 وارد آنفیلد شد با 7 عنوان همزمان شد.و همچنین او به سمت چپ لیورپول قدرت جمله ی فوق العاده ای داده.
دفاع ریسه در دورانی که توی انگلیس بازی کرده اگه نخوایم بگیم که تماشایی بوده،مستحکم بوده.حتی با اینکه درست قبل از ورورد بنیتز به آنفیلد افت کرد.
این هجوم های فوق العاده ریسه هستش که به اون مکانی توی این لیست داد.با حدود 30 گل زده،نیروی تهاجمی ریسه مثال زدنیه و بسیاری از اون گلها تنوع فوق العاده داشتن(برو بابا همش میشوته دیگه!)
به اینها سانترهای فوق العاده شو هم اضافه کنید و با توجه به اینکه 26 سالشه،میشه منتظر پیشرفت هم بود.
دفاع راست:ویلیام گالاس(تحریم میشه و ترجمه نمیشه!)
هافبک دفاعی:پاتریک ویرا
اگه در مورد حضور گالاس توی این لیست شک و تردیدی باشه(که هست)در مورد ویرا هیچ شکی نیست!(تائید میشه!).ویرا به راحتی بهترین هافبک دفاعی خارجی تاریخ لیگ برتره اگه نگیم که در کل بهترینه(البته به نظر منم بعد از کین بهترینه).
دوران اون در آرسنال همراه با 3 قهرمانی لیگ چهار جام حذفی و 29 گل در 279 بازی لیگ برتر بوده.تکل ها،هد ها،خراب کردن تاکتیک حریف،و فرماندهی ویرا باعث میشه که اونو یکی از بهترین بازیکن های تاریخ لیگ برتر بدونیم.
هافبک:رابرت پیرس
بال چپ فرانسوی 6 سال در انجگلیس گذروند،که همش تو آرسنال بوده توی 189 بازی لیگ 62 تا گل زده.و همچنین 43 پاس گل که نقش پیرس رو تو خطرناک بودن آرسنال نشون میده.اون بیشتر به خاطر تکنیک،مهارت فوق العاده ش تو تمام کنندگی و بازیسازیش شهرت داره.
اوج پیرس در فصل 2003/2004 بود که به همراه آنری توی تمام تورنمنت ها 57 گل زدن و اون فصل بی نظیر بدون شکست رو رقم زدن
هافبک:جیانفرانکو زولا(چون مربوط به دوران چلسی اصیل میشه و مال دوران ننگین چلسی نیست تحریم نمیشه!)
زولا در پاییز 96 به استمفورد بریج آمد و در حالی که بسیاری بازیکنان برای جا افتادن توی لیگهای جدید نیاز به زمان دارن،زولا نیاز به چنین چیزهایی نداشت و به سرعت شروع به ساختن لحظه های جادویی ای کرد کهباعث شد توسط طرفداران درست حسابی چلسیبه عنوان بهترین بازیکن تاریخ چلسی لقب بگیره(نه اینکه برن با پول نفت دزدی چارتا گری گوری بخرن هی بهشون لقب مزخرف بدن آخرشم هیچ کاری نتونن بکنن!)
زولا توی 229 بازی لیگ برترش 59 گل برای چلسی زد.زولا مشخصا از مارادونا در دورانی که توی ناپولی بازی میکرد یه چیزایی یاد گرفته بود.زولا با چلسی 6 جام برد.دو تا حذفی،یک آبخوری!یک جام در جام اون دو تای دیگه م احتمالا Charity Shield ای چیزی بودن.
مهاجم:اریک کانتونا
هیچ لیستی از خارجی های لیگ برتر نمیتونه بدون پادشاهش وجود داشته باشه.و Eric'The King'Cantona به راحتی توی این لیست قرار میگیره.
کانتونا(ی کبیر)در چهار سال و نیم حضورش در الدترافورد از فرصت استفاده کرد تا همواره به عنوان یک سنبل در بین طرفداران منچستر باقی بمونه.و علی رغم اینکه ضربه ی ماواشیش به طرفدار لیدز و حرفهای غیر معمولی که توی کنفرانس ها میزد براش دشمن تراشی کرد،این مهارت های کانتونا بود که اونو ماندگار کرد.
آمار شخصی اون کاملا گویاس،143 بازی لیگ 64 گل زده.اما آمار نمیتونن توانایی هدایت و عطش پیروزی اون رو نشون بدن.در زمان اون،باشگاه با کمک اون به چهار لیگ برتر دست پیدا کرد!کانتونا سمبل یک یونایتد جدید بود که برگشته بودن تا انگلیس رو فتح کنن(بعد از دوران سر مت بازبی)و با کمک کانتونا منچستر دقیقا همین کار رو کرد.
مهاجم:دنیس برگ کمپ
مهاجم:تیری آنری.
(این دو تا رو بعدا ترجمه میکنم.)

|+| نوشته شده توسط محمد فلاح نژاد در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386 ساعت 14:4 |

دراندیشه بازگشت به اوج

شايد سر الكس فرگوسن از قهرمانی اين فصل ليگ برتر به عنوان بزرگ ترين افتخارش از زمان حضور در منچستر يونايتد ياد كند، و مسلما بايد منتظر تابستان و آغاز فصل نقل و انتقالات بمانيم. منچستر يونايتد با قهرمانی اين فصل خود نشان داد كه مهارت و تسلط زيادی برای فتح مسابقات داخلی دارد ولی سرمربی اسكاتلندی اين تيم، همچنان آرزو دارد تا يك بار ديگر جام قهرمانان اروپا را بر فراز دستان خود ببيند.

