تبليغاتX
وبلاگ محمد فلاح نژاد
وبلاگ محمد فلاح نژاد
شامل بخشهاي ورزشي-عمومي وغيره
ماه رمضان
ماه رمضان المبارک
|+| نوشته شده توسط محمد فلاح نژاد در جمعه سی ام شهریور 1386 ساعت 23:3 |

مجسمه

نگاه پر تمنايم را

در غروب رفتنت ديدى،ولي اعتنا نكردى!

چشمان پرالتماس و نمناكم را ديدى،

ولي نوازشى نكردى!

صداى شكستن قلب عاشقم را شنيدى،

ولى گوش نكردى!

فرياد دلم را شنيدى،

ولى باور نكردى!

گويى من در نگاهت مجسمه اى بودم

كه حتا شكستن بغض آسمان هم

دليل نشد به قصد خداحافظى،

چشمان بارانى ام را نوازش كنى.

شهر لبهايم،دهكده ى چشمانم و دنياى دست هايم

را در حسرت نوازشى عاشقانه گذاشتى؛

تا كهكشان عشقم در غم غربتش،

غرق باران ستاره هاى اشك دلم شود.

 

 

|+| نوشته شده توسط محمد فلاح نژاد در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386 ساعت 21:35 |

فقط براي شما
|+| نوشته شده توسط محمد فلاح نژاد در شنبه بیست و چهارم شهریور 1386 ساعت 11:26 |

عاشقانه

اینم تقدیم به شما نظر یادتون نره تو ادامه مطلب چند تا براتون گذاشتم

|+| نوشته شده توسط محمد فلاح نژاد در شنبه بیست و چهارم شهریور 1386 ساعت 11:24 |

تو فكرتم

زندگي تو اين دنياي فاني رو دوست ندارم دلم نمي خواد

 

 زنده بمونم خيلي سخته كه شكست بخوري حالا تو هر موردي

 

وقتي تلاشتو ميكني وقتي تو اوج خوشحالي هستي اما مي دوني كه اين

 

 خوشحالي هميشگي نيست بلكه تموم شدني هستش وقتي تلاشتو ميكني تا به

 

هدفت برسي ولي مي بيني نه انگار بايد خودت باشي و خودت و ستاره هاي آسمون

 

خدا!اون وقته كه ديگه بايد پا بذاري رو دلت نفست خودت عمرت وعشقت .عاشقي

 

خيلي بده ولي نامردي بدتر از اونه . قصه ي زندگي من خيلي جالبه خيلي اونجور كه

 

باور نشه ما هممون فقط ادعا داريم و بس فقط به خودمون مي باليم كه هيچ وقت

 

 عاشق نميشيم ولي يك نگاه اونوقته كه قلبت ميشكنه و برگردوندن قلبت به

 

 قبل كاره مشكليه شايد سالها طول بكشه كه يه عشقي فراموش بشه

 

 ولي اصل اينه كه آدما هميشه يه بار عاشق ميشن

 

|+| نوشته شده توسط محمد فلاح نژاد در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 ساعت 21:47 |

شعر زیبا
|+| نوشته شده توسط محمد فلاح نژاد در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386 ساعت 11:42 |

عکس ایرونی

 

|+| نوشته شده توسط محمد فلاح نژاد در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386 ساعت 11:13 |

هوای عشق

هوای دلم بارانی است و آسمان ذهنم کبود ، یاسهای زرد از

 

بی پناهی من آگاهند و قطره های باران از دل دردمندم خبر

 

دارند .

 

 

بغض در گلویم به زنجیر کشیده شده و من به روشنی

 

 

می دانم که زندگی ، رنگ آبی و آرامش خود را از دست داده

 

 است . آینده پر است از اشک و آه و حسرت و درد هجران و

 

 انتظار ، صفحه های دلم در آرزوی یک نگاه خواهند ماند و

 

طوفان هیچ نگاهی زندگی را تازه نخواهد کرد .

 

 

دستهایم را می گشایم . پنجره ی ذهن رو به کوچه ای باز

 

 است که حتی خاطره ها هم از آنجا رفته اند .

 

 

نفرین بر این زندگی ...

 

 

نفرین بر این سرنوشت که هرگز شیرین نیست .

 

|+| نوشته شده توسط محمد فلاح نژاد در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386 ساعت 22:59 |

زندگی بدون عشق .

 

ای عشق چقدر دل بستن به تو راحت و دل کندن از تو سخت است .

 

چقدر سخت است وقتی مرگ عشقی را ببینی که خودت سایبان صفا و پاکی آن را

 

 ساختی و آجر به آجر خانه عشقی را روی هم گذاشتی که یک روز بر سر

 

 آرزوهایت خراب شد .

 

چقدر سخت است ، زندگی بدون عشق .

 

عشقی که تازه چند روز پیش نوید زندگی و آزادگی را می داد و اکنون خبری جز

 

 مرگ و نیستی نداشت .

 

چقدر سخت است ، امید بستن به جاده ای که آخر آن سرابی بیش نیست و تو نیز

 

 در این جاده تنها به امید زندگی و بودن منتظر می مانی .

 

 

 

|+| نوشته شده توسط محمد فلاح نژاد در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386 ساعت 22:58 |

حرف های شیرین و فرهاد

قسمتی از حرف های شیرین و فرهاد  :

 

 

مرا در بیستون بر خاک بسپارید که تا شبها

 

    غم بی همزبانی را برای کوهکن گویم

 

        بگویم عاشقم ، بی همدمم ، دیوانه ام ، مستم

 

            نمی دانم کدامین حال و درد خویشتن گویم

 

از آن گمگشته ی من هم نشانی آور ای قاصد

 

    که چون یعقوب نابینا سخن با پیرهن گویم

 

        تو می آیی بر بالینم ، ولی آندم که در خاکم

 

            خوشامد گویمت اما ، در آغوش کفن گویم .

 

 

 

|+| نوشته شده توسط محمد فلاح نژاد در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386 ساعت 22:57 |