مسلما يونايتدها در فصلی كه توانستند بار ديگر آرسنال را مغلوب خويش سازند و اين فرضيه را كه قدرت فوتبال انگلستان به هايبوری منتقل شده است با قطعيت رد كنند، بابت از دست دادن ليگ قهرمانان بسيار اندوهگين هستند. عليرغم پيروزی پرگل (3 ـ 4) در برابر رئال مادريد، به نظر می رسيد كه منچستر در بعضی زمينه ها، استانداردهای لازم جهت غلبه بر قهرمان اسپانيايی را ندارد. شايد آنقدرها هم كه در روزهای بد اين تيم در ماه های اكتبر و نوامبر گفته می شد، اين تيم نياز به تغيير و تحول نداشته باشد ولی اگر منچستر واقعا قصد دارد تا يك بار ديگر بر بام فوتبال اروپا قرار بگيرد، بايد چند مهره را به تيم خود اضافه نمايد. با اينكه هم رئال مادريد و هم منچستر يونايتد، موضوع انتقال ديويد بكام را رد كرده اند، اما همچنان مسئله ماندن يا رفتن وی در پرده ابهام قرار دارد. در واقع يونايتد بهترين نمايش های خود را در نبود وی ارائه داده است. در عوض اوله گونار سولشاير توانست سمت راست خط هافبك يونايتد را در دو بازی مقابل نيوكاسل، و بازی های رفت و برگشت مقابل ليورپول و آرسنال و در واقع بازی های كليدی فصل در اختيار بگيرد. در خط حمله، رود ون نيستلروی به واقع عالی عمل كرد و در خط هافبك نيز بازيكنانی چون پل اسكولز كه مهره كليدی يونايتد در طول فصل بود و رايان گيگز كه توانست خود را سريعا به فرم ايده آل برساند، به همراه سولشاير كه انعطاف زيادی از خود نشان داد، بازی های بسيار خوبی به نمايش گذاشتند. در حالی كه بكام، نتوانست تأثيری را كه در بازی های ملی انگلستان از خود بروز می دهد در منچستر تكرار كند، به نظر می رسد كه با تغيير سيستم تيم از 2 ـ 4 ـ 4 به 1 ـ 5 ـ 4 قابل تبديل به 3 ـ 3 ـ ،4 ديگر تأثير سابق را نداشته باشد. در اكثر مسابقات اين فصل به نظر می رسيد كه تاكتيك های يونايتد، همانقدر كه طرفداران و رقيبان را گمراه كرده، خود بازيكنان را نيز با مشكل مواجه كرده است.

در اين زمان بود كه كارلوس كوييروز، دستيار الكس فرگوسن و مربی سابق تيم ملی پرتغال هدف انتقادات واقع شد و حتی زمزمه هايی مبنی بر ناخشنودی بازيكنان از روش تمرينی وی نيز به گوش می رسيد ولی با وارد شدن مايك فلان تا حدودی از اين سروصداها كاسته شد. با اين حال پس از كسب جام قهرمانی، اكثر بازيكنان به تمجيد از كوييروز پرداختند. فرگوسن هيچ گاه يك مربی تاكتيكی نبوده است ولی در اكثر مسابقات به وضوح برنامه های تاكتيكی يونايتد قابل مشاهده بود. بدون شك، كوييروز تأثير زيادی در تغيير سيستم حمله ای قديمی اين تيم كه با استفاده از بال ها در سيستم 2 ـ 4 ـ 4 صورت می گرفت به سيستم های متغير كنونی داشته است. شايد وی نقش مهمی را نيز در جذب چند تن از بازيكنان مورد نظر يونايتد ايفا نمايد. يكی از اين بازيكنان ستاره اسپورتينگ ليسبون، ريكاردو كورشما، باشد كه در سن 19 سالگی از وی به عنوان لوئيس فيگوی جديد نام برده می شود. شايد فرگوسن بتواند از طريق كوييروز ستاره های پرتغال را به منچستر بكشاند. بی شك منچستريونايتد اقدام به جذب يك مهاجم مكمل بر ون نيستلروی خواهد نمود. با توجه به اينكه به نظر می رسد مذاكرات در مورد پاتريك كلايورت به نتيجه نرسد ولی مسلما جرمن دفو يكی از اهداف اصلی يونايتدها است كه در صورت سقوط وستهام، به راحتی در اختيارشان قرار خواهد گرفت. ون نيستلروی يك تمام كننده فوق العاده بوده و دفو نيز دارای سرعت و مهارت كافی جهت تكميل وی است و علاوه بر اين از شم گلزنی خوبی نيز بهره می برد و حتی از بسياری از جهات می توان وی را با اندی كول مقايسه كرد. وی توانايی سرعت بخشيدن به خط حمله يونايتد كه پس از جدايی اندی كول تا حدودی با مشكل مواجه شده را دارد.

البته مهاجم رئال سوسيه داد، نيهات قهوه چی نيز دارای فاكتورهای لازم است. خط هافبك منچستر از استحكام خوبی برخوردار است و با حضور كين، بات، اسكولز، گيگز و بكام، همچنان بهترين است حتی در اين فصل بازيكنانی چون كويينتون فورچون و فيل نويل نيز فرصت بروز دادن استعدادهای خود را داشتند و تا حدودی خوب عمل كردند. به اين جمع بايد ورون را نيز اضافه كنيم كه فرم بازی اش برای بازی های اروپايی بسيار خوب است. ولی شايد فرگوسن قصد دگرگونی داشته باشد. شايد روی كين در اين گروه جای بگيرد ولی اين طور كه به نظر می رسد، فرگوسن فرصت زيادی در اختيار كاپيتان تيمش جهت رهايی از بند مصدوميت زانو خواهد داد، از طرفی در بلندمدت نيز به نظر می رسد جان اوشی بتواند گزينه خوبی جهت ايفای نقش موتور در اين تيم باشد. در مقطعی از فصل عنوان شد كه گيگز از يونايتد جدا خواهد شد و با توجه به اينكه بلكبرن اعلام كرد كه حاضر است جهت فروش دامين داف به مذاكره بنشيند، وی می تواند جانشين ايده آلی برای رايان گيگز باشد. با توجه به درخشش رايان گيگز در تعدادی از بازی های اين فصل و در حمله كردن نيز بسيار بهتر عمل می كند، و همچنين كمبود بازيكن چپ پا در تيم، شايد فرگوسن ترجيح دهد كه از هر دو نفر در تيم خود استفاده كند. سال گذشته خط دفاع اين تيم نقطه ضعف اين تيم محسوب می شد، لذا ريو د فرديناند با رقم30 ميليون پوند به يونايتد پيوست. و با اينكه اين بازيكن اهل لندن هنوز به خوبی در تيم جا نيفتاده، ولی دفاع اين تيم وضع بهتری پيدا كرده است. جان اوشی نيز كلاس بالايی در بازی خود نشان داده است.

اين درست است كه فرگوسن اعتقاد زيادی به وس براون و مايكل سيلوستره دارد ولی كمبود تمركز و آرامش و همچنين عدم هماهنگی كافی با فرديناند باعث شد تا اين تيم بهای سنگينی در مقابل رئال مادريد بپردازد. فرديناند مقصرتر از بقيه بود ولی به نظر می رسد كه فرگوسن با توجه به پولی كه بابت وی پرداخته است، استقامت بيشتری نيز در موردش به خرج می دهد. به هر حال فيليپ مكسس و دانيل ون بويتن، كه به ترتيب در اوسر و مارسی بازی می كنند، مورد توجه فرگوسن قرار دارند. حال چه كسی در پشت سر آنها بازی خواهد كرد؟ به نظر می رسد كه دوران حضور فابين بارتز پس از اشتباهاتش در مقابل رئال و همچنين مصدوميت های پی درپی اش رو به اتمام است. البته نبايد منكر بازی های تحسين برانگيز وی در اين فصل شد كه حركت آكروباتيك وی در دفع ضربه سنگين ديتمار هامان در آنفيلد اوج آنها است. گفته می شود كه پل رابينسون دروازه بان 23 ساله ليدز يونايتد، به منچستر يونايتد ملحق خواهد شد. وی كه از دوران نوجوانی از طرفداران يونايتد بوده، دارای استعداد و كلاس لازم جهت موفقيت است. روی كرول نيز كه در چند بازی آخر فصل در تركيب منچستر قرار گرفت، نشان داد كه بايد باز هم خود را برای قرار گرفتن بر روی نيمكت آماده كند. فرگوسن در دوران حضورش در منچستر مشكلات زيادی با دروازه بان ها داشته است. دروازه بانانی چون جيم ليتون و ماسيموتايبی كه عملكرد بسيار ضعيفی از خود به جای گذاشتند و در واقع منچستر پس از پيتر اشمايكل دروازه بانی كه بتواند به آن تكيه كند، در اختيار نداشته است. تيم های بسيار كمی در اروپا تجربه منچستر يونايتد را در اختيار دارند. و عليرغم گفته های احساساتی و بچه گانه آرسن ونگر، هنوز هيچ كس قابليت رقابت با آنها را در ليگ برتر ندارد.

|+| نوشته شده توسط محمد فلاح نژاد در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386 ساعت 22:24 |